Friday, December 4, 2015

اختلاف طبقه شاه سلطان امپراطور خامنه اي!!! با ما كارتن خوابها



اسم من ممد است . من  6 سالمه، شنيدم كه همه جا به بچه هايي مثل من ميگن كارتن خواب، ولي كارتن من برام كوچيكه ، همه
 جام توش جانميشه، مجبورم وسطاي شب جابجا بشم كه يخ نزنم. آخه شبها وقتي سرم رو توي كارتن مي گذارم   پاهام بيرون مي مونه، من از يك تا صد رو بلدم بخونم چون بايد وزن آدما رو بهشون بگم! پدرم  تا همين ماه قبل كارگر بنايي بود و 1 سال بود كه حقوقش رو نداده بودن و وقتي پدرم دعوا كرد كارفرما او رو بيرونش كرد، پدرم مي گفت كارفرما خودش هم از ما بدبخت تر است،  پدرم مي گفت خدا رو شكر كه زنده ايم ، دوستش كه دكتراي حقوق داشته ، ماه قبل در حال كارگري بنايي بود كه از بالاي ساختمان به پايين افتاد و در دم جون داد.
 مادرم چند روز پيش كه به خونه برگشت ديگه داداش كوچكم همراهش نبود و هرگز به من نگفت كه دادشم كجا رفته، ولي مامان با ناراحتي  مي گفت كه بجاي داداش كوچيكم يك هفته مي تونيم شام بخوريم، ولي وقتي لقمه ها رو توي دهنش مي گذاشت من ديدم اشكاش داره مياد....بچه هايي مثل ما تو تهران خيلي زيادن، داداش بزرگم مي گفت كه اگر لازم باشه كليه اش رو مي فروشه و حاضر نيست ببينه كه من و مامان گشنه مي مونيم، مي گفت كه چشمهاش هم سالم هستن و اونها رو هم مي تونه بفروشه. 
ولي من سوالم اينه كه بالاخره حق ما تو اين دنيا از زندگي چيه؟ كي حق ما رو خورده ؟ شما خبر ندارين؟ خيلي دلم ميخواد راه بيفتم و برم ببينم بلاخره اوني كه حق مارو خورده كجاست؟ خودم با اين دستاي كوچكم حقمونو رو از گلوش بيرون مي كشم....

واقعا چه كسي حق محمد و محمد هاي ديگر رو خورده؟  كه عمده 90درصدي مردم ايران هر روز فقير و فقيرتر ميشن و تنها 10 درصد از  آقا زاده ها و ملازاده ها هستند كه زندگي هاي آنچناني دارند !!!
انگشت اتهام بيش از همه و پيش از همه به طرف اصلي ترين مهره اين نظام است ، وقتي كه بالاترين مهره اين مملكت خامنه اي دجال اين وضع زندگي را دارد كه همه  او را شاه سلطان امپراطور ايران  ميگويند، ببينيد ديگر اختلاسهاي چند ميلياري و دزديدن دكل و خوردن حق و حقوق ملت كه  كار سختي نيست و روال و روتين اين دولت دزدي اموال مردم است:
علي خامنه اي با 36 ميليارد دلار ثروت,
بيش از 500 هزار دلار وسايل آمريكائي براي چك غذا،
تعداد 100 اسب به قيمت بيش از 40 ميليون دلار,
هواپيماي خاص براي اسبها به قيمت بيش از 7 ميليون دلار,
200 قليان بيش از 2 ميليون دلار,
300 انگشتر خاتم دارد  كه ارزش آن هركدام بيش از 500 دلار است,
170 عصاي آنتيك و 120 عباي فاخر كه ارزش آنها به بيش از 2 ميليون دلاراست,
200 خودرو، 17 ماشين ضد گلوله ، 10 هزار نفر محافظ و ...........
 آيا باز هم دنبال باعث و باني فقر و بدبختي مي گرديد؟ 

چه بايد كرد؟
سر مار را بايد زد .زير و بالا فرقي ندارد، اين نظام از اساس فاسد و دزد است، اين نظام ، نظام دجالان است،  بياييد همه باهم هرچه در توان داريم  روي هم بگذاريم براي به زير كشيدن تاج و تخت امپراطوري ولي فقيه، از يك فرياد ، تا يك تراكت ، تا اعلام يك خواسته، همه اش موثر است، همه اش قدمي است به جلو تا روزي كه كل اين نظام به زير كشيده شود، تا محمد و همه محمد ها ديگر شبها در كارتن نخوابند و دوستانمان مجبور نباشند با مدرك دكترا كارگري كنند و مادرانمان پسرهايشان را براي يك لقمه نان نفروشندو.....
آري آري تنها كاري كه بايد كرد اين است كه همه مردم هم صدا يك شعار را سر دهند و باور و  ايمان و يقين داشته باشند كه اين شعار پايه هاي اين حكومت لرزان را فرو خواهد ريخت. 
مرگ بر اصل ولايت فقيه – مرگ بر خامنه اي –مرگ بر رفسنجاني – زنده باد آزادي 

Thursday, December 3, 2015

بیانیه دانشجویان دانشگاه کردستان در آستانه فرا رسیدن ۱۶آذر روز دانشجو


بیانیه دانشجویان دانشگاه کردستان در آستانه فرا رسیدن 16آذر روز دانشجو 
دانشجویان عزیز در آستانه فرارسیدن 16آذر ماه، هستیم. روز دانشجو. روزی که دانشگاه در برابر خط مشی دیکتاتور دوران لب به اعتراض گشود و سه تن از دانشجویان در حمله بی‌رحمانه نیروهای سرکوبگر شاه، به دانشکده فنی تهران به‌شهادت رسیدند و دانشگاه از آن روز سرخ و تاریخی، جلوه‌ای دیگر نمود و جانی تازه گرفت.

