Sunday, October 4, 2015

زندگي نامه و شخصیت رییس‌ جمهور برگزیده مقاومت ایران

نام: مریم
نام خانوادگی: رجوی
تاریخ تولد: ۱۳آذرماه۱۳۳۲
محل تولد: تهران، ایران
وضعیت تأهل: متأهل – مسعود رجوی در سال ۱۳۶۴
مسئولیت فعلی: پرزیدنت منتخب شورای ملی مقاومت ایران

تحصیلات: مهندسي متالورژی، دانشگاه صنعتی شریف
اطلاعات شخصی: یک دختر(اشرف)،  یک پسر(مصطفی)



شخصیت شغلی سیاسی 
-   از مسئولان جنبش دانشجويي عليه رژيم شاه طي سالهاي 1352 تا 1357
ـ از مسئولان بخش اجتماعی سازمان مجاهدین خلق ایران(۱۳58تا 1360)
ـ کاندیدای مجلس(۱۳۵۹) 
ـ همردیف مسئول اول مجاهدین(۱۳۶۴تا ۱۳۶8)
ـ مسئول اول مجاهدین(۱۳۶۸ تا ۱۳72)
ـ رئیس جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران، پارلمان در تبعید(۱۳۷۲)
رهبری جنبش
در موقعیت جدید رئيس جمهور برگزیده مقاومت، یک چالش سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ایدئولوژیک فوق العاده در مقابل ملاهای حاکم است.
تحت هدایت وی، زنان، مواضع کلیدی در صفوف مقاومت اتخاذ كرده اند. زنان نیمی از اعضای شورای ملی مقاومت ایران را تشکیل می دهند. آنها مسئولیتهاي مختلفي را در امور سیاسی، روابط بین المللی، اجتماعی و فرهنگی در مقاومت ایفا می کنند.
مريم رجوي، سخنرانيهاي متعددي در مورد اسلام مدرن و دموکراتیک در مقابل تفسیر ارتجاعی و بنیادگرایانه از اسلام داشته است. از نظر وی مهمترین مرزبندی بین این دو دیدگاه کاملاً متضاد، مسأله زنان است. 
«اسلام، زنان و برابری» و «زنان نيروي تغيير»، تألیفاتی هستند که از سخنرانیهای وی در کنفرانسها منتشر شده است.
كتاب زنان عليه بنيادگرايي
در اسفند 1391، مريم رجوي در جلسه روز جهاني زن، جديدترين كتاب خود با عنوان زنان عليه بنيادگرايي را كه به زبان فرانسه منتشر شده، معرفي كرد. اين كتاب حاصل تجارب زنان مقاومت ايران در نبرد عليه بنيادگرايي مذهبي است.
http://www.maryam-rajavi.com/index.php?option=com_content&view=article&id=872:-l-r-&catid=22:2009-08-22-09-13-49&Itemid=51

