Monday, November 30, 2015

فراخوان ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور به‌مناسبت 16آذر




هفته خیزش و اعتراض در هرزمان، هرمکان
با شعار: ”مرگ بر اصل ولایت‌فقیه - زنده باد ارتش آزادی“
روز دانشجو، روز «اتحاد، مبارزه، پیروزی»

دانشجویان مجاهد و مبارز
جوانان اشرف‌نشان ایران
قیام آفرینان 
روز دانشجو، روزی که خون سه ستاره تابناک جنبش دانشجویی ایران، «بزرگ نیا»، «شریعت رضوی» و «قندچی»، دانشکده فنی دانشگاه تهران را در 16آذر سال 1332گلگون کرد فرا می‌رسد

از طنین شعارهای «اتحاد! مبارزه! پیروزی!» که از فردای آن روز در هر سالگرد16آذر، در دانشگاههای ایران طنین‌افکن بود؛ تا رویارویی انقلاب و ارتجاع از فردای سلطه خمینی و کودتای ضدفرهنگی او در بهار به خون نشسته انقلاب در سال 1359؛ تا 16آذر سال 1388 که دانشجویان انقلابی تصاویر خمینی و خامنه‌ای را در ورودی دانشگاه به آتش کشیدند؛ و تا همین امروز که دانشجویان به پاخاسته، به «ستاره‌دار شدن افتخار می‌کنند» و فریاد می‌زنند: «دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد» ؛ این خون شهیدان جنبش دانشجویی است که می‌جوشد و مسیر پیکار آزادی را روشن می‌کند

امسال اما، 16آذر در شرایطی فرا می‌رسد که دیکتاتوری دینی در حال خفه شدن در باتلاق سه دهه جنایت و خیانت است. جام زهر اتمی، یعنی شکست استراتژی پرهزینه بمب‌سازی، جام زهر منطقه‌یی، یعنی به گل نشستن استراتژی دخالتهای پرهزینه خامنه‌ای در عراق و سوریه، شقه رأس نظام و جنگ قدرت بین باند رفسنجانی- روحانی با خامنه‌ای و سپاه پاسداران و فلج اقتصادی کشور حاکی از فسادی سرطانی و بی‌علاج در سراپای حاکمیت آخوندهاست

موج اعدامها که این رژیم را به رکورد‌دار مجازات مرگ تبدیل کرده و جنایت علیه بشریت با پرتاب80 موشک به مجاهدان بی‌سلاح و محصور در زندان لیبرتی و شکنجه و زجرکش کردن زندانیان سیاسی در سیاهچالهای خامنه‌ای، از یک سو درنده خویی خلافت ارتجاعی خامنه‌ای به‌عنوان پدرخوانده داعش را بارز می‌کند، اما از سوی دیگر، بیانگر استیصال یک دیکتاتوری پوسیده و محکوم به سقوط است

! دانشجویان و دانش‌آموزان انقلابی
رژیمی که به هر گونه مطالبه آزادی و عدالت و حقوق‌بشر و حقوق شهروندی با سرکوب و اعدام و با قتل‌عام آگاه‌ترین و فداکارترین فرزندان ایران زمین، پاسخ داده و خون هزاران دانشجو و دانش‌آموز را که از همین دانشکده‌ها و مدرسه‌های شما به پاخاستند، بر زمین ریخته، باید برود و در این لحظه حساس تاریخی، جنبش دانشجویی در برابر شهیدان و در برابر ملت ایران تعهد بزرگی برعهده دارد

جنبش دانشجویی باید با هر گونه آلودگی به باندهای این حاکمیت غرقه در فساد و جنایت، مرزبندی کند و با پرچم اشرف‌نشان مقاومت انقلابی، حرکتهای اعتراضی مردم به جان آمده را بر ضد ام‌الفساد ولایت‌فقیه سمت و سو بدهد

جنبش دانشجویی باید از اعتراضات معلمان، کارگران، پرستاران، بازنشستگان و جنبش‌های اعتراضی همه ملیتها و پیروان مذاهب مختلف که با سرکوب و ستم مضاعف فاشیسم دینی روبه‌رو هستند، فعالانه حمایت کند! پیشتازی دانشجویان دانشگاههای تبریز، ارومیه، زنجان و اردبیل در خیزشهای اخیر هموطنان آذری، نمونه درخشانی از همگامی با اعتراضات برحق مردمی است