در نبرد با دیکتاتوری همگام با توفان انقلاب پیش رفت تا آن که خورشید پیروزی انقلاب ضدسلطنتی بر بام ایران دمید. و امروز نیز گرچه رژیم ولایت فقیه از همان ابتدای غصب حاکمیت مردم، در جریان کودتای ضدفرهنگی سال 59 درصدد نابود کردن دانشگاه برآمد و بعدها با القابی هم‌چون دانشجوی ستاره‌دار و دانشجوی اخراجی در پی ایجاد رعب و وحشت بر قلب و روان بیدار دانشجو و دانشگاه بوده است اما آنچه در طی چهار دهه حاکمیت ظالمانه‌اش درو کرده است کاملاً خلاف انتظارش واقع شده و توفانهای سهمگینی چون قیام هیجده تیر و قیام خونین هشتاد و هشت را تجربه کرده است

فریاد ’ دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد ’با مشتهایی گره خورده، به‌رغم همه تمهیدات تهدیدآمیز رژیم، همیشه طنین افکن دانشگاهها بوده است. دانشگاه همواره سنگر آزادی بوده است و خروشان! و در سراسر دانشگاههای کشور همیشه صدای اعتراض به وضعیت بد آموزشی و رفاهی و حقوقی دانشگاهها بلند بوده است اما شانزده آذر روزی متفاوت و تاریخی و نماد خیزش دانشجو در برابر ستم و دیکتاتوری است. پس صدای اعتراض ما دانشجویان در این روز باید هر چه رساتر بگوش خلق رسد و باید هرچه بیشتر بر قامت پوسیده این نظام سراسر ظلمت و جنایت لرزه بیفکند. رژیمی که دستش به خون صدها هزار زن و مرد و پیر و جوان و دانشجو و دانش‌آموز آلوده است و سالهاست حقوق ملت ایران را به یغما برده است و در حالی فقر و تبعیض طبقاتی بیداد می‌کند همه روزه نمونه‌هایی تازه از اختلاس و دزدی و غارت میلیون دلاری اموال مردم به دست عوامل رژیم خامنه‌ای رو می‌شود. اما شانزده آذر امسال در شرایطی فرا می‌رسد که رژیم در باتلاقی از مشکلات لاینحل گیر کرده و هرچه دست و پا می‌زند بیشتر فرو می‌رود

پروژه بمب‌سازی‌اش پس از سالها تلاش بی‌وقفه و صرف مبالغ هنگفت ناشی از چپاول حقوق ملت ایران به بن‌بست رسیده و ولی‌فقیه ارتجاع ناچار و درمانده، جام زهر اتمی را سر کشیده است. همه روزه دسته‌دسته پاسداران و سرکردگان جنایت‌کار سپاه قدس خامنه‌ای که به صدور بنیادگرایی و تروریسم و کشتار مردم در سوریه و عراق مشغولند به هلاکت می‌رسند و ماشین صدور تروریسم و آدم کشی‌اش هر روز بیشتر به گل می‌نشیند. رژیم در فشار ناشی از تحریمها به مرحله فلج اقتصادی رسیده است و توان حل مشکلات اقتصادی را بیش از پیش از دست داده است. از همه بدتر این‌که رژیم دو شقه شده و جنگ قدرت سختی میان باند رفسنجانی -روحانی با خامنه‌ای و سپاه در گرفته و هر روز بر دامنه آن افزوده می‌گردد. از طرفی برای ساکت کردن هر صدای اعتراضی که بلند می‌شود بیش از پیش به ابزار سرکوب متکی گردیده است و دولت آخوند روحانی رکورد اعدام سالانه را به خود اختصاص داده است. که از طرفی بیانگر خوی وحشیگری این نظام سفاک و خونریز است و از طرفی اوج درماندگی رژیم را می‌رساند. در هفتم آبانماه امسال با هشتاد موشک مجاهدان بی‌سلاح لیبرتی را مورد حمله قرار داد و بیست و چهار نفر از آنان را به‌شهادت رسانید تا با توسل به این اعمال رذیلانه برای مدتی اندک هم که شده عمر حکومت رو به افولش را طولانی‌تر کند. اما هیهات! که ساعت سرنگونی لحظه‌ای مقدم و موخر شود

دانشجویان آزاده! بپا خیزید و فریاد برآورید و در برابر بیداد زمان و در برابر ولایت یزیدی خامنه‌ای و رژیم پلیدش، سرو گونه قد بر افرازید و آزاد و رها بی‌آن که آرمان و وجود خویش را به هواداری از باندها و دستجات جنایت‌کار آخوندی بیالایید با فریاد مرگ بر اصل ولایت فقیه مشت محکمی بر تمامیت این رژیم سفاک بکوبید و با فریاد زنده باد ارتش آزادی، منزه از هر گونه سازشی مرزی سرخ میان خود و خامنه‌ای جنایت‌پیشه ترسیم کنید. جنبش دانشجویی نماینده قشر آگاه و بیدار و تحصیلکرده جامعه است و مسئولیتی بس سنگین‌تر نسبت به سرنوشت ملت و کشورش در مقایسه با سایر اقشار دارد

بنابراین باید فعالانه‌تر از سایرین به عرصه مبارزه علیه ظلم و دیکتاتوری پا بگذارد و در واقع حامی و مدافع و جهت دهنده جنبش زنان، اقلیتهای مذهبی، معلمان، کارگران و سایر اقشار به جان آمده این میهن باشد و در شرایط بغرنج رژیم تاثیر بسیار به سزایی در پیشبرد خواست ملت ایران برای هرچه بیشتر متلاشی کردن تار و پود این حکومت ضحاکی خواهد داشت. 