علیه بنیادگرایی
او در سال ۱۳۷۳ بر اساس دعوت احزاب نروژی به این کشور سفر کرد و طي يك سخنراني در شهرداري اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که قلبش در تهران می تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبیِ بیش از یک‌میلیارد مسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».
و در سخنراني خود در روز اول تير 1375 در كنفرانس زنان، صداي سركوب شدگان در ارلزكورت لندن گفت: 
«مسأله زنان و جنبش برابري، با مبارزه عليه ارتجاع و بنيادگرايي پيوند مي‌خورد، چرا كه زنان نه فقط پيشتاز جنبش برابري، بلكه همچنين نيروي اصلي توسعه، صلح و عدالت اجتماعي‌اند...
به نظر من، بشريت تنها در صورتي از شر پديده شوم ارتجاع و بنيادگرايي خلاص مي‌شود كه زنان نقش پيشتاز خود را در اين كارزار جهاني به عهده بگيرند و با استفاده از تمامي اشكال مبارزه دموكراتيك، راه را بر هر گونه مماشات و سازش با آخوندهاي زن‌ستيز و ضدبشر ببندند».
از سال ۲۰۰۳ به بعد تحولات منطقه (و مشخصاً اشغال عراق توسط آمریکا) زمینه را برای تشدید سیاستهای تعرضی ملایان و صدور بنیادگرایی و تروریسم فراهم کرد. آنها با یکپایه کردن حاکمیت و تشدید سرکوب علیه جامعه ایران، در این جهت گام برداشتند و برای کسب سلاح اتمی و سلطه بر عراق خیز برداشتند. این تحولات، شرايط منطقه یی و بین المللی جدیدی ایجاد کرد و وظايف سنگینی بر دوش مقاومت ایران و رئیس جمهور برگزیده آن قرار داد.
در این دوره، مریم رجوی فعالیتها و مبارزات فشرده یی برای مقابله با بنیادگرایان حاکم بر ایران و پیشبرد آرمان دموکراسی در ایران به انجام رساند. 
در آبان ماه سال ۱۳۸۲ (اکتبر ۲۰۰۳)، وی برای یک رفراندام تحت نظر ملل متحد برای تغییر نظام ایران فراخوان داد. اما رژیم آخوندی آن را با کشتار بیشتر پاسخ داد و غرب متأسفانه آن را نادیده گرفت.
راه حل سوم
در دی ماه ۱۳۸۳(دسامبر ۲۰۰۴)، در يك سخنرانی در پارلمان اروپا، با  ارائة «راه حل سوم» چشم انداز روشنی در قبال بحران ایران ـ که جهان از فرجام آن در تشویش بود، ایجاد کرد. 
وی گفت: «در پاسخ به بحران ایران، معمولاً از دو گزینه صحبت می شود. یکی سازش با رژیم آخوندی با هدف مهار یا تغییر تدریجی، که این سیاست، در دو دهة گذشته، توسط کشورهای غربی دنبال شده است. گزینة دیگر، سرنگونی ملایان از طریق جنگ خارجی است مانند آنچه در عراق روی داد و هیچکس خواستار تکرار آن در ایران نیست.  
اما من امروز آمده ام بگویم یک راه حل سوم وجود دارد: تغییر توسط مردم و مقاومت ایران.
اگر موانع خارجی برداشته شود، مردم و مقاومت ایران توانایی و آمادگی این تغییر را دارند و این تنها راه جلوگیری از جنگ خارجی است. امتیاز دادن به ملایان، آلترناتیو جنگ خارجی نیست و آنها را از اهداف شومشان منصرف نخواهد کرد».




رهبری زنان
مریم رجوی معتقد است که زنان نیروی تعیین کننده در مبارزه برای کسب دموکراسی در ایران محسوب می شوند. این اعتقاد از ذات این مبارزه برمی خیزد: فاشيسم مذهبي بر سرکوبگری که هسته اصلی آن زن ستیزی است، متکی است و نیرویی قادر به شکست آن است که به زن ستیزی آغشته نباشد. یعنی زنان. و مردانی که در عمل به برابری زن و و مرد معتقد باشند.[سخنراني به مناسبت روز جهاني زن، 8 مارس2005، پاريس]
مشارکت فعال زنان در رهبری و راه حل زنان، مردان را نیز به نیروی تغییر تبدیل می کند. تحت رهبری مریم رجوی زنان تقشهای مهمی در مقاومت کسب کرده اند.  ۵۲درصد از اعضای پارلمان مقاومت را زنان تشکیل داده و بالاترین مسئولیتهای سیاسی، بین المللی و تشکیلاتی در ارگانهای مختلف مقاومت توسط زنان اداره می شود.

ایران فردا
در خرداد ۱۳۸۴ در اجتماع بیست هزار ایرانی در حومه پاریس، مریم رجوی اعلام کرد که مقاومت ایران، در ایران آزادشده از ستم ملایان از لغو مجازات اعدام دفاع خواهد کرد. 

در فروردین ۱۳۸۵ خانم رجوی در سخنرانی در برابر گروههای لیبرال و سوسیالیست شورای اروپا دیدگاههای مقاومت ایران برای ایران فردا را در ده ماده اعلام نمود که به اختصار عبارتند از: 
اعتقاد به رأی مردم به مثابه تنها ملاک سنجش، تأکید بر نظام کثرت گرا و احترام به کلیه آزادیهای فردی، لغو حکم اعدام، جدایی دین و دولت، برابری کامل زنان و مردان و مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، نظام قضایی مدرن با تأکید بر اصل برائت و حق دفاع و دادخواهی، احترام به بازار آزاد، برقراری رابطه با همه کشورهای جهان و ایرانِ غیراتمی.
این مواضع همه برای برقراری یک دموكراسي حقیقی و پایدار در ایران است که مریم رجوی تمام زندگی خود را وقف آن کرده است. او می گوید: «این مقاومت جز انتخاب آزادانه مردم، چیزی نمی‌خواهد. هدف ما، به‌دست گرفتن قدرت به هر قیمت، نیست. هدف ما، تضمین آزادی و دموکراسی، به هر قیمت است، حتی به بهای فدای موجودیتمان».