«زمان، زمان برخاستن است». به همین منظور، ستاد اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران عموم دانشجویان، دانش‌آموزان و جوانان اشرف‌نشان ایران را به برپایی یک هفته اعتراض و خیزش با شعار «مرگ بر اصل ولایت‌ فقیه، زنده باد ارتش آزادی» و با خروش «مرگ بر این حکومت یزیدی» در ایام اربعین و رحلت پیامبر اکرم فرامی‌خواند
درود بر دانشجویان و دانش‌آموزان شهید
سلام بر خلق ـ سلام بر آزادی ـ درود بر رجوی
ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور
آذر 1394

Sunday, November 29, 2015

قصيده اي از آيت الشيطان خامنه اي در رابطه با تلگرام و ساير اپليكيشن ها



امروز قصيده اي داريم از عظما خامنه اي كه چند وقت پيش اعدام كرد كه اگر رهبر جمهوري اسلامي نبود مسئوليت دست گرفتن فضاي مجازي را به عهده ميگرفت 
اين قصيده تمام لحظات دروني عظما و ارتباطاتش را در سايتهاي اجتماعي رمزگشايي كرده است 
!تلگرام را زودتر فیلتر کنید
چرخ هرچه فیس‌بوک پنچر کنید
آن توییتر را ببندید با طناب
!هرچه نوت بوک است جرواجر کنید
واتس آب و لاین را نابود کنید
راه وایبر یکسره مسدود کنید
گل بگیرید آن در گوگل پلاس
!جمع کنید از وب و اینترنت پلاس
یک نفر چت کرد اندر تلگرام:
«هست یک کس روی خط از این نظام؟»
!سیدعلی ریپلای کرد و گفت: «من
این منم من جانشین آن امام؟»
کاربر پرسید: «حاجی چی شده
خانه‌ات ویران ز سونامی شده؟
اینقدر پیغام و پسغام می‌دهی
بددهانی کرده دشنام می‌دهی؟
یک نفر با یک نفر در تلگرام
گفتگویی می‌کند یک چند کلام
این چه جرمی هست در دین شما
چوب کرده توی آستین شما؟
چی شده؟ سیل آمده؟ توفان شده؟
زیر بیت‌تان مگر طغیان شده؟
یک کمی گر علم ما بیشتر شود
ارتباط مردمان بهتر شود
خود تو هم شاید کنی چت با امام
پرسی از او راه کار این نظام»
سید علی گفت: «ای جناب کاربر
درد دارم. من نخوردم مغز خر
تو که فالو می‌کنی شخص مرا
دیده‌ای در تلگرام عکس مرا؟
دیده‌ای استیکر حاج جنتی
تا چه حد داده ست بر ما ذلتی؟
روی خط دیدی معاند آمده؟
جمله عالم بهر ما ضد آمده؟
گر نبندم راه این ابزار را
گر نسازم پیش آن دیوار را
بیت من بر روی آب است ای بالام
نه ز من بینی نشان نه زین نظام»
کاربر گفتش: «تو هستی بیخبر
این کامنتم را بخوان، نه بیشتر
تلگرام را گر ببندی لاین هست
جمله ایران کنون آنلاین هست
لاین را هم گر بسته‌ای کوچ می‌کنند
هر تقلایی کنی، پوچ می‌کنند
سیگنالی هست این بهر نظام
.جایتان جمله بود، گور امام»

دوستان عزيز لطفا اين شعر را در سايتهاي اجتماعي به اشتراك بگذاريد - با تشكر

Saturday, November 28, 2015

نامه زندانی سیاسی امید علی شناس به مادرش



’مادر عزیزم’ 
بی قرار و پریشانم
گویا اینان از نابودی پاکان ابایی ندارند
آنگاه که تدبیرشان دستگیری مادران زندانیان سیاسی است، دیگر چه کسی در امان است؟
شنیده‌ام که در اعتراض به زندانی بودن من به همراه عده‌یی از عزیزان که ستم را بر‌نمی‌تابند، در مقابل زندان اوین در یک اجتماع مسالمت‌آمیز خواستار آزادی ما شده‌ای اما این جماعت سرکوبگر بی‌رحم حرمت عواطف مادرانه‌ات را شکسته‌اند و به دستان نازنینت دست‌بند زده و به جرم دفاع از فرزند به اسارت برده‌اند

