Tuesday, July 21, 2015

علت اصلى خسارتهاى ناشى از سيل چه بود؟


از روز گذشته بارش باران در چند استان شروع شده كه منجر به جارى شدن سيل گرديد. خسارتهاى وارد شده در شهرهاى مختلف بسيار زياد است. تعدادی از هموطنان جان باختند و شماری نیز مفقود شدند.
سیل تنها در مسیر جاده کرج ـ چالوس باعث مرگ 5 هموطن شد. 12تن نیز مفقود هستند. بنا‌ به اعلام رسمی تا کنون ۴۰ دستگاه خودرو، تعدادی از خانه‌های مردم و سه پل تخریب شده‌اند. 
همينطور در ساير شهرها خسارات سنگینی به مغازه و خانه‌های مردم وارد کرده است، کارگزاران حکومتی عاجز از هر گونه خدمات به مردم، همه چیز را به عهده مردم ول کرده‌اند، سطح شهر سقز پر از زباله‌های ناشی از سیل است، آب و برق مردم قطع شده است، و مردم با دیدن بی‌عملی کارگزاران حکومتی مقابل فرمانداری و شهرداری و در نقاط مختلف این شهر تجمع اعتراضی برپا کردند.
اولين سؤالى كه ذهن هر ايرانى را به خود مشغول ميكند اين است كه در ايران چرا؟ در كشورى روى درياى نفت، با اين همه سرمايه و معادن، چرا مردم در مقابل يك سيل، يا توفان خاك و وقايعى از اين دست، تا اين حد آسيب پذيرند؟ 
چرا بعد از اين ساليان، زيرساختهاى شهرى حتى به قدرى نيست كه از مردم در برابر كمترين سوانح طبيعى حفاظت كند؟ 
علت اصلى را بايد در حاكميتى جستجو كرد كه به جاى پرداختن به درد واقعى مردم، تمام سرمايه كشور را در اين ساليان به تاراج داده و خرج اتمى يا مهره هاى سركوب و سپاه پاسداران كرده است. 
يكي از كارگزاران رژيم روز دوشنبه 29تیر اذعان کرد که علت اصلی خسارتهای ناشی از سیل فرسودگی زیر ساختهای فاضلاب و مسیلهای شهر بوده است.
در كردستان نيز، خسارات قابل توجهی به محلات و بازار این شهر وارد شده به‌صورتی‌که تقریباً 20 تا 100 درصد اماکن این شهرستان از نظر محتویات داخل مغازه‌ها دچار خسارت شدند و به اموال مردم از جمله تعداد زیادی خودرو و موتورسیکلت آسیب جدی وارد شده است. و علت اصلى اين همه ويرانى چيزى نيست جز شبکه فاضلاب شهر، و نبود سیستم تخلیه 

واقعیت این است که نظامی که از پایه بر دجالیت و چپاول بنا شده است، تمام ارگان‌های آن نيز با هر نام و نشانى، تنها زمينه هاى مناسبى هستند براي خوردن اموال مردم و نهادينه كردن غارتگرى.
تمام هزينه هايي كه بايد صرف بهداشت و درمان، آموزش، زيرساختهاى شهرى، كارخانجات و رفاه و آسايش مردم شود، به جيب مهره هاى حكومت سرازير شده است. به عنوان مثال تنها در طى هفته گذشته، ناصر سراج رئیس سازمان بارزسی رژیم روز سه‌شنبه 23تیر از یک فقره فساد مالی 700میلیارد تومانی خبر داد.
وی از اعلام هویت فرد فاسد و جزییات این دزدی خودداری کرد و گفت: فردی با تشکیل شرکتهای صوری و کاغذی موفق شده است وامهای سنگینی بگیرد و این پرداختها با علم و آگاهی به موضوع صورت گرفته است.
در دولت ”اعتدال و امید ” آخوند حسن روحانی، موارد بسیاری از دزدی‌های نجومی و فسادهای هزاران میلیارد تومانی رو می‌شود که آن روی سکه ظلم و ستمی است بر مردم ميرود و اين در حالى است كه هيچ رسيدگى به خسارتهاى ناشى از سيل، از طرف حكومت نشده، بلكه مردم شهرهاى مختلف به حال خود گذاشته شده اند. 