همبستگي جهاني براي حمايت از مقاومت 
مریم رجوی امروز در میان ایرانیان، پیشتاز مبارزه برای تغییر دموکراتیک در ایران است. درسالهاي اخير، وي يك جنبش جهاني را كه در برگيرنده مهمترين شخصيتهاي سياسي و اجتماعي از مقام‌ها و فرماندهان ارشد پيشين در آمريكا، تا پارلمانترها و شخصيتهاي سياسي از آمريكا و كانادا، تا اروپا و استرالياست، هدايت كرده است. اين جنبش جهاني به منظور حمايت از مقاومت ايران و بخش سازمانيافته آن در اشرف و ليبرتي و به رسميت شناختن اين مقاومت، موفقيتهاي بزرگي در دفاع از تغيير رژيم و برقراري آزادي و دمكراسي در ايران كسب كرده و اعتبار و مشروعيت جهاني به دست آورده است.
در گردهمايي بزرگ ايرانيان در تيرماه 1391 در پاريس، با حضور مريم رجوي، بيانيه هاي بيش از 4000 پارلمانتر از 40 كشور جهان در حمايت از مقاومت ايران، به ويژه ساكنان اشرف ارائة شد. پارلمانترها كه از جمله در برگيرنده اكثريت پارلمان اروپا و اكثريت مجمع پارلماني شوراي اروپا و اكثريت اعضاي 28مجلس قانونگذاري ديگر مي شدند، خواستار تامين حفاظت مجاهدان در اشرف و ليبرتي شده و جامعه جهاني را به برسميت شناختن شوراي ملي مقاومت ايران فراخواندند.
هدايت يك  كارزار عظيم جهاني براي خروج نام مجاهدين از ليستهاي تروريستي در اروپا و آمريكا، و افشاي بند و بستهاي پنهاني براي مماشات با رژيم آخوندي، صحنه ديگري از مبارزات مريم رجوي است. حاصل اين مبارزات خروج نام مجاهدين از ليست تروريستي اتحاديه اروپا در سال 1388،  در بروكسل رفع اتهام تروريستي در پرونده 17ژوئن توسط قاضي تحقيق ارشد فرانسه در اور مراسم و لغو برچسب تروريستي در آمريكا در مهرماه سال 1391بود.




فرزاد فرهنگیان دیپلومات جدا شده رژیم ایران از نقش سپاه پاسداران در حادثه منا پرده برداشت


امروز یکشنبه 12مهر 94 العربیه در پایگاه اینترنتی خود نوشت: در زمانی که تجاوز و تعدی رژیم ایران توسط مقامهای سیاسی و نظامی این رژیم علیه عربستان سعودی بالا گرفته و ولی‌فقیه این رژیم در اولین شرارتهایش مسئولیت حادثه دردناک مکه را که در آن صدها تن قربانی شدند متوجه عربستان سعودی کرد، یک دیپلومات جدا شده رژیم ایران فاش ساخت که شش تن از افسران سپاه پاسداران حادثه منا را ایجاد کردند. وی رژیم تهران را متهم کرد که طرح این حادثه را با هدف کشتار بیشترین تعداد حجاج و تظاهراتی بزرگ با اعمال خشونت‌آمیز تهیه کرده بود.




فرزاد فرهنگیان دیپلومات جدا شده رژیم ایران گفت: قبل از فرا رسیدن موسم حج هشدار داده بود که رژیم خامنه‌ای در زمان حج قصد دارد دست به‌عملیات تروریستی بزند.

او اضافه کرد بعد از حادثه از طرف رژیم ایران اظهاراتی شنیده شد که خارج از عرف دیپلوماتیک بود.

فرهنگیان قبل از جدا شدن از رژیم به‌عنوان مستشار وزارت‌خارجه عمل می‌کرد، سپس به سفارت رژیم ایران در دبی و بغداد و مغرب و یمن رفت و آخرین مسؤلیتش نفر دوم سفارت رژیم ایران در بلژیک بود.

