Showing posts with label مقاومت، ایران، مسعود رجوی، مجاهدین، دموکراسی، مبارزه، دموکراسی، شورای ملی مقاومت. Show all posts
Showing posts with label مقاومت، ایران، مسعود رجوی، مجاهدین، دموکراسی، مبارزه، دموکراسی، شورای ملی مقاومت. Show all posts

Friday, December 18, 2015

سرخ ترين نام در ايران



راستي هيچگاه از خودتان سوال كرده ايد سرخ ترين نام در ايران تحت حاكميت آخوند ها چه اسمي است؟ 
اسمي است كه ميگويند سرخ ترين نام در ايران است و هر جايي ديده يا احيانا شنيده ميشود همه ميگويند
!!! هيسسسسسسسسس      
سوال  در مورد اين اسم است :     مسعود رجوي – سازمان مجاهدين 
آري همه ميدانند هركجا اسم مجاهدين و مسعود رجوي مي آيد لرزه بر اندام خامنه اي و مزدورانش مي افتد، اين خيلي واضح است كه خامنه اي مفلوك، اصلي ترين دشمن خود را مجاهدين و مشخصا مسعود رجوي اعلام كرده است و مستمرا ميگويد از آنها كه  من نتوانستم مايوسشان كنم  بايد ترسيد, پس با اصل قرارد ادن اينكه دشمن دشمن ما، دوست ما ست براي رويا رويي با اين حكومت تا مغز استخوان مرتجع وضد مردمي، با مجاهدين هم صدا شويم،  زيرا همه به خوبي ميدانند در اين زمانه مسعود رجوي تنها  كسي است كه حرف هايش كاخ يزدي خامنه اي را به لرزه در مي آورد زيرا او و مجاهديني كه تحت رهبري اش هستنديلان گردن فرازي  هستند كه عليرغم همه مشكلات و ابتلائات و دوري از وطن و عليرغم اينكه هيچ سلاحي ندارند ولي با دست خالي در مقابل اين رژيم ديكتاتور ايستاده اند و به همه ميگويند ميتوان و بايد ايستاد , ميتوان و بايد در مقابل همه فشارها و مصيبت ها و بلاها كه ناشي از وجود نحس آخوند ها هست نور اميد و ايمان به رهايي را زنده و زنده تر نگاه داشت و پرچم عزت و شرف را بالا برد، و مي گويند همانطور كه در سال 57 همين خلق در زنجير توانست آخرين دسته اززندانيانش را از زندانهاي مخوف شاه خائن آزاد كند ، ما نيز مي توانيم و زندانيان امان را بزودي آزاد كنيم ، كافيست كه اراده كنيم، زيرا خدا ما با ماست . خدا با كساني است كه اراده مي كنند آزادي را به هرقيمت كه شده بدست بياورند

چه بايد كرد
حالا كه سي ام ديماه روز تحقق شعار زنداني سياسي آزادي بايد گردد در سال 57 نزديك است ، اين روز راگرامي بداريم و با يادآوري اين روز بزرگ، همه را به ايستادگي تا پيروزي فرابخوانيم 
شعار ما براي نصب در كوچه و خيابان
سي ام ديماه سالروز آزادي مسعود رجوي به همراه آخرين دسته از زندانيان سياسي از زندانهاي شاه خائن گرامي باد