بدین منظور ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور دانشجویان و دانش‌آموزان و جوانان اشرفی میهن را به بر پایی یک هفته اعتراضی با شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه و زنده باد ارتش آزادی و مرگ بر این حکومت یزیدی در اربعین حسینی فرا می‌خواند
دانشجویان دانشگاه کردستان 
درود بر دانشجویان شهید درود بر رجوی زنده باد ارتش آزادی

بیانیه دانشجویان دانشگاه پیام نور دامغان به‌مناسبت ۱۶آذر


من فکر می‌کنم هرگز نبوده قلب من اینگونه گرم و سرخ 
احساس می‌کنم در بدترین دقایق این شام مرگزای 
چندین هزار چشمه خورشید در دلم 
... ...می‌جوشد از یقین 
در روزگارانی که شب‌پرستان با تازیانه و تبر، صنوبرهای این سرزمین سبز را به بند می‌کشند 
قلمها را می‌شکنند و بر زمین می‌زنند و سیاهی و تباهی را سایه گستر این خاک کرده‌اند تا هر کورسوی امیدی را به خاکستر تبدیل کنند، صدایی... آوایی به گوش می‌رسد.. در حنجره هزاران دانشجو تکرار می‌شود 
دانشگاه زنده هست 
آری دانشگاه زنده هست تا بر افسون یاس و تسلیم بشورد 
دانشگاه زنده هست تا ظلمت و سیاهی را در هم پیچد 
دانشگاه زنده هست تا صدای یاران دربندش باشد 
... . دانشگاه زنده هست
طنین این پیام را ما در 16آذر چنان فریاد می‌کنیم تا تمام ذهن و ضمیر این جانیان عمامه پیچ را پر کند که زمستان رفتنی هست و به‌زودی و برای همیشه از صحنه تاریخ حذف خواهند شد 
جمعی از دانشجویان دانشگاه دامغان 
آذر94

Wednesday, December 2, 2015

نوشته‌ای از شعله پاکروان، مادر ریحانه جباری در دیدار پس از آزادی سیمین عیوض زاده مادر امید علی شناس


بله ما مادران در احقاق حق فرزندانمان کوتاه نمیاییم. چه زندانی باشند چه آزاده‌ای خفته در دل زمین. ما به واسطه بند ناف  فرزندانمان قدرت داریم
عصر دوشنبه به دیدار سیمین عیوض زاده رفتم. تازه از زندان شهرری آزاد شده بود. قلبم شاد شد. به دو دلیل اصلی. اول این‌که دیدم هم‌چنان دندانهایش را برهم می‌فشارد و بر احقاق حق پسرش اصرار دارد

امید علیشناس فعال حقوق کودکان کار که به 10سال زندان محکوم شده مادری دارد شیردل و صبور. ماههاست فریاد می‌زند پسرم را آزاد کنید. فریادی بی‌صدا. با نوشته‌ای بر کاغذ. برای او فرق نمی‌کند که کاغذش را جلوی زندان اوین یا لاستیک دنا بر دست بگیرد یا در خانه‌اش. این کاغذ پرچم مادری است که از حق فرزندش دفاع می‌کند. دلیل دومی که شادم کرد این بود که سیمین عزیزم برایم تعریف کرد که در زندان شهرری به کارگاه چوب و معرق رفته و چند دقیقه درست در جایی ایستاده که ریحان من ایستاد و عکس یواشکی انداخت. برایم گفت که آن کارگاه با همه‌ی وسایل و تابلوهای چوبی به همان شکل است که در عکس ریحان دیده. گفت با ریحان گفتگو کرده در خیال و ذهن

آری این چنین است. مادران وقتی جایی می‌روند به یاد فرزند دیگر زنان نیز هستند. زیرا زنان در همه حال مادرند
این عکس را در خانه‌ی سیمین انداختیم. حس و حال هر دومان در چهره دیده می‌شود. سیمین مصر بر آزادی امید و من دلشاد از خستگی‌ناپذیری سیمین. چرا که امید فرزند من نیز هست. هم‌چنانکه ریحان فرزند سیمین بود. ما مادران از بند ناف فرزندانمان زنجیری بافته‌ایم که پیوندمان می‌دهد. بله ما مادران در احقاق حق فرزندانمان کوتاه نمیاییم. چه زندانی باشند چه آزاده‌ای خفته در دل زمین. ما به واسطه بند ناف فرزندانمان قدرت داریم

درگذشت آقای منصور قدرخواه عضو شورای ملی مقاومت ایران


 آقای منصور قدرخواه، هنرمند عضو شورای ملی مقاومت ایران، شب گذشته به‌طور ناگهانی در اثر سکته در ایالت نوادا در آمریکا درگذشت

آقای قدرخواه کارگران، سناریست و تهیه کننده فیلم بود و از چند دهه پیش به مبارزه و مقاومت علیه فاشیسم دینی پرداخت. وی در آبانماه سال‌1375 به عضویت شورای ملی مقاومت ایران درآمد و همواره در همه اجلاسیه‌ها و فعالیتهای شورای ملی مقاومت فعالانه و پرشور شرکت داشت و آثار هنری و مقالات ارزشمندی بر جای گذاشت که خشم و کین رژیم آخوندی و مزدورانش را علیه او برانگیخت