او می‌گوید تحقیقات به‌عمل آمده نشان می‌دهد حادثه منا تروریستی بوده و رژیم ایران در آن دست داشته است. او می‌گوید در میان حجاج 5هزار پاسدار وجود داشتند و طرح این بود که بیشترین تعداد قربانی از این حادثه گرفته شود و به تظاهرات و اعمال خشونت‌آمیز بعد از آن دامن زده شود ولی سرعت کنترل دستگاههای امنیتی عربستان سعودی این طرح را با شکست روبه‌رو کرد

گنجينه اي بنام آزادي............... برای ایران


يه گنجي هست، مي گن خيلي ارزشمنده! راحت به دست نمياد! هر كسي حاضر نيست بهاش رو بپردازه! اما خيلي هواخواه داره. خيلي ها دنبالشن. امابايد كُلّي تو كوچه پس كوچه هاي شهر، تو جنگل و تو كوه و دشت، با هفت كفش و كلاه آهني دنبالش بري، بلكه بتوني پيداش كني. تو اين مسير به خيلي چيزا بر ميخوري. تو اين مسير جغد شوم شب هميشه هو هو ميكنه و گزمة هاش با چشماي خون افتاده جلوت رو مي گيرن. يكي ميگه جواب نداره، پيداش نمي كني. اون يكي دشنه اي كه پَرِ شالِش داره رو نشون ميده و با اشارة ابرو ميگه برگرد. يكي هم كه توان ادامة راه رو نداشته و در راه مونده ميگه گشتم نبود، نگرد نيست. بالاخره آسمون و زمين بهت ميگه ول كن، دنبال اون گنج نرو. حالا اگه اون گنج اسمش آزادي باشه

 تو چيكار ميكني؟

Saturday, October 3, 2015

«نماد روشنی ایران» به‌مناسبت 30مهر سالروز معرفی مریم رجوی به‌عنوان رئیس‌جمهور دوران انتقال


سرزمین خوشبختی و مهر و روشنی، سرزمین ایران، از قدیم سرزمین پیروزی نور بر ظلمت بوده. آیا نمادهای این دو هنوز با هم در نبردند؟ مقاومت ایران می‌گوید بله! در ایران نماد نور و ظلمت با هم در نبردند.

چنان که مریم رجوی در 5تیر 1389: در گردهمایی بزرگ ایرانیان در تاورنی فرانسه گفت: قیام شما، همه آنچه را که نباید باشد، به رساترین صورت در شعار «مرگ بر اصل ولایت‌فقیه» بیان کرده است:
پایان بردگی دینی!
و پایان عصر دیکتاتوری، در قیام شما!
مردم ایران می‌گویند فاشیسم عمامه پیچ نمی‌خواهیم!
سنگسار و اعدام و دست و پا بریدن نمی‌خواهیم!
حجاب اجباری، دین اجباری و حکومت تحمیلی نمی‌خواهیم!
بروید! بروید و گورتان را از ایران گم کنید!
آخوندهای حاکم بالاترین حق ملت ایران را یعنی حق حاکمیت را غصب کرده‌اند.
ما حق حاکمیت مردم ایران را می‌خواهیم! ما رأی مردم ایران را می‌خواهیم و ما انتخابات آزاد می‌خواهیم!».
این چهره و این ندای رهایی، از سرزمینی برخاسته است که زنان در آن توسط آخوندها به انتهایی‌ترین زاویه‌ها از نظر حقوق اجتماعی رانده شده‌اند.
همه می‌دانیم که خمینی با ایلغارش، آزادی و پرچمداران آن را به ‌قربانگاه برد. اما اولین قربانیهای این خیانت، زنان کشور ما بودند. نخستین تیغهای سرکوب مردم، به پیکر زن ایرانی وارد آمد. اوباش چماقدار خمینی به فرمان او به شدیدترین وجه زنان میهن ما را سرکوب کردند و با تصویب قوانین، حقوق زنان را از آزادیهای سیاسی تا حقوق کار، تا حق اشتغال، حق انتخاب شغل، تا قوانین مربوط به ازدواج و طلاق و حقوق خانواده و قوانین ارث، و همین‌طور حقوق مربوط به آزادیهای فردی را پایمال کردند. نتیجه، وضع فجیعی شد که زنان در کشور ما گرفتار آنند.
زن ایرانی جلوی این رژیم ایستاده. 30سال است که پرچم مقاومت و مخالفت زنان ایران در برابر این رژیم بلند است. زنان مجاهد، در همه عرصه‌های سیاسی و نظامی مسئولیتهای بسیار سنگینی را به‌عهده گرفته‌اند. بیش از 50درصد از اعضای پارلمان مقاومت را، زنان تشکیل می‌دهند رهبری مجاهدین تماماً از زنان ذیصلاح تشکیل شده! اینها همه الهام‌بخش زنان ایران علیه رژیم استبدادی ولایت‌فقیه است. زنان در مقاومت ایران از دو دهه پیش به بالاترین مدارج رهبری رسیده‌اند.
در مقاومت ایرا، ن یک زن که شایستگیهای مبارزاتی را به اثبات رسانده، ابتدا به‌عنوان مسئول اول مجاهدین معرفی می‌شود و چند سال بعد شورای ملی مقاومت او را به‌عنوان رئیس‌جمهور دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برمی‌گزیند.