Sunday, July 19, 2015

سيد على پاتیل زهر اتمی را به لب برد و لاجرعه سر کشید

سرانجام خامنه‌ای با اقتدا به امام آبرو باخته خود - و نه البته با صراحت او - پاتیل زهر هلاهل اتمی را به لب برد و لاجرعه سر کشید. آن هم در تیرماه و گرماگرم تموز؛ ماهی که در آن خمینی نیز مجبور به سرکشیدن جام زهر آتش‌بس شده بود؛ و شگفتا که ساقدوش هر دو زهر، هاشمی رفسنجانی، تشخیص دهنده مصحلت نظام و تابوشکن رابطه با آمریکا بود.
اینکه به قول ورق‌پاره رسالت، جای «جشن» دارد یا «عزا»، بماند اما در دوران «پسا زهر نوشی» بررسی چند نکته و تعمق در چند این‌همانی در وضعیت رژیم ضروری است.
خمینی با شعار دجالگرانه «جنگ جنگ تا پیروزی»، یا «جنگ جنگ تا رفع فتنه در جهان» هشت سال به جنگ ضد‌میهنی ادامه داد. این جنگ به قول رفسنجانی، یک میلیون کشته، دو میلیون زخمی و هزار میلیارد دلار خسارت در طرف ایران به جا گذاشت. در شرایطی که همه خواهان صلح بودند خمینی می‌گفت: «صلح، دفن اسلام است»، و البته راست هم می‌گفت؛ زیرا ولایت منفور و ضحاک وار خود را جز از طریق به کام مرگ فرستادن جوانان ایران نمی‌توانست حفظ کند.
شکست در کربلای 4 و 5 شروع به گل نشستن چرخهای ماشین جنگی رژیم بود. این در حالی بود که خمینی سال 65 را سال تعیین سرنوشت عراق اعلام کرده بود و می‌خواست حکومت اسلامی در سرزمین رافدین دایر کند! این به‌خاطر پیروزی او در فاو بود، و این پیروزی منخرینش را پر از باد کرده بود. در آخر سال صحنه برعکس شد. زیرا با تشکیل ارتش آزادیبخش و سلسله پیروزیهای آن، ورق جنگ به ضرر رژیم چرخید تا جایی که دولت وقت عراق شروع به ضدحمله کرد و فاو را پس گرفت. پس از آن رژیم مجبور شد از حلبچه نیز عقب‌نشینی کند.
در نقطه شکست کامل و ترس از رسیدن ارتش آزادیبخش به پشت دروازه‌های تهران، خمینی از غلط کرده پشیمان شد:
«قبول این مسأله برای من از زهر کشنده‌تر است... از هر آنچه گفتم، گذشتم و اگر آبرویی داشتم با خدا معامله کردم».
با توجه به آنچه گذشت می‌توان گفت:
رژیم به‌رغم شعارهای خر رنگ‌کن و بسیجی فریب، مانند «جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم»، یا «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» و... در نقطه استیصال، اهل سرکشیدن جام زهر است؛ یعنی انتخاب بین بد و بدتر.
این جا خالی دادن در سر بزنگاه، پیامدهای استراتژیک برای او به‌دنبال دارد. باعث ریزش بدنه سرکوب، و به میدان آمدن هر چه بیشتر عنصر اجتماعی می‌شود.
عامل تعیین‌کننده در تحمیل جام زهر به رژیم در هر دو مورد، مقاومت ایران بوده است. در هر دو جام زهر، رژیم در هراس از عملیات سرنگونی و نیز خیزش فراگیر توده‌یی، دست بلند کرده است. این مقاومت ایران بود که جنگ ضدمیهنی را به طناب داری برای رژیم تبدیل کرد. تا جایی که او برای خلاصی از آن، به زهر آتش‌بس تن داد و باز این مقاومت ایران است که رژیم را در تله اتمی وادار به نوشیدن زهر نمود.
رژیم نه از موضع برد، بعکس در موضع باخت کامل، برای باز کردن «طناب دار» از گلوی اقتصاد در گل خلیده خود، و دور کردن خطر سرنگونی تن به نوشیدن زهر داده است.
آن که خمینی بود و به‌اصطلاح امام مستضعفان! و با یک خرناس می‌توانست باندهای رژیم را به جای خود بنشاند، نتوانست از این زهر جان سالم بدر ببرد، این‌که خامنه‌ای است و ولی‌فقیه یک شبه، جای خود دارد.
شکست در جنگ و به‌دنبال آن مرگ خمینی، به محاق رفتن خط امام را به‌دنبال داشت. شکست در پیشبرد پروژه ضدمیهنی اتمی نیز، باند ولی‌فقیه را به واپس تمرگیدن، و واگذاری هژمونی مجبور خواهد کرد، و چیزی جز سماق مکیدن حسرت‌بار نصیب کیهان شریعتمداری و دلواپسان انگشت به دهان نخواهد کرد.
اگر چه این توافق راه رسیدن رژیم به بمب را نخواهد بست اما این عقب‌نشینی مفتضحانه خامنه‌ای، در مثل مانند وضعیت گرسنه مشرف به موتی است که برای زنده ماندن، اعضای بدنش را جدا می‌کند و یکی یکی می‌خورد. آثار عقب‌نشینی از اصول و خطوط استراتژیک فقط در رأس رژیم خلاصه نمی‌شود، از آنجا به بدنه نظام و سپس به جامعه ملتهب و آتشفشانی ایران سرایت پیدا خواهد کرد.
پاسخ متقابل مقاومت ایران به مانور فریبکارانه پذیرش آتش‌بس در سال 67 عملیات کبیر فروغ جاویدان بود؛ عملیاتی با هدف سرنگونی، این بار نیز این ارتش قیام است که با تأسی به ارتش آزادیبخش و نقش کانونی آن، به میدان خواهد آمد و آتشفشانی مرگ آفرین را دامنگیر رژیم خواهد کرد؛ آتشفشانی که از هم‌اکنون می‌توان بارقه‌های آن را به چشم دید.