چه كسي بيشتر مي ترسه؟ ما يا اونا؟



 از: سايت براي آزادي ايران 
:كمپين براي آزادي ايران 

ديروز  يكي ازدوستام بهم گفت كه”  ما هر كاري كنيم اين نيروي انتظامي دست بالا رو در قدرت داره  و راستش من ميترسم كاري كنم 
نظر  شما سر اين حرف چيه؟  من يكم از اين حرف تعجب كردم.آخه خبرها و كارهاي نيرو انتظامي كه داره الان مي كنه، يك چيز ديگه مي گه
از همين ديروز از ترس و وحشت اينكه مبادا دوباره مثل پارسال و سالهاي قبل بچه ها بريزن بيرون براي 16 آذر ، گشت موتور سواري تو خيابانهاي تهران  راه افتاده .  تازه اينكه كمه ،سال قبل كلي اعلام كردن نريزيد بيرون ، اين كارها درست نيست و غيره ، بعد هم سر تا سر خيابانها را اگر يادتون باشه ماشين گشت گذاشتن و متر به متر خيابانها   رو هم نفر گذاشتن . معلوم بود كه خيلي ترسيدن  كه مبادا” نيروي برانداز ، بندازتشون!!! “  .... اما ما چه كاركرديم ؟خوب يادمه روزهاي قبلش و همان روز ،بچه ها تجمع داشتن و پلاكاردهم بالا بردن  ،پارسال هم كه  بچه هاي علامه گل كاشتن و يك تجمع راه انداختن و پلاكارد هم بلند كردن و حرفشون رو به بهترين صورت به گوش همه رسوندن
توكل دنيا،  جوونا  به هر مشكلي  كه بر مي خورن،  از صنفي گرفته تا  اقتصادي و سياسي  مي ريزن بيرون و تظاهرات و  راهپيمايي  مي كنن، حرفشون رو مي زنن و دولت رو مجبور مي كنن كه خواستشون رو عملي بكنه. تازه آنها كه مشكلات مارو ندارن . اونها كه يك ديكتاتوري مذهبي بالاي  سرشون نيست كه مينيمم حقوقشون رو هم پايمال كرده باشه . حالا چي ميشه كه به ما كه ميرسه بايد از چهارتا مامور بترسيم و از حق و حقومون كوتاه بياييم؟ به ما كه ميرسه بايد سكوت كنيم و با اين دولت دزد و قاتل و ديكتاتور تعامل كنيم؟خودشون مي دونن كه اينقدر وضعيت اسفباره و جون ملت  به لبشون رسيده كه مردم با هر بهانه اي دست به كار مي شن و به هر صورتي خواستار بركناري اين نظام هستن
آيا نديديد اين روزها دانشجويان پرستاري و ساير دانشگاهها در نقاط مختلف و بطور خاص دانشجويان دانشكده فني دانشگاه تهران چه كارها كردن؟
آيا نشنيديد جووناي با غيرت تهران چطور در دفاع  از يك دختر بخاطر حجابش با نيروي انتظامي درگير شدند؟ 
خوب حالا كه خودشون مي گن نيروي اغتشاش گر و فتنه گر تو دانشگاه ها و تو جوانان  نفوذ كرده وكلي تو حرفهاشون  از ترس در باره كله پا شدن نظامشون مي گن ، پس اونها هستن كه بايد از ما بترسن، اونها هستند كه بايد از عزم و اراده ما براي رسيدن به آزادي وبيرون كشيدن حقوقمون از حلقومشون بترسند و مثل سگ برن توي لونه هاشون مخفي بشن، اون كسي كه بايد بترسه و حساب كار خودش رو بكنه اونها هستند و نه ما
پس بياييد در روز دانشجو صدامون و دردمون رو به گوش دنيا برسونيم، بيشتر از قبل، اين رژيم ديكتاتور  رو بترسونيم ، يك 16  آذر بياد موندني درست كنيم كه نيروي انتظامي و همه پاسدار بسيجي ها خواب از كله شون بپره و تا ابد از ترس ما  خوابشون نبره . آره جوون ايراني ،دانشجوي ايراني هيچ وقت سكوت نمي كنه و هر طور شده حقش رو مي گيره
پس وعده ما در روز دانشجو 16 آذر ، درهر دانشگاه


Tuesday, December 1, 2015

تجمعات و اعتراض دانشجویان و پرستاران در الیگودرز، کاشان، نیشابور، بیرجند، تبریز و تهران








تجمع اعتراضی دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی نیشابور 
روز دوشنبه 9آذر ماه دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی نیشابور در یک تجمع اعتراضی خواهان برچیدن بساط طرح تربیت پرستار در بیمارستانها که هم برگشت به عقب محسوب شده و هم به ضرر بیماران می‌باشد، گردیده و در پایان یک طومار اعتراضی توسط کلیه دانشجویان معترض امضا گردید. 

تجمع اعتراضی دانشجویان پرستاری دانشکده پرستاری و مامایی تبریز 
تجمع اعتراضی دانشجویان پرستاری دانشکده تبریز در راستای اعتراضات سراسری دانشکده‌های پرستاری کشور به طرح تربیت کمک پرستار یکساله و تربیت پرستاران بیمارستانی، با حضور بیش از 150نفر در محل این دانشکده برگزار شد. در طول این تجمع، دانشجویان طومار اعتراضی به این طرحها را امضاء کرده و اعتراض خود را به وزارت بهداشت اعلام نمودند. این تجمع روز 7آذر برگزار شد.

دانشجویان حاضر در این تجمع اعتراضی، به‌صورت یکصدا نسبت به توهین و بی‌اعتنایی وزیر بهداشت به دانشجویان و رشته پرستاری و نیز بی‌تفاوتی و عدم توجه بر اجرای طرح تعرفه گذاری خدمات پرستاری اعتراض نمودند. 

الیگودرز - نامه اعتراضی سازمان نظام پرستاری، دانشکده پرستاری
 جامعه پرستاری الیگودرز در اعتراض به طرح جدید آموزش پرستار 
الیگودرز هم به بقیه شهرها پیوست و دانشجویان و پرستاران آن نامه اعتراضی در اعتراض به طرح ضدمردمی آموزش پرستار یکساله نوشته‌اند. 
در این نامه از جمله آمده است:

9آذر 94 - تصمیم اخذ شده، می‌تواند صدمات بسیار جدی به مقوله سلامت و جایگاه ارزشمند حرفه پرستاری وارد نماید. لذا چنین تصمیمی به نظر می‌رسد، بیشتر پس‌رفت باشد تا پیشرفت، که سابقه پرستاری در ایران دقیقاً مبین آن می‌باشد. 