اولین حضورمريم رجوي  
در سال 73، اولین حضور رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، در میان ایرانیان خارج از کشور، جایی که ایرانیان می‌توانستند دور از چتر اختناق رژیم آخوندی، سخنی از آزادی بشنوند، با استقبالی عظیم روبه‌رو شد.
سال بعد در آلمان، ایرانیانی که در اجتماعی بزرگتر از سال گذشته، به سخنان مریم رجوی گوش می‌دادند، توانستند فهرست بلندی از آرمانهای مقاومت ایران را از زبان او بشنوند. فهرستی از حقوق سلب‌ شده‌شان توسط رژیم آخوندی.
مریم رجوی همواره طرح خود و تعهد خود و مقاومت ایران برای تجدید بنای ایران را سال به سال تکرار وتجدید کرده است. به یک مورد آن که در تیر89 در تاورنی فرانسه بیان شد نگاه کنیم: «در برابر شما و در پیشگاه مردم ایران تجدید پیمان می‌کنم برای احیای همه خون‌هایی که نثار آزادی ایران شد،
برای بنای جامعه‌یی نوین، بر اساس آزادی، برابری و دموکراسی، احترام به حقوق‌بشر و جدایی دین و دولت،
برای جامعه‌یی بر اساس برابری زن و مرد که در آن زنان در رهبری سیاسی جامعه، مشارکت برابر و فعال داشته باشند…».
نبرد نور و ظلمت در سرزمین ما هم‌چنان ادامه یافت. اما در تمامی این صحنه‌ها آخوندهای مرتجع رژیم ولایت‌فقیه، همیشه از مریم رجوی عقب بود‌ه‌اند. چهره‌های سیاسی مترقی جهان، کشیشان کلیساها، پیران دهری چون آبه‌پیر، اسقف‌های مسیحی و امامان مساجد مسلمانان در فرانسه و نقاط دیگر، همچنین هنرمندان سرشناس دنیا، یک به یک به ملاقات این زن می‌شتابند و از زبان او پیامهای وحدت و دوستی و صلح و همزیستی و همبستگی را می‌شنوند.دریای جوانان سرکوب‌ شده ایران که خمینی آنها را به تنور جنگ ریخت و پیروان او نیز آنها را بدار و شلاق می‌کشند، به مریم رجوی به‌مثابه امیدی نو می‌نگرند:
و او نیز در مورد این نیرو گفته است: «در شما دریایی از توانایی و خلاقیت نهفته است و قادرید کارهای بزرگـی برای آزادی مردم و کشورتان انجام دهید».

این چنین است که رژیم آخوندها همواره موجودیت خود را از سوی مجاهدان آزادی برآمده از انقلاب مریم، در خطر می‌بیند.

پیامهای تاریخی و آرمانی
 اما علاوه بر این، پیامهای روشنی‌بخش و احیاکننده مریم رجوی، خود قوی‌ترین ندای مقاومت است که بنیادهای فکری ارتجاع حاکم را از بن بر می‌کند.