Tuesday, July 14, 2015

افزایش حفاظت مقر خامنه‌ای بعد از اعلام توافق هسته‌ای


تهران - 23تیر 94 - در پی اعلام توافق هسته‌ای رژیم، یگانهای گارد ویژه منطقه پاستور که مقرخامنه‌ای است را تحت حفاظت مضاعف گرفتند، همچنین نقاط حساس شهر پر از واحدهای یگان حفاظت و یگان ویژه ضدشورش نیروی انتظامی شد. 
بر اساس گزارشهای رسیده در اغلب میدانها از جمله در میدان انقلاب، میدان آزادی، میدان امام حسین، چهارراه مصدق، نیروهای سرکوبگر مستقر شده‌اند. همچنین در خیابان منوچهری و چهارراه استانبول، میدان ولیعصر تهران هم نیروهای یگان ضدشورش نیروی انتظامی مستقر شدند. 
در هر کوچه از خیابانهای این محدوده، حدود 10 موتورسوار یگان یکم نیروی انتظامی مستقر شده‌اند. 
گشت زنی نیروی انتظامی در خیابانها به‌صورت مدام جریان دارد.


وقتی شور همدلی و همياري غوغا می‌کند

سيماي آزادي تلوزيون ملي ايران كه سيما و صداي واقعي مردم ايران را منعكس مي كند سالانه از مردم شريف ايراني همياري مي طلبد و دست خود را به سويشان دراز مي كند و اين را افتخار خود مي داند كه تنها به پشتوانه مردم ايران توانسته هر سال
 قوي تر و رساتر از قبل صداي خلقش را منعكس كند 



امسال هم   هجدهمين گلريزان آزادي  براي روزهاي 2 تا 4 مرداد اعلام شده است كه از شما دوستداران آزادي ايران و ايرانيان ميخواهم كه در اين گلريزان آزادي چه مالي و چه معنوي (حتي  نامه هاي پرمهر خودتان و دعاهايتان كه هميشه بدرقه راهمان در اين مسير است از ما دريغ نكنيد 
در هفدهمين همياري كه در بهمن ماه گذشته برگذارشد يكي از شاعران مقاومت ايران بعد از صحنه هاي پرشور تماس  هواداران و صبحتهاي مردم شريف ايران در برنامه ارتباط مستقيم و نامه هاي پر مهر آنها كه توسط مجري از روي نت بوك خوانده مي شد اين چنين سرود:

به شاعران نیازی نیست
آنگاه که
شور همدلی غوغا می‌کند
و
هر کلام، شعریست
به نسیم نیازی نیست
  وقتی
     نفسها
این‌چنین عطر عشق می‌پراکنند.
به آفتاب چه حاجت؟
وقتی
محبت این‌چنین آتش می‌پراکند؟
به ابر نیازی نیست
وقتی چشم از شور دوستی گریه‌اش می‌گیرد.
منتظر بهار بودم
که گلهایی را تماشا کنم
        اما گلریزانی را دیدم
تنها در صداهایی که به گوش می‌رسید.
و گوشهایم، «می دید»
دلم «می دوید»
و قلبم زیبایی را «می نوشید».
و از خود پرسیدم
دیگر از چه چیز بیشتر می‌توان لذت برد؟
وقتی که صدای انسان می‌تواند
پیاپی شرابهای شیرین در جان تو بریزد
و جام نگاه،
دیگر از چه چیز می‌تواند پر شود
وقتی تماشا بیداد می‌کند
در آن شور همدلیها
من چه چیزها که نشنیدم
پیام حکیمی
بر زبان کودکی روان می‌شد
و سرود چریکی
بر کلام مادری.
شهیدان
با دستهای زندگان
به کمک شتافته بودند
پیرمردان سوگند وفاداری می‌خوردند
و مرگی بر دار
هزاران میلاد زندگی به ارمغان می‌آورد
سعدی را صدا کن
زیرا سخن از بهاری که دلها آفریدند
گلستان دیگری بود
که تمامش نمی‌توانم کرد
پس به آخرین بیت آخرین فصل این گلستان گوش کن:
«من کینه را دیدم
که در پای محبت
از شرم می‌گریست.
و از دلهای جانیان بیزاری می‌جست».