با توجه به تعداد دانش آموختگان رده‌های پرستاری به نظر می‌رسد در حال حاضر در کشور نه تنها کمبود شدید نیروی پرستاری نداریم بلکه مشکل اصلی در صدور مجوز استخدامی و به‌کارگیری نیروهای پرستاری است به شکلی که تعداد زیادی از این قشر زحمتکش برای امرار معاش به مشاغل غیرمرتبط روی آورده‌اند یا هم‌چنان بیکار هستند. 

علی رغم این‌که بیمارستانهای خصوصی در ارائه خدمات به بیمار در حال حاضر با چالشهای جدی روبه‌رو هستند، چگونه می‌توانند به بخش آموزش کارشناس پرستاری بپردازند، که از جمله آن می‌توان به عدم تمکین در رعایت نرخ تعرفه‌های مصوب دولتی از سوی وزارت متبوع اشاره کرد. 

با توجه به ساختار فیزیکی بیمارستانهای خصوصی و حتی دولتی که برای امر آموزش و تربیت دانشجو طراحی نگردیده‌اند، فضاهای فیزیکی مورد نیاز آموزش چگونه فراهم خواهد شد. 

متأسفانه هر از گاهی چنین تصمیمات غیراصولی موجب کاهش انگیزه و روحیه کاری پرستاران شده و در نهایت ضربه شدیدی به مقوله سلامت جامعه وارد می‌آورد. 

10آذر 94 دانشجویان دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی کاشان هم به دیگر دانشجویان و پرستاران سراسر کشور پیوسته و به طرح ضدمردمی آموزش پرستار یکساله اعتراض کردند و طی نامه‌یی به وزارت بهداشت به طرح آموزش پرستار یکساله اعتراض کردند. 

دانشجویان و اساتید رشته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در اعتراض به آیین نامه تربیت کارشناس پرستاری در بیمارستانهای کشور در این دانشگاه تجمع کردند، دوشنبه 9آذر 94 دانشجویان و اساتید دانشگاه علوم پزشکی بیرجند ظهر دوشنبه 9آذر در تجمعی به آیین نامه تربیت کارشناس پرستاری در بیمارستانهای کشور انتقاد و اعتراض کردند. 

در این گردهمایی علاوه بر دانشجویان جمعی از اساتید پرستاری حضور داشتند. 
دانشجویان در این اعتراض دست نوشته‌هایی هم‌چون ’من از نام و نشان پرستاری دفاع می‌کنم’، ’ تبعیض ممنوع’، ’پرستاری یک کلام نه پسوند، نه پیشوند! ’، ’بازی با جان مددجو؟ ؟! ’ و غیره را به همراه داشتند. 

تهران: روز دوشنبه 9آذر ماه 94 دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه ملي در اعتراض به طرح ضد علمی تربیت پرستار در بیمارستانها دست به تجمع اعتراضی زدند.

Monday, November 30, 2015

فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور به‌مناسبت 16آذر




هفته خیزش و اعتراض در هرزمان، هرمکان
با شعار: ”مرگ بر اصل ولایت‌فقیه - زنده باد ارتش آزادی“
روز دانشجو، روز «اتحاد، مبارزه، پیروزی»

دانشجویان مجاهد و مبارز
جوانان اشرف‌نشان ایران
قیام آفرینان 
روز دانشجو، روزی که خون سه ستاره تابناک جنبش دانشجویی ایران، «بزرگ نیا»، «شریعت رضوی» و «قندچی»، دانشکده فنی دانشگاه تهران را در 16آذر سال 1332گلگون کرد فرا می‌رسد

از طنین شعارهای «اتحاد! مبارزه! پیروزی!» که از فردای آن روز در هر سالگرد16آذر، در دانشگاههای ایران طنین‌افکن بود؛ تا رویارویی انقلاب و ارتجاع از فردای سلطه خمینی و کودتای ضدفرهنگی او در بهار به خون نشسته انقلاب در سال 1359؛ تا 16آذر سال 1388 که دانشجویان انقلابی تصاویر خمینی و خامنه‌ای را در ورودی دانشگاه به آتش کشیدند؛ و تا همین امروز که دانشجویان به پاخاسته، به «ستاره‌دار شدن افتخار می‌کنند» و فریاد می‌زنند: «دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد» ؛ این خون شهیدان جنبش دانشجویی است که می‌جوشد و مسیر پیکار آزادی را روشن می‌کند

امسال اما، 16آذر در شرایطی فرا می‌رسد که دیکتاتوری دینی در حال خفه شدن در باتلاق سه دهه جنایت و خیانت است. جام زهر اتمی، یعنی شکست استراتژی پرهزینه بمب‌سازی، جام زهر منطقه‌یی، یعنی به گل نشستن استراتژی دخالتهای پرهزینه خامنه‌ای در عراق و سوریه، شقه رأس نظام و جنگ قدرت بین باند رفسنجانی- روحانی با خامنه‌ای و سپاه پاسداران و فلج اقتصادی کشور حاکی از فسادی سرطانی و بی‌علاج در سراپای حاکمیت آخوندهاست

موج اعدامها که این رژیم را به رکورد‌دار مجازات مرگ تبدیل کرده و جنایت علیه بشریت با پرتاب80 موشک به مجاهدان بی‌سلاح و محصور در زندان لیبرتی و شکنجه و زجرکش کردن زندانیان سیاسی در سیاهچالهای خامنه‌ای، از یک سو درنده خویی خلافت ارتجاعی خامنه‌ای به‌عنوان پدرخوانده داعش را بارز می‌کند، اما از سوی دیگر، بیانگر استیصال یک دیکتاتوری پوسیده و محکوم به سقوط است