زنان ایران، محتوای اندیشه و پاسخ فرهنگی، تاریخی و ایدئولوژیک مریم رجوی را، که پیامی است مبنی بر رهایی زن و اعاده حقوق او به‌خوبی دریافت می‌کنند. یکی از این پیامها را که در 30خرداد75 در یک گردهمایی با شرکت نـمایندگان بیش از 80 انجمن زنان در انگلستان ایراد شده این است:

«سؤال اصلی این است که بزرگترین درد و بزرگترین محرومیت زنان، که به‌طور طبیعی بقیه مشکلات آنها را هم تحت‌الشعاع قرار داده، چیست؟
به نظر من این مشکل، چیزی جز محرومیت زنان از شرکت در تصمیم‌گیری در قدرت سیاسی، در اعمال اراده و انتخاب و در هدایت و رهبری اجتماعی نیست».

به این ترتیب امروز از ایران، در روزگار کینه و خون و اشک و قساوت، و از میان هیاهو و نعره جلادان و ناله و التماس قربانیان، ترنم آوایی دیگرگونه به گوش می‌رسد، آوایی که از عمیق‌ترین تارهای عواطف انسانی برمی‌خیزد. این آوای مریم رجوی است که در گردهمایی به‌سوی قله پیروزی در 8تیر 87 می‌گوید:

«روزی می‌آید که زندگی در جهنم ولایت‌فقیه جای خود را به زندگی در یک جامعه دموکراتیک خواهد داد، تا هرکس حق داشته باشد در تصمیم‌گیری بر سر مهمترین امور سیاسی جامعه خود شرکت کند و حق تغییر حکومت برای مردم محترم باشد. روزی می‌آید که به‌جای این برهوت سوخته، صد گل در هر جای ایران بشکفد. با آزادی هر عقیده، هر حزب و اجتماع و هر تشکل و سندیکا. روزی که در آن قلمی شکسته و زبانی دیگر بریده نمی‌شود. روزی می‌آید که در آن جراثقالهای اعدام و اتاقهای شکنجه و تعزیر فقط نامهای وحشت‌آوری در افسانه‌هاست».


نیروی محرکة یک آرمان
یک ارتش آزادی‌بخش، پایداری خود را مرهون انقلاب او می‌داند.
یک جبهه مقاومت سیاسی، او را به‌عنوان نماد وحدت ملی ایران انتخاب و معرفی می‌کند
زنان مجاهد در مقاومت ایران می‌گویند: دیوار همه باورها به غیرممکن با خواهر مریم در ذهن همه زنها فرو ریخت. یک نسل نو از زنان ایران، با انقلاب او دست به کارهایی زده‌اند که تا پیش از آن نشدنی به‌نظر می‌رسید.


انقلاب مریم
انقلابی که با نام مریم شروع شد بر مناسبات درونی مجاهدین، به سبک کارها، به باورها و اندیشه‌ها، اثرات شگفتی گذاشت. با این انقلاب، زنان در نوک پیکان تحول قرار گرفتند.
 آنچه عمومیت داشت، شکستن بن‌بست مسئولیت‌پذیری بود. در اولین جمعبندی سالانه پس از انقـلاب ایدئولوژیک در سال 64، نسبت زنان در شورای مرکزی سازمان از 15درصد به 34درصد یعنی بیش از دو برابر رسید، تعداد اعضای شورای مرکزی از 160تن به 570تن یعنی بیش از سه‌ و نیم برابر افزایش یافته بود.

زندگی و مبارزه مریم رجوی
 برادر مجاهد محمود عطایی در مورد زندگی و مبارزه مریم رجوی گفته است: زندگی و مبارزه مریم، مبارزه یک نسل است. چون او نماد یک نسل است. در شناسنامه او، مشخصات یک وجود تاریخی را باید خواند. به بیان مشروح‌تر، شناخت مریم رجوی، با شرح توانمندیها و استعدادهای فردی ایشان میسر نمی‌شود و خطا هم هست که او را به‌عنوان زنی با توانمندیهای خارق عادت، معرفی کنیم. مریم رجوی، نمادی از یک حضور تاریخی زنان در میهن ماست».


نگاهی به پیشینه
از سالهای چهل به بعد ورود زنان به دانشگاههای ایران گسترش یافت. تا آن زمان، در تاریخچه مبارزات زنان، تک نمودهایی از جمله در تاریخ مشروطه از حضور قهرمانانه زنان وجود داشت. اما با بن‌بست شکنی مبارزه توسط مجاهدین و سایر پیشتازان مبارزه، به‌تدریج تک اختران یک به یک سوسو زدند فاطمه امینی، مرضیه اسکویی، اشرف رجوی و…

دانشگاه صنعتی شریف، جایی که مریم رجوی در آن به تحصیل متالوژی پرداخت، هم‌چون همه دانشگاههای دیگر، یک مرکز تغذیه انقلابیون پیشتاز بود. جایی که جوانه‌های فکر آزادی میهن، زمینه رشد پیدا می‌کرد.