بعد از توافق زمان بپا خاستن براي سرنگوني حاكميت نامشروع آخوندي فرا رسيده است

زمان حسابرسي از اين رژيم ضد ايراني و بپا خاستن براي سرنگوني حاكميت نامشروع آخوندي فرا رسيده است


مريم رجوي:
دور زدن 6قطعنامه شوراي امنيت و يك توافق بدون امضا  راه فريب كاري ملايان و دستيابي به بمب اتمي را نمي بندد
اما زهر اتمي و عقب نشيني خامنه اي از خط قرمزهايش هژموني او را در هم مي شكند و تماميت رژيم  را متزلزل ميكند

خانم مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران توافق اتمي بين رژيم آخوندها و كشورهاي 5+1 را برغم همه كمبودها و امتيازهاي ناموجهي كه در آن به رژيم ملايان داده شده است، يك عقب نشيني تحميلي و نقض خط قرمزهاي اعلام شده از سوي خامنه اي توصيف كرد كه در 12سال گذشته بارها و از جمله در هفته هاي اخير مكررا بر آن پا فشاري كرده بود.
خانم رجوي تصريح كرد كه دور زدن 6قطعنامه شوراي امنيت و يك توافق بدون امضا كه الزامات يك معاهده رسمي بين المللي را ندارد، البته راه فريبكاري ملايان و دستيابي آنها به بمب اتمي را نمي بندد. با اين همه همين ميزان عقب نشيني،  هژموني خامنه اي را همچنان كه مقاومت ايران از قبل خاطرنشان كرده است، در هم مي شكند و تماميت فاشيسم ديني را تضعيف و متزلزل ميكند.
اين عقب نشيني كه كارگزاران نظام از آن به عنوان جام زهر اتمي نام مي برند، ناگزير به تشديد جنگ قدرت در رأس رژيم و  بر هم خوردن تعادل دروني آن عليه ولي فقيه فرتوت راه مي برد. جنگ قدرت در راس رژيم به تمامي سطوح آن تسري پيدا ميكند. از اينرو مضمون و ساختار توافق مزبور را به اختصار مي توان «باخت-باخت» توصيف كرد.
خانم رجوي با يادآوري اين حقيقت كه مقاومت ايران، نخستين افشاگر پروژه ها و مراكز و پنهان كاريهاي اتمي رژيم طي سه دهه گذشته بوده است، افزود: تن دادن خامنه اي و رژيمش به همين توافق نيز از  وضعيت انفجاري جامعه ايران، آثار فرساينده تحريمها، بن بست سياست رژيم در منطقه و همچنين نگراني آن از تشديد شرايط توافق نامه از سوي كنگره آمريكاست.

Monday, July 13, 2015

در كمپين ”نه به اتمي آري به ايران آزاد و دمكراتيك” شركت كنيد

اين روزها، وحشت عواقب بعد از ضرب الاجل، سر تا پاي نظام را فرا گرفته و هر يكي از باندها به نوعي اين تشويش و درگيري را به عناوين مختلف بازگو ميكند چرا كه پیامدهای این تحول، چه به خوردن زهر بيانجامد و چه به‌متوقف شدن مذاکرات منجر شود، تأثیرات کیفی بر آینده رژیم دارد.
شايد بتوان شرايط اين دوران كه خامنه اي با آن دست و پنجه نرم ميكند، به نوعي به اواخر عمر خميني تشبيه كرد كه پس از امضاي قطعنامه598 و سركشيدن جام زهر در سال67، نظام ولايت فقيه از يك ديكتاتوري تك پايه مذهبي به شكل دو سره در آمد و شكاف عميقي سر تا پاي نظام را فرا گرفت. 
و حالا باز هم شاهد هستيم كه در آستانه مذاكرات، در حالي كه خامنه اي در بحران ناشي از تحريمها و اوضاع داخلي از يك سو و فشارهاي بين المللي و حملات جناح رفسنجاني از سوي ديگر گير كرده، مجبور است خودش را بر سر خوردن يا نخوردن جام زهر، تعيين تكليف كند. 
از حرفهای روحانی و موضع‌گیریهای سایر مهره‌های نظام هم که این روزها به وفور در رسانه‌های رژیم منعکس می‌شود، روشن است که وحشت از پیامدهای بعد از ضرب‌الاجل اتمی یا به‌قول روحانی دوران «پسا مذاکرات» در درون رژیم تا چه حد است؟
خامنه اي براي مهار اوضاع اجتماعي در داخل كشور، خط تشديد سركوب و بالا بردن فشارها روي جوانان و مردم ايران را در پيش گرفته اما تجربه نشان داد كه اين سركوب به نتيجه اي نرسيد و در روزهاي اخير، اعتراضات جوانان و مردم در شهرها و گوشه و كنار كشور، به صورت كمي و كيفي افزايش چشمگيري پيدا كرد. 
لذا در اين شرايط كه خامنه اي تلاش ميكند به هر قيمت، پروژه اتمي و  غني سازي را ولو با زانوان خونين پاي ميز مذاكره حفظ كند و در شرايطي كه اين رژيم، با وجود فقر و گرسنگی مردم، يك ميليارد دلار به ديكتاتور سوريه حاتم بخشي ميكند و هزينه هايي كه بايد صرف رفاه و آسايش مردم شود را خرج پروژه هاي اتمي ميكند، در كمپين ”نه به اتمي آري به ايران آزاد و دمكراتيك” فعاليتهاي گسترده اي را شروع كرديم. هدف از اين كمپين در وهله اول رساندن خواسته و صداي حقيقي مردم ايران به تمام دنيا است و اينكه هر توافقی که بساط بمب‌سازی این رژیم را جمع نکند، از نظر مردم و مقاومت ایران قابل‌قبول نیست. آخوندها از بمب اتم دست نخواهند كشيد پس راه حل، تغییر اين رژیم به دست مردم و مقاومت ایران است.
 در همين راستا در زمينه فعاليتهاي اينترنتي، در محيطهاي مختلف اجتماعي، مقالات روشنگرانه و افشاي معاملات و زد و بندهاي اين رژيم قرار داده و از ساير دوستان ميخواهيم كه اين مطالب را خوانده و ساير دوستان خود را نيز در جريان قرار بدهند. هر كس ميتواند به يك يا چند نفر ديگر در اين زمينه اطلاع داده و به اين ترتيب گستره بيشتري را با اين مطالب پر كنيم. همچنين استفاده از تويتر و ساير محيطهاي اجتماعي را نيز فعال تر كرديم. كنفرانس و ميزگردهاي اينترنتي را به طور گسترده اطلاع رساني كرده و هر فرد اين امكان را دارد كه سؤالات خود را مطرح كرده و با استفاده از يك اكانت تويتر  اين كنفرانسها و مطالب را توئيت كند و به اين ترتيب با مطرح كردن هشتگ هاي مهم، در صدر توجهات بين المللي حول موضوع اتمي و خواسته واقعي مردم ايران قرار ميگيريم. هر كسي ميتواند با يك اكانت تويتر و شركت در ساعات طوفان توئيت، سهمي در اين كمپين ايفا كند. همچنين با خواندن مطالب و فرستادن آن براي ساير دوستان به نوبه خود سهم بسزايي را به عهده بگيرد. 
البته فعاليتهاي خارج از اينترنت نيز به قوت خودش باقي است و قطعا تاثير حائز اهميتي دارد و دوستان با خلاقيتهاي چشمگير خود، در اين زمينه هر روز با ابتكارات جديد اين كمپين را ارتقاء داده و به پيش ميبرند كه شرح آن به تفصيل قرار داده خواهد شد. 
منتظر حضور شما و همراهي تان براي ارتقاء و گسترش اين كمپين در راه رسيدن به يك ايران آزاد و دمكراتيك و رو كردن دست اين رژيم پوسيده در آخرين نفسهايش در مذاكرات هستيم. 