اکنون بیش از یک سال از حبس ظالمانه‌ای که به‌خاطر فعالیتهای حقوق‌بشری و حمایت از کودکان کار برایم صادر شده، می‌گذرد، حبس به‌خاطر فعالیت در راه درستی که به آن معتقد بودم و هستم و برای آزادیهایی که آرزو داشتم تا شاید فردایی بهتر رقم زده شود

مادر عزیزم، ”حبس در سلول انفرادی“، ”تحمل فشار بازجو“، ”تهدید، توهین و شکنجه‌های روانی“، تحمل شرایط غیرانسانی بازداشت و زندان برایم قابل‌تحمل بوده و هست

آنچه برایم قابل‌تحمل نیست، اعتصاب‌غذای توست
ابتدا از من پنهانش می‌کردند ولی از وقتی شنیده‌ام، بی‌قرار و پریشانم
گویا اینان از نابودی پاکان ابایی ندارند. 
آنگاه که تدبیرشان دستگیری مادران زندانیان سیاسی است، دیگر چه کسی در امان است؟

اینان از به بند کشیدن مادران آزادیخواه شادمان می‌شوند
!اعتصاب‌غذا برایم دشوار است اما نه به‌خاطر گرسنگی، بلکه به‌دلیل بی‌خبری از حال تو و نگرانی از سلامتی ات 

دلم گرفته است، نیازمند گرمای حضور تو هستم
به اعتصاب غذایت پایان بده تا ادامه این راه برایم هموارتر شود
بگذار، در زیر بار این همه ظلم، با اطمینان از سلامتی‌ات جان تازه‌یی در رگهایم جاری شود 

مادر عزیزم، همان‌طور که به طلوع آفتاب فردایمان ایمان دارم، می‌دانم که این مهر مادری و این رنج بی‌پایان بی‌ثمر نخواهد بود و روزی فرا می‌رسد که دیگر هیچ فرزندی برای ابراز عقیده‌اش زندانی نشود و نه هیچ مادری برای دفاع از فرزندش 
فدای تو امید
زندان اوین ششم آذر ۱۳۹۴

مریم رجوی: سرچشمه خشونت علیه زنان در این دوران بنیادگرایی اسلامی است و زنان باید با تمام قوا علیه آن قیام کنند



مریم رجوی: سرچشمه خشونت علیه زنان در این دوران بنیادگرایی اسلامی است و زنان باید با تمام قوا علیه آن قیام کنند

روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، روز رسوایی رژیم زن‌ستیزی است که پایه‌های حاکمیت خود را بر سرکوب و تبعیض علیه زنان بنا کرده است و روز مظلومیت زن ایرانی است که ۳۷سال است همه عرصه‌های زندگیش تحت نام خدا و اسلام، هدف خشونت و تبعیض قرار می‌گیرد.

سرچشمه خشونت علیه زنان در این دوران بنیادگرایی اسلامی است که ریشه اندیشه آن زن‌ستیزی است و زنان باید با تمام قوا علیه آن قیام کنند.
در این روز به یاد دهها هزار زن قهرمانی هستیم که در مبارزه علیه فاشیسم دینی شکنجه یا اعدام شدند.

به یاد دخترانی مثل ریحانه و فریناز که در برابر تعدی دژخیمان این رژیم ایستادند و جان خود را از دست دادند و زنانی که رنج زندان و شکنجه را به جان خریده و در مقابل این رژیم ایستادگی می‌کنند.

همچنین زنانی را به یاد داریم که قربانی اسیدپاشی شدند و نیز میلیونها زنی که به‌خاطر زن بودن مورد تحقیر و بدرفتاری و ستم قرار می‌گیرند. 

تحت حکومت آخوندها، قوانین رسمی راه اعمال خشونت بر زنان را باز می‌کند و بی‌عدالتی نسبت به زنان در قضاییه آخوندها نهادینه شده است. 