دانشگاه صنعتی شریف در خاطره نسلی که در دهه پنجاه، جوان محسوب می‌شدند، کلاسهای درس تبیین جهان مسعودرجوی را که با ده‌هزار مستمع در آن برگزار می‌شد، به‌خاطر می‌آورد. مریم رجوی در سالهای پیش از انقلاب ضدسلطنتی در همین دانشگاه، فعالیتهای سیاسی خود را آغاز کرد و در ادامه این مبارزه، در مقاومت ایران، به معمار جبهه بزرگ مقاومت در برابر بنیادگرایی تبدیل شد. آن‌چنان که گادفری جنسن، محقق و نویسنده با‌سابقه امور خاورمیانه درباره او نوشت:

«مریم رجوی انقلابی‌ترین متفکر و مصلح مسلمان در دنیای معاصر است. انقلاب دموکراتیک اسلامی مریم (رجوی) ممکن است دلهای مسلمانهایی را که بنیادگرایان مذهبی جریحه‌دارشان کرده است، برباید و دوران بنیادگرایی را به عصر روشنگری تبدیل کند».


مریم رجوی در سخنرانی خود در گردهمایی ایرانیان در ویلپنت پاریس در سی خرداد سال 88: می‌گوید: «ما برآنیم که دست در دست مردممان خواسته برحق ملت ایران برای تغییر دموکراتیک را محقق کنیم.

هدف ما برقراری یک جمهوری بر اساس کثرت‌گرایی است. جامعه‌یی بر اساس احترام به حقوق‌بشر که در آن از شکنجه و اعدام خبری نباشد. … یک نظام اقتصادی جدید مبتنی بر فرصتهای برابر برای همه مردم که جایی برای غارتهای نجومی آخوندها باقی نگذارد. … و یک دادگستری و دستگاه مستقل عدالت بر اساس استانداردهای به‌رسمیت شناخته شده بین‌المللی».


تسریع شرکت زنان در مبارزه
مجاهدین خلق، شرکت زنان جامعه ایران به صحنه مبارزه و انقلاب را تسریع کردند.
در انقلاب 57 ایران، نیمی از فریادهایی که دیوار دیکتاتوری شاه را فرو ریختند، فریادهای زنان بود.
در سال 1359، مردم تهران، بر 250هزار برگه رأی خود نام مریم را نوشتند. و البته اگر تقلبات گسترده عوامل خمینی در انتخابات مجلس را در نظر بگیریم، این میزان رأی بسا بیشتر از 250هزار بود.

اما خمینی بر همه آن برگه‌ها خط قرمز کشید. خطی که در یک مرحله بعد، وقتی نقاب از چهره‌اش برداشته شد، با همان رنگ قرمز توسط شلاق، بر گرده‌ها و پاهای نسل رهپوی مسعود و مریم رسم شد.

در میان این رود خروشان خونها و چشمها و دهانهای به خون تپیده، دو چشم، از آن خواهر کوچکتر مریم یعنی معصومه است. معصومه از قهرمانان مقاومت در زیر شکنجه‌های وحشیانه در حالی که باردار بود به جوخه‌های تیرباران سپرده شد.
اما اگر سرکوبگری خمینی حیرت‌انگیز است، یک پدیده حیرت‌انگیزتر، مقاومت نسلی است که به میدان مقاومت در برابر او شتافته.
برادر مجاهد عباس داوری در مورد این مبارزه گفته است: «تاریخچه مبارزات سی ساله نشان می‌دهد که زنان انقلابی مجاهد در برابر این رژیم که وحشی‌ترین و فریبکارترین رژیمهای تاریخ است، شگفت‌ترین مقاومت انقلابی را رقم زدند. و این مقاومت در صحنه‌های مختلف دیده می‌شود. مقاومتی بسیار عجیب و ستایش‌انگیز، چه در زیر وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها، چه در برابر جوخه‌های اعدام و چه در میدانهای نبرد آزادی‌بخش».