! دانشجویان و دانش‌آموزان انقلابی
رژیمی که به هر گونه مطالبه آزادی و عدالت و حقوق‌بشر و حقوق شهروندی با سرکوب و اعدام و با قتل‌عام آگاه‌ترین و فداکارترین فرزندان ایران زمین، پاسخ داده و خون هزاران دانشجو و دانش‌آموز را که از همین دانشکده‌ها و مدرسه‌های شما به پاخاستند، بر زمین ریخته، باید برود و در این لحظه حساس تاریخی، جنبش دانشجویی در برابر شهیدان و در برابر ملت ایران تعهد بزرگی برعهده دارد

جنبش دانشجویی باید با هر گونه آلودگی به باندهای این حاکمیت غرقه در فساد و جنایت، مرزبندی کند و با پرچم اشرف‌نشان مقاومت انقلابی، حرکتهای اعتراضی مردم به جان آمده را بر ضد ام‌الفساد ولایت‌فقیه سمت و سو بدهد

جنبش دانشجویی باید از اعتراضات معلمان، کارگران، پرستاران، بازنشستگان و جنبش‌های اعتراضی همه ملیتها و پیروان مذاهب مختلف که با سرکوب و ستم مضاعف فاشیسم دینی روبه‌رو هستند، فعالانه حمایت کند! پیشتازی دانشجویان دانشگاههای تبریز، ارومیه، زنجان و اردبیل در خیزشهای اخیر هموطنان آذری، نمونه درخشانی از همگامی با اعتراضات برحق مردمی است

«زمان، زمان برخاستن است». به همین منظور، ستاد اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران عموم دانشجویان، دانش‌آموزان و جوانان اشرف‌نشان ایران را به برپایی یک هفته اعتراض و خیزش با شعار «مرگ بر اصل ولایت‌ فقیه، زنده باد ارتش آزادی» و با خروش «مرگ بر این حکومت یزیدی» در ایام اربعین و رحلت پیامبر اکرم فرامی‌خواند
درود بر دانشجویان و دانش‌آموزان شهید
سلام بر خلق ـ سلام بر آزادی ـ درود بر رجوی
ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور
آذر 1394

Sunday, November 29, 2015

قصيده اي از آيت الشيطان خامنه اي در رابطه با تلگرام و ساير اپليكيشن ها



امروز قصيده اي داريم از عظما خامنه اي كه چند وقت پيش اعدام كرد كه اگر رهبر جمهوري اسلامي نبود مسئوليت دست گرفتن فضاي مجازي را به عهده ميگرفت 
اين قصيده تمام لحظات دروني عظما و ارتباطاتش را در سايتهاي اجتماعي رمزگشايي كرده است 
!تلگرام را زودتر فیلتر کنید
چرخ هرچه فیس‌بوک پنچر کنید
آن توییتر را ببندید با طناب
!هرچه نوت بوک است جرواجر کنید
واتس آب و لاین را نابود کنید
راه وایبر یکسره مسدود کنید
گل بگیرید آن در گوگل پلاس
!جمع کنید از وب و اینترنت پلاس
یک نفر چت کرد اندر تلگرام:
«هست یک کس روی خط از این نظام؟»
!سیدعلی ریپلای کرد و گفت: «من
این منم من جانشین آن امام؟»
کاربر پرسید: «حاجی چی شده
خانه‌ات ویران ز سونامی شده؟
اینقدر پیغام و پسغام می‌دهی
بددهانی کرده دشنام می‌دهی؟
یک نفر با یک نفر در تلگرام
گفتگویی می‌کند یک چند کلام
این چه جرمی هست در دین شما
چوب کرده توی آستین شما؟
چی شده؟ سیل آمده؟ توفان شده؟
زیر بیت‌تان مگر طغیان شده؟
یک کمی گر علم ما بیشتر شود
ارتباط مردمان بهتر شود
خود تو هم شاید کنی چت با امام
پرسی از او راه کار این نظام»
سید علی گفت: «ای جناب کاربر
درد دارم. من نخوردم مغز خر
تو که فالو می‌کنی شخص مرا
دیده‌ای در تلگرام عکس مرا؟
دیده‌ای استیکر حاج جنتی
تا چه حد داده ست بر ما ذلتی؟
روی خط دیدی معاند آمده؟
جمله عالم بهر ما ضد آمده؟
گر نبندم راه این ابزار را
گر نسازم پیش آن دیوار را
بیت من بر روی آب است ای بالام
نه ز من بینی نشان نه زین نظام»
کاربر گفتش: «تو هستی بیخبر
این کامنتم را بخوان، نه بیشتر
تلگرام را گر ببندی لاین هست
جمله ایران کنون آنلاین هست
لاین را هم گر بسته‌ای کوچ می‌کنند
هر تقلایی کنی، پوچ می‌کنند
سیگنالی هست این بهر نظام
.جایتان جمله بود، گور امام»

دوستان عزيز لطفا اين شعر را در سايتهاي اجتماعي به اشتراك بگذاريد - با تشكر

Saturday, November 28, 2015

نامه زندانی سیاسی امید علی شناس به مادرش



’مادر عزیزم’ 
بی قرار و پریشانم
گویا اینان از نابودی پاکان ابایی ندارند
آنگاه که تدبیرشان دستگیری مادران زندانیان سیاسی است، دیگر چه کسی در امان است؟
شنیده‌ام که در اعتراض به زندانی بودن من به همراه عده‌یی از عزیزان که ستم را بر‌نمی‌تابند، در مقابل زندان اوین در یک اجتماع مسالمت‌آمیز خواستار آزادی ما شده‌ای اما این جماعت سرکوبگر بی‌رحم حرمت عواطف مادرانه‌ات را شکسته‌اند و به دستان نازنینت دست‌بند زده و به جرم دفاع از فرزند به اسارت برده‌اند