تحمیل حجاب اجباری و قوانین آن یک ناامنی دائمی در زندگی همه زنان ایجاد کرده است. در هر ساعت دو الی سه زن به اتهام بدحجابی به دادگاه معرفی می‌شوند. هر روز هزاران زن به‌خاطر بدحجابی مورد برخورد قرار می‌گیرند. 

در ۹ سال گذشته، سالانه بیش از صدهزار زن از بازار کار ایران کنار گذاشته شده‌اند و فقر و نابرابری که به‌خصوص در سالهای اخیر شدت یافته، بیش از همه زنان را به فقر کشانده است. 

دوستان عزیز، 
کمتر از یک ماه پیش بر اثر شلیک ۸۰موشک سنگین به کمپ بی‌دفاع لیبرتی که توسط رژیم ایران هدایت شده بود، ۲۴ عضو مجاهدین به‌شهادت رسیدند؛ از جمله یک زن پیشتاز، خواهرم نیره ربیعی. 
در حملات قبلی نیز ۱۶ زن مجاهد به‌شهادت رسیدند و ۶ زن مجاهد دیگر به گروگان گرفته شدند. 

در میان آنها به‌خصوص می‌خواهم از زهره و گیتی یاد کنم که هر کدام الگوهای ستودنی از پایداری و شجاعت زن ایرانی در مبارزه علیه استبداد دینی بودند.

یادآوری آنها، موقعیت زن به‌پاخاسته ایرانی را سمبلیزه می‌کند که از یک طرف هدف کینه‌توزی و بربریتی از جانب آخوندهاست و از طرف دیگر، مقاومت زن ایرانی و عزم او برای تغییر در ایران را بیان می‌کند.

زن ایرانی که از سابقه‌یی ۱۵۰ساله در مبارزه برای آزادی برخوردار است، در پی آینده‌یی است بر اساس آزادی، دموکراسی و برابری. 
زنان مقاومت ایران که توانسته‌اند در موقعیتی دشوار، یک جنبش تحت محاصره و تحت سرکوب را پیش ببرند، آرزوها و پایداری همین زنان را نمایندگی می‌کنند.

مقاومت ایران، خواهان یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت، کثرت‌گرا و صلح‌جو و یک ایران بدون اعدام و غیراتمی است و تا آن جا که به آزادیها و حقوق زنان برمی‌گردد، ما تأکید داریم که:
زنان باید به‌طور برابر، حق برخورداری از کلیه حقوق و آزادیهای اساسی از جمله، حق مشارکت برابر در رهبری سیاسی جامعه را داشته باشند.

زنان در انتخاب پوشش خود آزادند و قانون حجاب اجباری لغو می‌شود و در ایران فردا، اشکال گوناگون خشونت علیه زنان و احکام شریعت آخوندی لغو می‌شود.

Friday, November 27, 2015

! ماجرای دانشجو و شتر گاو گرگ


دانشجوی امروز، باید از نظام بپرسد: شما شترید؟ یا گاوید یا گرگید؟ نمی‌شود که هر زمان به یکی از این سه تبدیل شوید
(البته شاید برخی دانشجویان بدشان بیاید و بگویند یعنی فکر می‌کنید ما نمی‌دانیم که اینها گرگند؟ با این همه دستگاه حراستی و امنیتی و بسیجی و اطلاعاتی در دانشگاه باز این توهم برای کسی هست که این نظام گرگ است؟) 
این حرف درست است. اما با اجازه خود دانشجویان برای آن که بعضی وقتها و به‌خصوص این روزها شترنماییها یا گاونماییهای این گرگ کسی را نفریبد، باید پرسشهایی را تکرار کرد. 

مهمترین پرسش این است: تعریف دانشگاه چیست؟ دو پاسخ اساسی به این هست
ـ دانشگاه، محل درس خواندن و مدرک گرفتن است. و تمام 
ـ دانشگاه سنگر آزادی‌ست. درس و تحصیل در زمانی که دیکتاتوری و اختناق وجود دارد در این سنگرها، فرعی است 
اما شتر گاو گرگها به این موضوع بسیار روشن را دور می‌زنند. وسط این بازی می‌کنند. به جملاتی که این روزها همین حسن روحانی می‌گوید و بعد وزیر اطلاعاتش می‌گوید و بعد در برخی برنامه‌های تلویزیونی مطرح می‌شود توجه کنید: این کلمات به کدام تعریف از دو تعریف بالا می‌خورد؟ 