فساد زیر چتر حمایت رهبر! تنها ثروت مجبتی دومین پسر خامنه‌ای ”به 3میلیارد دلار بالغ می‌شود


با اوجگیری تضادهای باندهای درونی رژیم بر سر چپاول اموال مردم، حمید بقایی دومین مقام ارشد در دولت پاسدار احمدی‌نژاد روز هجدهم خرداد به جرم فساد و تخلفات مالی بازداشت شد.
در این رابطه رسانه‌های باند رفسنجانی- روحانی مواردی از دزدیهای او را فاش کردند. 
وکیل بقایی نیز در دفاع از او نتوانست منکر بعضی از اعمال خلاف او بشود و در عین‌حال که خواست به‌نحوی فساد این مقام دولت احمدی‌نژاد را توجیه کند، در مورد یکی از تخلفات او گفت: ”طبق اسناد و مدارک موجود، اتهامی که به آقای بقایی منتسب شده مربوط است به اواخر دولت دهم که بحث پرداخت پاداش به برخی وزرا، مسئولان و مقامات دولتی مطرح بوده و نهایتاً تصمیم گرفته می‌شود به جای پرداخت پاداش مستقیم به این افراد، مبلغ 300 میلیون تومان توسط نهاد ریاست‌جمهوری به صندوق قرض‌الحسنه‌ای که 16نفر از مقامات و مسئولان دولتی از آن صندوق وام گرفته بودند، پرداخت شود تا از محل این 300 میلیون تومان تمام یا بخشی از وامهای دریافتی این افراد از آن صندوق تا سقف 25 میلیون تومان تسویه شود“ (خبرگزاری تسنیم31خرداد94) 

اما افتضاح دزدی بقایی بزرگتر از آن است که قابل توجیه باشد و هر چه از بازداشت او زمان بیشتری می‌گذرد، ابعاد تازه‌یی از چپاول او برملا می‌گردد.

به گزارش خبرگزاری حکومتی ایسنا20تیر 94 و به‌نقل از سخنان رئیس هیأت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری نهاد ریاست‌جمهوری رژیم، معاون احمدی‌نژاد ”پرونده قطوری از تخلفات مالی دارد“.

خبرگزاری حکومتی ایسنا ازقول محمد اشرفی اصفهانی می‌نویسد پرونده دزدی بقایی ”فاجعه‌ای بزرگتر از پرونده زنجانی (بابک زنجانی) “ است.