اکنون بیش از یک سال از حبس ظالمانه‌ای که به‌خاطر فعالیتهای حقوق‌بشری و حمایت از کودکان کار برایم صادر شده، می‌گذرد، حبس به‌خاطر فعالیت در راه درستی که به آن معتقد بودم و هستم و برای آزادیهایی که آرزو داشتم تا شاید فردایی بهتر رقم زده شود

مادر عزیزم، ”حبس در سلول انفرادی“، ”تحمل فشار بازجو“، ”تهدید، توهین و شکنجه‌های روانی“، تحمل شرایط غیرانسانی بازداشت و زندان برایم قابل‌تحمل بوده و هست

آنچه برایم قابل‌تحمل نیست، اعتصاب‌غذای توست
ابتدا از من پنهانش می‌کردند ولی از وقتی شنیده‌ام، بی‌قرار و پریشانم
گویا اینان از نابودی پاکان ابایی ندارند. 
آنگاه که تدبیرشان دستگیری مادران زندانیان سیاسی است، دیگر چه کسی در امان است؟

اینان از به بند کشیدن مادران آزادیخواه شادمان می‌شوند
!اعتصاب‌غذا برایم دشوار است اما نه به‌خاطر گرسنگی، بلکه به‌دلیل بی‌خبری از حال تو و نگرانی از سلامتی ات 

دلم گرفته است، نیازمند گرمای حضور تو هستم
به اعتصاب غذایت پایان بده تا ادامه این راه برایم هموارتر شود
بگذار، در زیر بار این همه ظلم، با اطمینان از سلامتی‌ات جان تازه‌یی در رگهایم جاری شود 

مادر عزیزم، همان‌طور که به طلوع آفتاب فردایمان ایمان دارم، می‌دانم که این مهر مادری و این رنج بی‌پایان بی‌ثمر نخواهد بود و روزی فرا می‌رسد که دیگر هیچ فرزندی برای ابراز عقیده‌اش زندانی نشود و نه هیچ مادری برای دفاع از فرزندش 
فدای تو امید
زندان اوین ششم آذر ۱۳۹۴

مریم رجوی: سرچشمه خشونت علیه زنان در این دوران بنیادگرایی اسلامی است و زنان باید با تمام قوا علیه آن قیام کنند



مریم رجوی: سرچشمه خشونت علیه زنان در این دوران بنیادگرایی اسلامی است و زنان باید با تمام قوا علیه آن قیام کنند

روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، روز رسوایی رژیم زن‌ستیزی است که پایه‌های حاکمیت خود را بر سرکوب و تبعیض علیه زنان بنا کرده است و روز مظلومیت زن ایرانی است که ۳۷سال است همه عرصه‌های زندگیش تحت نام خدا و اسلام، هدف خشونت و تبعیض قرار می‌گیرد.

سرچشمه خشونت علیه زنان در این دوران بنیادگرایی اسلامی است که ریشه اندیشه آن زن‌ستیزی است و زنان باید با تمام قوا علیه آن قیام کنند.
در این روز به یاد دهها هزار زن قهرمانی هستیم که در مبارزه علیه فاشیسم دینی شکنجه یا اعدام شدند.

به یاد دخترانی مثل ریحانه و فریناز که در برابر تعدی دژخیمان این رژیم ایستادند و جان خود را از دست دادند و زنانی که رنج زندان و شکنجه را به جان خریده و در مقابل این رژیم ایستادگی می‌کنند.

همچنین زنانی را به یاد داریم که قربانی اسیدپاشی شدند و نیز میلیونها زنی که به‌خاطر زن بودن مورد تحقیر و بدرفتاری و ستم قرار می‌گیرند. 

تحت حکومت آخوندها، قوانین رسمی راه اعمال خشونت بر زنان را باز می‌کند و بی‌عدالتی نسبت به زنان در قضاییه آخوندها نهادینه شده است. 

تحمیل حجاب اجباری و قوانین آن یک ناامنی دائمی در زندگی همه زنان ایجاد کرده است. در هر ساعت دو الی سه زن به اتهام بدحجابی به دادگاه معرفی می‌شوند. هر روز هزاران زن به‌خاطر بدحجابی مورد برخورد قرار می‌گیرند. 

در ۹ سال گذشته، سالانه بیش از صدهزار زن از بازار کار ایران کنار گذاشته شده‌اند و فقر و نابرابری که به‌خصوص در سالهای اخیر شدت یافته، بیش از همه زنان را به فقر کشانده است. 

دوستان عزیز، 
کمتر از یک ماه پیش بر اثر شلیک ۸۰موشک سنگین به کمپ بی‌دفاع لیبرتی که توسط رژیم ایران هدایت شده بود، ۲۴ عضو مجاهدین به‌شهادت رسیدند؛ از جمله یک زن پیشتاز، خواهرم نیره ربیعی. 
در حملات قبلی نیز ۱۶ زن مجاهد به‌شهادت رسیدند و ۶ زن مجاهد دیگر به گروگان گرفته شدند. 

در میان آنها به‌خصوص می‌خواهم از زهره و گیتی یاد کنم که هر کدام الگوهای ستودنی از پایداری و شجاعت زن ایرانی در مبارزه علیه استبداد دینی بودند.

یادآوری آنها، موقعیت زن به‌پاخاسته ایرانی را سمبلیزه می‌کند که از یک طرف هدف کینه‌توزی و بربریتی از جانب آخوندهاست و از طرف دیگر، مقاومت زن ایرانی و عزم او برای تغییر در ایران را بیان می‌کند.

زن ایرانی که از سابقه‌یی ۱۵۰ساله در مبارزه برای آزادی برخوردار است، در پی آینده‌یی است بر اساس آزادی، دموکراسی و برابری. 
زنان مقاومت ایران که توانسته‌اند در موقعیتی دشوار، یک جنبش تحت محاصره و تحت سرکوب را پیش ببرند، آرزوها و پایداری همین زنان را نمایندگی می‌کنند.