ـ کرسی آزاد اندیشی. کرسی آزاد فکری 
ـ فراهم کردن امنیت برای فضای دانشگاهی 
ـ بیان عقاید آزاد در دانشگاه 
ـ آزادیهای آکادمیک در دانشگاه 
ـ مرتبت والای علمی دانشگاه و دانشجو 
ـ جلوگیری از توسعه نفاق در دانشگاه 
ـ انجمنهای دانشجویی، سوپاپ اطمینان جامعه 
ـ استاد کلاس در بیان عقاید خود آزاد باشد 
ـ تحت کنترل فضای دانشگاه 
ـ مطالبات و اعتراضات دانشجویی 
ـ مسائل صنفی و دانشگاهی 

آیا خوب گیج شدید؟

عبارات بالا با کدام یک از آن دو تعریف همخوانی دارد؟ این نمود همان شترگاو گرگ است. آخوندها هم همین گیجی دانشجو و مردم رامی خواهند. سی و هفت سال است. که یک روز گرگند، یک روز شتر می‌شوند یک روز گاو 
 در حالی که دانشجویی که به آن سؤال اول پاسخ درست بدهد گیج نمی‌شود. می‌فهمد که بابا: دانشگاه بود که تمام مصدقها و تمام انقلابیون و بیداران از آن برخاستند. دانشگاه بود که در سالهای آخر دیکتاتوری سلطنتی، پیام انقلابیون را به جامعه برد. دانشگاه بود که سنگر آزادی خوانده شد. بعد هم وقتی آخوندها آمدند، دانشگاه بود که توسط خمینی بسته شد! دانشگاه بود که خشت به خشت آن را سعی کردند بکنند واز نو با فرمت آخوندی بچینند اما نشد که نشد. دانشگاه بود که یک دفعه در سال 78 دوباره پیام مقاومت را گرفت و رعد در آسمان بی‌ابر شد، دانشگاه بود که در سال 88 دوباره جامعه را به قیام کشاند! به شهدای آن نگاه کنید

خوب! حالا آخوندها باید جواب بدهند. وقتی تعریف اصلی دانشگاه را نمی‌خواهید به‌رسمیت بشناسید، بازی می‌کنید، یک روز می‌گویید، آزاد اندیشی! ، یک روز می‌گویید آزادیهای آکادمیک یک روز می‌گویید، امنیت برای فضای دانشگاه و دانشجو

این حرفهای بی‌ربط به‌خاطر آن است که باز ذهن دانشجو را شلوغ کنید. آقاجان! هم بیست تا نهاد سرکوبگر را در دانشگاه می‌چینید، هم می‌گویید آزاد اندیشی؟ 

دانشجوی فهمیده می‌فهمد که باز می‌خواهید بعد از چند سال گرگ بودن، یک دفعه شترنمایی کنید. اما این تو بمیری از آن تو بمیریها نیست. یک ذره شتر نمایی (بخوانید باز کردن فضای دانشگاه) منجر می‌شود به دریده شدن پوست و شکم و دل و روده آن گرگ, که توی این پوست خودش را پنهان کرده

حقیقت این است شما دانشگاه را به زندان تبدیل کردید! نه حتی پادگان. دانشجو زندانی شماست. همان‌طور که اوین را هم دانشگاه خواندید. 
اما این دانشگاه هم‌چنان خاری در پهلوی گرگها هست. این را دانشجویان می‌دانند و این بار باز دچار توهم شترنماییهای شما نمی‌شوند

!گاو خودتانید

(برگرفته از سايت مجاهد)

Wednesday, November 25, 2015

معجزه در كمپ ليبرتي


بدون شك هر دوست و دشمني بعد از موشك باران سنگين ليبرتي در 7 آبان امسال توسط رژيم ضد بشري آخوندها ، معجزه را به چشم ديد 
 :اين شعر را يكي از ياران و دوستداران رزمندگان آزادي ايران سروده است كه آنرا در يكي از سايتها ديدم 