به نوشته این خبرگزاری حکومتی ممکن است دامنه تخلفات این مقام رژیم ”دامنگیر شخص احمدی‌نژاد هم شود“.

یکی از موارد تخلفاتی که اشرفی اصفهانی به‌نقل از یکی از مسئولان امنیتی رژیم به آن اشاره می‌کند این است ”که بقایی در 10 کشور سرمایه‌گذاری مالی کرده است و آن‌قدر خورده و برده که ما باید چند سال بگردیم تا اموالی که غارت کرده و از کشور منتقل کرده را فقط شناسایی کنیم. نه این‌که برگردانیم!».

با وجود اظهارات اشرفی اصفهانی در مورد پرونده قطور معاون احمدی‌نژاد، اما به نظر می‌رسد ماجرای دزدی در دولت ”پاکدست“ ! که مورد تأیید ولی‌فقیه نظام بود، به دزدی محمدرضا رحیمی و حمید بقایی ختم نمی‌شود، در این رابطه روزنامه حکومتی شرق 6تیر 94 می‌نویسد: ”این دو مورد اخیر را بگذارید کنار فسادهای دیگری که در دوران صدارت اصول‌گرایان رخ داده است تا به خوبی مشخص شود وقتی از صبر و تحمل بی‌نظیر مردم در قبال عملکرد اصول‌گرایان می‌گوییم یعنی چه؟ دوستان اشتباه نکنیم و مراقب آدرسهای غلط باشیم! تمام ماجرا را نباید محدود به رحیمی، بقایی و... نمود. داستان فراتر از این حرفهاست“. این روزنامه با اشاره به فعالیت مأموران سازمان بازرسی کل کشور رژیم در زمینه کشف فساد مقامات حکومتی، می‌نویسد بازرسان این نهاد در یکی از این بازرسیها متوجه اختلاس 15میلیاردی در بنیاد شهید رژیم شده‌اند. سپس تأکید می‌کند که میزان اختلاس فقط منحصر به اختلاس 15میلیاردی نیست، بلکه میزان فساد مالی در این بنیاد بسا بیشتر است چنان‌که در زمینه فساد بنیاد شهید «۵۰۰ صفحه گزارش و بیش از ۳۰ هزار سند آماده است» که رد پای مسعود زریبافان سومین معاون احمدی‌نژاد در این اختلاسها وجود دارد.

البته در جایی که ولی‌فقیه نظام از بورسیه‌های غیرقانونی به نورچشمی‌های نظام در دوران احمدی‌نژاد به‌طور آشکار دفاع می‌کند، موارد این چنینی در نظام آخوندی طبیعی است. بعبارت دیگر چگونه ممکن است که بدون چتر حمایتی خامنه‌ای، این چنین در ”خدمت “به مردم! اموال آنها را غارت کرد. ؟ 

به بیان دیگر فتنه و فساد اصلی زیر سر ”مقام ولایت“ است، روزنامه القدس العربی 16تیر94 طی مطلب مفصلی در مورد فرزندان علی خامنه‌ای می‌نویسد: ”ثروت پسران و دختران خامنه‌ای میلیاردها دلار برآورد می‌شود که بیشتر آن در بانکهای انگلستان و سوریه و ونزوئلا است“.
بر اساس گزارش این روزنامه ”تنها ثروت مجبتی دومین پسر خامنه‌ای ”به 3میلیارد دلار بالغ می‌شود، که بیشتر آن را در بانکهای امارات و سوریه و ونزوئلا و برخی کشورهای آفریقایی سپرده است، در عین‌حال میزان سرمایه طلا و الماس او به 300 میلیون دلار می‌رسد. یک میلیارد دلار از کل این ثروت از مالیات خاص بر فروش نفت به‌دست آمده، به‌نحویکه یک دلار در ازای هر بشکه نفت صادر شده به چین و هند و بین 5 الی 15 دلار بر فروش نفت ایران به‌طور عام به نفع او اعمال می‌شود“.

واقعیت این است که ستون خیمه نظام فاسد و پوسیده است که هر روز از گوشه و کنار این کشور به اعتراف مقامات رژیم، اختلاس و دزدی و چپاول که یکی از دیگری بزرگتر است بیرون می‌زند. بنابراین راه‌حل هم تعویض این ستون و برپا کردن مجدد خیمه با ستونی سالم است. مساله‌ای که مردم و مقاومت ایران در پی تحقق آن هستند.



Friday, July 10, 2015

پشت پرده مذاكره

درد دلهاي لو رفته يك بسيجي با مقام عظماي ولايت + صدا و تصوير
دلواپسم....دلواپس بمبي كه رفت و پولي كه برنگشت، ولايتي كه كارش به نرمش كشيد.......