  
كمپين براي آزادي ايران

يك چهره يك مقاومت- قسمت سوم



مسعود رجوي:”آزادي ضرورت دوام انسان در مقام انساني است”
آزادي، مضمون اصلي تمامي سخنرانيها،مصاحبه ها،موضعگيريها و پيامهاي مسعود رجوي طي دو دهه و نيم فعاليت سياسي پس از انقلاب ضدسلطنتي بود چرا كه خميني ناخداي استبداد بود و دشمن تمام عيار آزادي
او ميخواست آزاديها را تا آخرين ذره و قطره دود كند و مجاهدين را محو و نابود سازد اما خداي آزادي ماهرانه با او در جنگ شد.در اين راستا بود كه مجاهدين از همان روزهاي نخست براساس اعتقاد خود به دموكراسي و آزاديهاي مردمي به افشاي ماهيت انحصارطلبانه و سركوبگرانهٴ ارتجاع پرداختند و در عين حال رجوي به جد تلاش كرد تا از هرگونه تقابل زودرس با رژيم جلوگيري كند
رجوي از اولين روزها مسأله مبرم ايران را آزاديهاي سياسي اعلام نموده و مهمترين تهديد را انحصارطلبي و ديكتاتوري مذهبي معرفي كرده بود.از همان ماههاي اول، بارها نسبت به بازگشت ديكتاتوري تحت نام مذهب، هشدار داده بود و گفته بود كه ”مبادا آزاديها سربريده شود”!در 14 اسفند 58 بر مزار دكتر مصدق، گفت:”اسلام آري اما ارتجاع هرگز”. و در 28 اسفند وقتي كه مجاهدين برنامهٴ مرحله يي و انتظارات حداقل خود را از جمهوري اسلامي اعلام كردند باز هم تأكيدشان بر ”آزادي كامل عقيده، بيان، قلم، مطبوعات، احزاب و كليهٴ اجتماعات سياسي و صنفي با هر عقيده و مرام” بود.در همان ايام رجوي در مصاحبهيي با روزنامهٴ كيهان گفت:”آزاديهاي انقلابي شوخي بردار نيست... هر كس بخواهد آزاديها را محدود كند نه اسلام را شناخته، نه انسان را و نه انقلاب را. آزادي ضرورت دوام انسان در مقام انساني است والا كه با حيوانات فرقي ندارد”
او معتقد است كه ”آزادي هيچ قيد و بند و شرط و شروطي ندارد و تا مرز قيام مسلحانه عليه نظام مشروع و قانوني كشور امتداد پيدا ميكند”. او مي گويد در شوراي ملي مقاومت كه جايگزين دموكراتيك و مردمي رژيم خميني است براي اولين بار در تاريخ ايران حرف اين است كه ”آزادي هيچ محدوديت اصولي ندارد”
اما اين هنوز بخشي محدود از اعتقاد عميق او به آزادي و دموكراسي است.براي مسعود آزادي يك ارزش ايدئولوژيك است.”آزادي جوهر و مفهوم حركت تاريخ است”، ”آزادي فلسفهٴ هر انقلاب و دگرگوني است”، ”آزادي و رهايي جوهر تاريخ و جوهر انساني است”، ”آزادي حقي همگاني است”،”آزادي نه يك تفنن، بلكه ضرورت اجتناب ناپذير انقلاباتي از قبيل ماست”،”دموكراسي براي ما، نه فقط بيانگر شكفتگي آزاديهاي فردي بلكه به ويژه مبين مسئوليت دستجمعي نيز هست”
در واقع بارزترين وجه مميزه اسلام مجاهدين با اسلام خميني، از همان اول بر سر آزاديهاي دمكراتيك بود.به اعتقاد مسعود، بدون آزادي و احترام به اختيار و انتخاب انساني، دم زدن از خدا و اسلام بيهوده است.او در جمعبندي يكسالهٴ مقاومت در سال 61 دربارهٴ آزادي گفته بود”وقتي مقاومت ما پيروز شود، يكي از بزرگترين موانع انقلابات معاصر و بلكه مهمترين عامل انحراف و اضمحلال آنان كه همانا تجاوز به حريم مقدس آزادي(تحت انواع و اقسام بهانهها) است از ميان برداشته ميشود.ما آزاد كنندهٴ هيچ كس نيستيم، براي اين كه يك خلق، آزادي خود را قدر بشناسد، نهايتا بايستي خود، خود را آزاد كند، پس ما آزاد كننده نيستيم، ما راهبر و راهگشاي طريق”آزادي” هستيم”
در اواسط سال 1358، رجوي براي مقابله با برداشتهاي استبدادي و ارتجاعي خميني از اسلام، يك مبارزهٴ فرهنگي و ايدئولوژيك را در ميان روشنفكران و نسل جوان مسلمان با برگزاري كلاسهاي درس فلسفه در دانشگاه صنعتي شريف تهران، آغاز كرد.هر هفته ده هزار دانشجو در اين كلاس شركت ميكردند و بيش از يكصدهزار تن نيز ويدئوي اين كلاس را در 35 شهر و شهرستان مختلف ايران مي ديدند.متون مكتوب اين كلاسها، بطور هفتگي در صدها هزار نسخه منتشر و در سراسرايران به فروش ميرسيد.در اين آموزشها كه به ”تبيين جهان” معروف شد مسعود قبل از هر چيز، خميني و استبداد مذهبي او را از نظر ايدئولوژيك مورد تهاجم قرار ميداد و انديشهٴ او را با استناد به قران و عملكرد پيامبر اسلام و رهبران و ائمه تشيع، مفتضح و مغلوب مينمود.پيام ايدئولوژيكي و سياسي رجوي طي اين درسها اين بود كه ”آزادي جوهر تكامل و كلمهٴ اصلي اسلام و انقلاب است”
اين كلاسها شانزده هفته بيشتر بطول نينجاميد و خميني در بهار 59 دانشگاهها را تحت عنوان ”انقلاب فرهنگي” تعطيل كرد.بدين ترتيب مجاهدين طي دو سال مبارزهٴ سياسي، توانستند خود را به عنوان بزرگترين نيروي سياسي ايران تثبيت كنند.تيراژ نشريه شان به بيش از 500 هزار نسخه ميرسيد كه بسيار بيشتر از روزنامه هاي رسمي بود