یک نفر بی‌شک دعا می‌کرده است
گفتگویی با خدا می‌کرده است
بعد هر موشک خدای خلق را
از دل و از جان صدا می‌کرده است
ک: «ای خدا، این قافله پنجاه سال
خانمانش را فدا می‌کرده است
هر چه را رنگ تعلق می‌گرفت
از خود و خویشش رها می‌کرده است» 
بعد هر موشک که می‌آمد... . فرود
بعد هر آتش که بر می‌شد... . فرا
با خدایی که ـ یقین ـ میدیده است
یک نفر بحث «رضا» می‌کرده است
بحث شکر از ابتلایی این‌چنین
زیر باران بلا می‌کرده است
کای خدا می‌بینی این هنگامه را
شکوه‌ای هرگز نکردیم از بلا
راضی‌ای تو، ما همین را خواستیم
چون به نام و عشق تو برخاستیم
یک نفر نه! دو نفر، آن لحظه ها
راز می‌گفتند حتماً با خدا
و خدا می‌گفت می‌بینم بلی
می‌شناسم یک به یک این نسل را
گر نبودم پشت این راه و مسیر
قافله کی داشت امکان بقا
شک ندارم زیر آن باران و بمب
معجزه می‌کرد دستان خدا
ورنه از هشتاد موشک روی کمپ
کی توانسته ست جان سازد رها؟ 
یک نفر بی‌شک... . دعا... می‌کرده است

شاعر: م. شوق

Tuesday, November 24, 2015

بچه هاي دانشكده فني دست مريزاد


 روز دوشنبه 2 آذر دانجشويان دانشكده فني به استقبال روز دانشجو رفتند، اونها از فرصت بهترين استفاده را كردند كه حرفهاي دانشجويي خودشون رو بزنند و در جلسه اي كه براي بورسيه ترتيب داده شده بود دست به اعتراض زده و پلاكاردهاي اعتراضي بالا بردند . 
در اين حركت بسيار ساده و سمبليك بيشترين حرفها زده شد
دانشگاه پادگان نيست 
ياران دربند را آزاد كنيد 
ستاره دانشجو نشان افتخار است 
...و
اين همه حرف است، در يك كلام بايد گفت دانشجو مي ميرد ، ذلت نمي پذيرد 
پس بياييد در ماه آذر ، ماه اعتراض و فرياد ، خواسته هايمان را با بلند ترين صدا فرياد كنيم 
بهترين راه استفاده از همين پلاكاردهاست كه حرف را مي زند و ماندگار است . يك عكس ، يك دنيا سخن.
منتظر كارهاي شما هستيم .

روشنفكر اتوكشيده اي كه با آسته رفتن و آسته اومدن دنبال آزادي بيان است


در ميان وبلاگها و كامنتها ديدم كه يك دانشجو نوشته بود: ما براي 16 آذر برنامه نداريم، از شلوغ كاري و  اغتشاش هم خوشم نمياد، چون خواهان آزادي بيان هستم!!!! ما مي خواهيم روشنفكر باشيم و اين ادعامونه، حالا اگه شلوغ كاري كنيم فقط شر بپا ميشه و يك سري هم اين وسط ميان تو ميدون و كارهاي زشت مي كنن! بعد به اسم ما تموم ميشه.
خوب حالا شما بگوييد، در اين سه خط، چند جمله ضد و نقيض خوانديد؟ 
بالاخره اگر دانشجو هستيم و قشر روشنفكر و پيشتاز هم هستيم و آزادي بيان هم مي خواهيم ، بايد راهي براي بدست آوردن اون پيدا كنيم يا نه ؟
آيا با نشستن و سر در زير لحاف خود كردن و سكوت و حرف نزدن ، حقي رو ميشه گرفت؟
آيا كسي در يك صبح بهاري، در يك سيني طلايي نزد ما مي آيد و مي گويد: دانشجوي عزيز بفرماييد! براي شما آزادي بيان آورده ام؟؟!!
آيا نمي بينيم كه وضعيت دانشگاه و دانشجويان به چه ترتيبي است ؟ آيا نمي بينيم كه ساليان است كه ديگر  اثري از آزادي بيان نمانده؟ 
راستي كدام دانشگاه ؟ آيا دانشگاه شما هنوز شباهتي به دانشگاه دارد؟ بيشتر شبيه پادگان نيست؟ كه نه بايد حرف زد ، نه بايد نفس كشيد و فقط بايد براي سرگروهبان ( كه همان حراست و رئيس دانشگاه است ) بالازد و امر آنها را اطاعت كرد و در صورت تخطي به اسم ستاره دار شدن همان حبس و زندان در انتظار ماست؟