تمدید مذاکرات اتمی در وین تا روز دوشنبه

خبرگزاری آسوشیتدپرس روز جمعه 19تیر از وین گزارش داد: یک مقام بلندپایه آمریکایی گفت: مذاکرات اتمی تا روز دوشنبه تمدید شده است.
این چهارمین تمدید ضرب‌الاجل برای گفتگوهای اتمی است که قرار بوده در 30ژوئن به پایان برسد.
جواد ظریف آمریکا را متهم کرد که خواسته‌هایش را تغییر داده است.
آسوشیتدپرس گفت: در حالی‌که گفتگوها وارد چهاردهمین روز خود شده است مذاکرات تبدیل به بازی مقصر خواندن طرف مقابل شده است. لفاظیهای شدیدتر روز جمعه نشانگر دلسردی طرفین مذاکره می‌باشد.


ثروت افسانه اي پسران و دختران خامنه‌ای

روزنامه عرب زبان القدس العربی روز 16تیرماه 94 طی مطلب مفصلی در مورد ثروت فرزندان سید علی خامنه‌ای ولی‌فقیه ارتجاع از جمله نوشت: ثروت پسران و دختران خامنه‌ای میلیاردها دلار برآورد می‌شود که بیشتر آن در بانکهای انگلستان و سوریه و ونزوئلا است. ثروت مجتبی دومین پسر رهبر رژیم به 3میلیارد دلار بالغ می‌شود، که بیشتر آن‌را در بانکهای امارات و سوریه و ونزوئلا و برخی کشورهای آفریقایی سپرده است، در عین‌حال میزان سرمایه طلا و الماس او به 300 میلیون دلار می‌رسد. یک میلیارد دلار از کل این ثروت از مالیات خاص بر فروش نفت به دست آمده، به‌نحویکه یک دلار در ازای هر بشکه نفت صادر شده به چین و هند و بین 5 الی 15 دلار بر فروش نفت ایران به‌طور عام به نفع او اعمال می‌شود. 
پسر سیدعلی خامنه‌ای دست روی اراضی گسترده‌یی از کشور، در شهر مشهد گذاشته، و آنها را تبدیل به ملک خصوصی خود کرده است، و این در حالیست که شهردار تهران محمد باقر قالیباف چندین هکتار از زمینهای دولت را در بهترین منطقه عباس آباد تهران و دیگر نقاط به او هدیه کرده است، ضمن این‌که او در شهر مشهد مالک بزرگترین مرکز خرید و فروش عظیم‌ترین پروژه مسکونی تجاری، و هواپیمای خصوصی و هلیکوپتر برای سفرهای فوری، و کاروانی از خودروهای مرسدس بنز جدید و اسبها است. 
مسعود سومین پسر خامنه‌ای است، او در دانشگاه تهران درس حقوق خوانده، مسعود مسئول بسیاری از مؤسسات پدرش بوده و مدیر سایت او نیز می‌باشد. مسعود چیزی بیش از 400 میلیون دلار در بانکهای فرانسه و انگلستان و صد میلیون دلار هم در بانکهای تهران دارد. مسعود مالک انحصاری فروش شرکت رنو فرانسه در ایران است. 
کوچکترین پسر رهبر میثم است. او با دختر یکی از مشهورترین تجار بازار ازدواج کرده است، او در دانشگاه تهران الهیأت خوانده، و مسئول اجرایی مؤسسات رهبری کننده انقلاب است، او شریک برادرش مسعود در شرکت رنو است زیرا که پدرخوانده این معامله بوده است، به‌نحویکه مبلغ 500هزار تومان از فروش هر خودرو از برادرش می‌گیرد. ثروت میثم حداقل از 200 میلیون دلار فراتر می‌رود، او مالک نقدینگی نزدیک به 10 میلیون دلار برای تجارت در بازار داخلی است. 
بشری دختر خامنه‌ای با پسر رئیس دفتر خامنه‌ای محمد گلپایگانی ازدواج کرد. او از زمان طفولیت مورد توجه بسیار زیاد والدینش بود، زیرا اولین دختر در خانواده است، این خانواده آن‌قدر او را نازپروده کرده بود که حین خروج از مدرسه راههایی که ماشین او در آن حرکت می‌کرد را می‌بستند، و نگهبان جلوی در مدرسه مستقر می‌شد، و دو نگهبان هم پشت در کلاس در مدت زمانی که کلاس برقرار بود می‌ایستادند. ثروت بشری را 100 میلیون دلار برآورد می‌کنند. 
اما دردانه دیگر هدی، کوچکترین فرزند بین دختران و پسران؛ او با فردی از خانواده مذهبی سرشناس ازدواج کرد، هدی توجه زیادی به لباس و مد و زیور آلات دارد، او در خانه‌اش یک سالن آرایش زنانه دارد، که از بابت امنیتی به‌دلیل ترددات زیادی که به این مکان هست حفاظت می‌شود، ثروت او را معادل ثروت خواهرش بشری یعنی 100 میلیون دلار برآورد شده است. 
حسن مشهورترین دایی خامنه‌ای می‌باشد، او پیمانکار تلویزیون دولتی ایران، و مسئول خرید دوربینها و لوازم برقی و ماشین‌آلات مونتاژ آن است، همچنین نماینده انحصاری شرکت سونی ژاپن در سراسر ایران است، به‌طوری‌که مجموع خریدهای تلویزیون ایران از شرکت سونی سالانه بین 50 تا 60 میلیون دلار می‌باشد، در عین‌حال مبلغ فروشهای این شرکت در جمهوری اسلامی به 600 میلیون دلار می‌رسد، که 7 درصد از آن را این دایی تصاحب می‌کند.