مقاومت ایران، خواهان یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت، کثرت‌گرا و صلح‌جو و یک ایران بدون اعدام و غیراتمی است و تا آن جا که به آزادیها و حقوق زنان برمی‌گردد، ما تأکید داریم که:
زنان باید به‌طور برابر، حق برخورداری از کلیه حقوق و آزادیهای اساسی از جمله، حق مشارکت برابر در رهبری سیاسی جامعه را داشته باشند.

زنان در انتخاب پوشش خود آزادند و قانون حجاب اجباری لغو می‌شود و در ایران فردا، اشکال گوناگون خشونت علیه زنان و احکام شریعت آخوندی لغو می‌شود.

Friday, November 27, 2015

! ماجرای دانشجو و شتر گاو گرگ


دانشجوی امروز، باید از نظام بپرسد: شما شترید؟ یا گاوید یا گرگید؟ نمی‌شود که هر زمان به یکی از این سه تبدیل شوید
(البته شاید برخی دانشجویان بدشان بیاید و بگویند یعنی فکر می‌کنید ما نمی‌دانیم که اینها گرگند؟ با این همه دستگاه حراستی و امنیتی و بسیجی و اطلاعاتی در دانشگاه باز این توهم برای کسی هست که این نظام گرگ است؟) 
این حرف درست است. اما با اجازه خود دانشجویان برای آن که بعضی وقتها و به‌خصوص این روزها شترنماییها یا گاونماییهای این گرگ کسی را نفریبد، باید پرسشهایی را تکرار کرد. 

مهمترین پرسش این است: تعریف دانشگاه چیست؟ دو پاسخ اساسی به این هست
ـ دانشگاه، محل درس خواندن و مدرک گرفتن است. و تمام 
ـ دانشگاه سنگر آزادی‌ست. درس و تحصیل در زمانی که دیکتاتوری و اختناق وجود دارد در این سنگرها، فرعی است 
اما شتر گاو گرگها به این موضوع بسیار روشن را دور می‌زنند. وسط این بازی می‌کنند. به جملاتی که این روزها همین حسن روحانی می‌گوید و بعد وزیر اطلاعاتش می‌گوید و بعد در برخی برنامه‌های تلویزیونی مطرح می‌شود توجه کنید: این کلمات به کدام تعریف از دو تعریف بالا می‌خورد؟ 

ـ کرسی آزاد اندیشی. کرسی آزاد فکری 
ـ فراهم کردن امنیت برای فضای دانشگاهی 
ـ بیان عقاید آزاد در دانشگاه 
ـ آزادیهای آکادمیک در دانشگاه 
ـ مرتبت والای علمی دانشگاه و دانشجو 
ـ جلوگیری از توسعه نفاق در دانشگاه 
ـ انجمنهای دانشجویی، سوپاپ اطمینان جامعه 
ـ استاد کلاس در بیان عقاید خود آزاد باشد 
ـ تحت کنترل فضای دانشگاه 
ـ مطالبات و اعتراضات دانشجویی 
ـ مسائل صنفی و دانشگاهی 

آیا خوب گیج شدید؟

عبارات بالا با کدام یک از آن دو تعریف همخوانی دارد؟ این نمود همان شترگاو گرگ است. آخوندها هم همین گیجی دانشجو و مردم رامی خواهند. سی و هفت سال است. که یک روز گرگند، یک روز شتر می‌شوند یک روز گاو 
 در حالی که دانشجویی که به آن سؤال اول پاسخ درست بدهد گیج نمی‌شود. می‌فهمد که بابا: دانشگاه بود که تمام مصدقها و تمام انقلابیون و بیداران از آن برخاستند. دانشگاه بود که در سالهای آخر دیکتاتوری سلطنتی، پیام انقلابیون را به جامعه برد. دانشگاه بود که سنگر آزادی خوانده شد. بعد هم وقتی آخوندها آمدند، دانشگاه بود که توسط خمینی بسته شد! دانشگاه بود که خشت به خشت آن را سعی کردند بکنند واز نو با فرمت آخوندی بچینند اما نشد که نشد. دانشگاه بود که یک دفعه در سال 78 دوباره پیام مقاومت را گرفت و رعد در آسمان بی‌ابر شد، دانشگاه بود که در سال 88 دوباره جامعه را به قیام کشاند! به شهدای آن نگاه کنید

خوب! حالا آخوندها باید جواب بدهند. وقتی تعریف اصلی دانشگاه را نمی‌خواهید به‌رسمیت بشناسید، بازی می‌کنید، یک روز می‌گویید، آزاد اندیشی! ، یک روز می‌گویید آزادیهای آکادمیک یک روز می‌گویید، امنیت برای فضای دانشگاه و دانشجو

این حرفهای بی‌ربط به‌خاطر آن است که باز ذهن دانشجو را شلوغ کنید. آقاجان! هم بیست تا نهاد سرکوبگر را در دانشگاه می‌چینید، هم می‌گویید آزاد اندیشی؟ 

دانشجوی فهمیده می‌فهمد که باز می‌خواهید بعد از چند سال گرگ بودن، یک دفعه شترنمایی کنید. اما این تو بمیری از آن تو بمیریها نیست. یک ذره شتر نمایی (بخوانید باز کردن فضای دانشگاه) منجر می‌شود به دریده شدن پوست و شکم و دل و روده آن گرگ, که توی این پوست خودش را پنهان کرده

حقیقت این است شما دانشگاه را به زندان تبدیل کردید! نه حتی پادگان. دانشجو زندانی شماست. همان‌طور که اوین را هم دانشگاه خواندید. 
اما این دانشگاه هم‌چنان خاری در پهلوی گرگها هست. این را دانشجویان می‌دانند و این بار باز دچار توهم شترنماییهای شما نمی‌شوند

!گاو خودتانید

(برگرفته از سايت مجاهد)