آيا آمار خودكشي دانشجويان ، قيمت خوابگاه و شهريه ، وضعيت اسفبار خوابگاهها و كلاسها و سرويس اياب و ذهاب ، سطح پايين آموزشي، و هزار مشكل و معضل ديگر، آيا اينها مشكلات روزمره ما نيستند؟ 
آيا در جايي كه آزادي بيان وجود ندارد و سركوب حاكم است مي شود با روشنفكر بازي و خيلي اتوكشيده ، رفت پشت ميز نشست و گفت من آمده ام آزادي بيان به دست بياورم؟
كاش مي شد
ولي در جايي كه ظلم حاكم است ، در جايي كه ديكتاتور كمترين حق ما را هم مي گيرد، در جايي كه اثري از هيچ نوع آزادي نيست ، تنها راه فرياد است
ديكتاتور از همين فرياد است كه مي ترسد. به تجارب قبل از خودتان نگاه كنيد. فرياد، حرف آخر را مي زند و سكوت،  ننگ و ذلت را مي خرد
پس بياييد همه باهم در 16آذر خواسته هايمان را با بلندترين صدا فرياد كنيم
بي هزينگي رسم ما و در مرام ما نيست . تا بوده رسم جوان ايراني پرداخت بها و گرفتن حق به هر قيمت بوده است 
: يادتان هست محمد مختاري قبل از رفتن چه گفت
....مي خواهم ايستاده بميرم كه از نشستن در ذلت خسته ام.

Sunday, November 22, 2015

يك يادداشت كوتاه براي همه ” هنجار شكنان ” دلير در ايران



اين روزها همش از اين كانال و اون كانال تلويزيون آخوندها و حتي روزنامه ها و سايتهاشون جيغ و داد درباره بي اعتنايي مردم به ” هنجارها” و مقررات ارتجاعي ولايت فقيه شنيده ميشه و سركرده نيروي انتظامي هم مستمر براي ” هنجار شكنان ” خط و نشان ميكشد.
حالا همه اينها به دليل اين است كه افزايش مقاومت مردم و بخصوص جوانان و زنان  و دانشجويان در برابر مقررات ارتجاعي آخوندي اين رژيم سركوبگر ، در اصل آن روي سكة  درماندگي و  تلاشي اين رژيم است كه حتي براي يك روز بيشتر ماندن دست و پا ميزند.
وحشت اين متوليان سركوب نسبت به ” هنجار شكني ” آنقدر زياد است كه فرمانده نيروي انتظامي آخوندها در كهكيلويه و بوير احمد از بسيج پليس با تمامي امكانات و نيروهايش براي مقابله با ” هنجار شكنان ” سخن رانده است و گفته است كه ” پليس با هنجار شكنان و كساني كه در خيابانها و مكانهاي عمومي شهرها قوانين و مقررات را رعايت نكنند به شدت برخورد ميكند”.
چه كسي نيست كه نداند منظور اين پاسدار از هنجار شكنان كيست؟ آيا منظور كسي غير از مردمي است كه حاضر به تن دادن به ظلم و ستم اين نظام سركوبگر نيستند؟ و به خصوص در اين روزها كه نزديك سالگرد 16 آذر يعني روز دانشجو هستيم آيا منظور كسي غير از دانشجويان است ؟
از نظر اين پاسداران وحشي ، هر چيزي كه زير چتر ولايت فقيه نباشد هنجار شكني است و احتمالا همه اقشار جامعه هم در ليست  هنجار شكنان وجود دارند چون چه كسي است كه در تمام اين ساليان طعم ظلم و سركوب ولايت فقيه را نچشيده باشد؟  سال 88 به تمام معترضين ميگفته فتنه گر و الان هم كلمه جديد براي تئوريزه كردن سركوب و فشار اختراع كرده است . همانطور كه از وحشت حركت هاي دانشجويي در دانشگاهها  دانشجو را فريب خورده و عامل بيگانه و ... معرفي ميكند تا دست نيروي انتظامي را در سركوب باز كند.
ولي واقعيت اين همه وحشت از به اصطلاح هنجار شكنان چيزي جز شكست آخوندها در سركوب ، دستگيري ها ، اعدامها ، تفتيش عقايد ، جمع آوري ماهواره ، فيلتر كردن اينترنت و فشار روي دانشگاهها و دانشجويان نيست . هراس واقعي ولايت فقيه از ” هنجار شكنان ” اين است كه كنترل را از دست رژيم و نيروي سركوب آن خارج كنند و اين هنجار شكني كه الان خصلت عامه مردم شده است تور اختناق سي و پنج ساله را پاره كند و كار دست اين نظام وارفته از زهر اتمي بدهد.