مجلس ختم توافق اتمي و كلاه خامنه اي پس معركه مذاكرات


این روزها نگرانی ناشی از دوران بعد از ضرب‌الاجل اتمی، سرتاپای نظام را فراگرفته است. به اعتراف مقامات همين رژیم پیامدهای این تحول، چه به خوردن زهر به‌انجآمد و چه به‌متوقف شدن مذاکرات منجر شودتوافق، تأثیرات کیفی بر آینده رژیم دارد.
در اين ميان جنگ و دعواي خامنه اي و رفسنجاني بر سر خوردن جام زهر هم بالا گرفته به طوري كه علناً يكديگر را مخاطب قرار داده و در حملات متقابل، يكديگر را هدف قرار ميدهند. 
چون موضوعی که برای هر دو باند مهمتر از هسته‌یی است در میان است و آن هم مسأله هژمونی و قدرت است و این‌که اهرمهای قدرت و اهرم اصلی دست کیست یا دست چه کسی باید باشد؟ موضوعی که بلافاصله بعد از ضرب‌الاجل در اولویت هر دو باند رژیم قرار می‌گیرد. به همین خاطر ‌است که در روزنامه‌های هر دو باند، نگرانی درباره مرحله «پساتحریم» و «پسا توافق» موج می‌زند و تیتر یکی از روزنامه‌ها کاملاً گویاست: «نگران پسا تحریم باشیم فرصتی در کار نیست» 
در اين ميان ولي فقيه از همه نگران تر است چون می‌داند که اگر همین امروز میخ قدرت خود را نکوبد، فردا کلاهش پس معرکه است؛ از این‌رو شخصاً از روز مراسم سالمرگ خميني و سخنرانی سر قبر او، خط (تضعیف رفسنجانی روحانی) را شروع کرده و مرتباً ادامه داده و خدم و حشم و دستگاه تبلیغاتی خودش را هم در همین رابطه بسیج کرده تا حریف را با مارکهایی از قبیل تحریف خمینی و لیبرال دموکراسی یا عرفی‌گرایی و اباحه‌گری از میدان به‌در کنند.
آنچه كه به وضوح روشن است اين است پذيرش جام زهر براي اين رژيم، يك سرفصل كليدي و مهم به شمار ميرود چنانچه روزنامه ابتكار آن را قطعنامه598 و سر كشيدن جام زهر توسط خميني مقايسه ميكند. و در ادامه مينويسد: بی‌شک توافق هسته‌یی ایران و 1+5 دارای پیامدهای مهمی خواهد بود که آن را به‌عنوان نقطه عطف قرن بحساب می‌آورد. این توافق موقعیت ایران را دگرگون خواهد نمود.....
روزنامه حکومتی ابتکار در سرمقاله روز 16تیرماه خود پذیرش جام زهر اتمی را با صدور قطعنامه 598 و گل گرفته شدن تنور جنگ خمینی مقایسه کرده و آن را نقطه عطف قرن حاضر توصیف کرده است.
این روزنامه مينويسد: «پذیرش قطعنامه 598 به یک نقطه تاریخی برجسته در تاریخ ایران تبدیل گردید و... بی‌شک توافق هسته‌یی ایران و 1+5 دارای پیامدهای مهمی خواهد بود که آن را به‌عنوان نقطه عطف قرن بحساب می‌آورد. این توافق موقعیت ایران را دگرگون خواهد نمود.»
آنچه تا امروز روشن است و روند تحولات تا كنون نشان داده اين است كه خامنه اي، در پي فريب دادن جامعه اتمي است و هيچ تمايلي به توقف غني سازي و پروژه اتمي اش ندارد. از سوي ديگر در رابطه با مذاكرات آتي، سناتور دموکرات کریس مورفی عضو مجلس سنای آمریکا گفت: در دیدار با باراک اوباما در کاخ سفید، او می‌خواست به‌طور روشن و واضحی نشان دهد هیچ عجله‌یی برای توافق اتمی ندارد و اگر توافق خوبی وجود نداشته باشد مذاکرات را ترک خواهد کرد. او افزود: هنوز توافقی صورت نگرفته و تمامی گزارشها در مورد این‌که چه موضوعاتی در توافق وجود دارد ناقص و نارس است.
در هر صورت خامنه اي بعد از ضرب‌الاجل با هر نتیجه‌یی بسا ضعیف‌تر از قبل خواهد بود و در تعادل قوای جدید، مردم به جان آمده فرصت را برای خواسته‌های به حق خود از دست نخواهند داد. مسأله‌ای که مدتهاست علائم آن به‌خوبی در حرکتهای اجتماعی دیده می‌شود.