دوستان عزيز و تمام هنجار شكنان گرامي  لطفا اين مطلب را با دوستان خود در سايتهاي اجتماعي به اشتراك بگذاريد و نظرات و نكات خود را در رابطه با آن برايم ارسال كنيد

Friday, November 20, 2015

آيا اين عكس را كه سال گذشته منتشر شد به خاطر مي آوريد؟




 عكسي كه در آن براي دانشجو القاب زيادي گذاشتند

«دست آویز بیگانه! آشوبگر! ناآگاه فریب خورده! ای مخل امنیت اجتماع! جاسوس! روشنفکر نما! خودفروخته! دانشجو! ....
هميشه از واكنش دشمن بايد قدرت خودمان را محك بزنيم ، به راستي اگر دشمن ( يعني رژيم ديكتاتوري حاكم )   كه اين عناوين را بر روي ما گذاشته از ما نمي ترسيد، نيازي به اين همه نام گذاري بجاي يك كلمه ساده دانشجو داشت؟ 
مائو هميشه مي گفت كه از روي واكنش دشمن بدانيد كه شما براي او تا كجا وحشت آور وجدي هستيد. اگر دشمن به شما حمله نكند يعني شما قدرتي نداريد .
امسال اما خامنه اي در هر صحبتي ترس خودش را از دانشجويان بيان مي كند، يكبار گفت: دشمن تلاش فراوان می‌کند دانشگاهها را… به پلی به سمت غرب تبدیل کند».
و حالا بعد از اينكه ديد در اعتراضات آذري ها، دانشجويان و دانشگاهها اينقدر فعال هستند بازهم به خود لرزيد و گفت: (در دانشگاه) «تشکل‌های مؤمن و انقلابی و خوش‌فکر را تحت فشار قرار می‌دهند» و بعد با يك لحن ضعيف تدافعي گفت وقتي طرف مقابل می‌گوید «انتخابات بهانه است و اصل نظام نشانه است»، فرد معتقد به نظام (بسيجي)  چه باید بکند؟». 
خامنه اي بعد با وقاحت و بي شرمي تمام خطاب به رؤسا و عوامل نظام در دانشگاهها دستور داد و تصريح كرد كه بايد به اين بسيجي‌ها ميدان بدهيد تا «فضا دست آنها باشد». به اين ترتيب اعتراف كرد كه الان فضاي دانشگاه دست بسيجي‌ها و مزدورانش نيست. 

چه بايد كرد:
اين بهترين فرصت است ، كمتر از يك ماه به 16 آذر باقي نمانده است ، ديكتاتور در ترس مطلق از دانشجو و دانشگاه  به سر مي برد، چه كار مي تواند بكند؟ نعره مي كشد، حرفهاي ميان تهي مي زند، بر طبل سر كوب مي كوبد،
 اما ما به او مي گوييم:
برو  سرت را به كوه هاي دماوند بكوب! ببين آيا تو را از خشم ما گريزي هست؟ چرا كه در مقابل داشجو و دانشگاه هيچ كاري جز عقب نشيني نمي تواني بكني وبايد به خواسته هاي برحق ما تن بدهي.
ما در مقابلت ايستاده ايم و كوتاه نمي آييم.
روز ما، روز دانشجو ، نزديك است . 
وعده ما 16 آذر ....
همه باهم – يكصدا 16 آذري ديگر مي سازيم . 




دراين دسته بندي بخوانيد: « روزي كه واقعيتها آشكار مي شود تنها راه پایان بخشیدن بر این همه ستم و سرکوب سرنگونی رژیم حاكم بر ايران »a