شاید درست‌تر از همه این باشد که بگوییم هر چه تا پیش از سال 1364 رخ داد، مقدمات و شرایطی بود تا مریم، قله بلند انقلاب را فتح کند و خود منشأ یک انقلاب ایدئولوژیک در مجاهدین بشود.

برادر محمود عطایی در مورد این انقلاب آرمانی گفته است: آن انقلاب، یک تحول انقلابی در‌ خدمت سرنگونی دشمن مردم ایران بود. آن انقلاب دستاوردهای والای انسانی و آرمانی داشت. و همینطور، راز و رمز پایداری و بقای رشد‌یابنده‌ی مجاهدین شد و مجاهدین را در آزمایش تاریخی نبرد با رژیم خمینی تضمین کرد.

خواهر مجاهد سپیده ابراهیم پور در این مورد گفته است: « انقلاب مریم کیفیتها رو ارتقا داد، انرژیها رو آزاد کرد، سرعتها رو افزایش داد، و راهها رو کوتاه کرد. خواهر مریم معتقد است که ”رهایی زن در اوج مسئولیت‌پذیری تحقق پیدا می‌کند“. اما مسئولیت‌پذیری وقتی محقق می‌شود که زن باور کند می‌تواند بالاترین و خطیرترین مسئولیتها را بپذیرد و از عهده‌ی آن بربیاید. ورود خود خواهر مریم به موضع رهبری، موجب یک تحول در اندیشه‌ها و باورهای مجاهدین و به‌خصوص خواهران ما شد. دیوارهای قطور ناباوری شروع به ترک‌ خوردن کرد. انقلاب درونی اگر‌چه با هدف رهایی زن شروع شده بود، ولی با شناخت رهبری آرمانی مجاهدین و پیوند خوردن همه زنان و مردان مجاهد با آن، به تحول درونی تک‌تک افراد راه برد».

این یکی از ثمرات انقلاب مریم بود. زنان تمامی پهنه‌های کار مردانه را در می‌نوردند.
برادر محمود عطایی در مورد نقش زنان در برپایی ارتش آزادی گفته است: «بدون انقلاب ایدئولوژیک، تشکیل یک ارتش آزادیبخش که در آن، مرد و زن بتوانند، با بیشترین توان خودشان به مبارزه بپردازند امکانپذیر نبود».

اولین ثمرات انقلاب آرمانی
انقلاب مریم در سال67، اولین ثمره‌ی خود را تقدیم مردم ایران کرد: توقف جنگ خانمانسوز ایران-عراق. چرا که خمینی جام زهر آتش‌بس را بعد از فتح مهران به‌دست ارتش آزادی‌بخش، به فرماندهی مجاهدین گذر کرده از کوره انقلاب مریم نوشید.

خواهر مهری حاجی‌نژاد در این زمینه گفته است: « وقتی در سال 68، خواهر مریم مسئول اول سازمان شد، همه تردیدها ی من، نسبت به ناتوانی و ضعف جسمی و هر ضعف دیگری همه دود شد. دیدم یک زن می‌تواند در رأس بزرگترین سازمان مبارز تاریخ ایران قرار بگیرد!. دیگر چه چیز برای باور کردن کم بود ؟ هدف انقلاب ایدئولوژیک خواهر مریم از اول هم همین بود».

دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران، در بهمن سال 63، در اطلاعیه معرفی رهبری جدید سازمان مجاهدین یادآوری کرده بودند که «رهایی و اعاده حقوق زن ـ‌به‌عنوان شرط ضروری رهایی مرد‌ـ نقطه عزیمت یک جهش ایدئولوژیکی در درون مجاهدین می‌باشد. این انقلاب ایدئولوژیک ظرفیت و توان انقلابی مجاهدین را صد‌چندان نموده و صفوف پولادین ما را هرچه پاکیزه‌تر و یگانه‌تر می‌سازد».

در سالهای بعد، این باور بزرگ و بزرگتر شد. در پله اول، مریم به‌زودی شکفتگی توان زنان را در یک شورای رهبری تماماً تشکیل شده از زنان در رهبری مجاهدین مشاهده کرد.

معرفی شورای رهبری مجاهدین در 14مرداد 1372، هنوز بالاترین قله‌ای نبود که مریم با شعار می‌توان و باید فتح کرد. در سالهای بعد، باور به شعار او، و دامنه وسیعتری از چهارچوب مجاهدین پیدا می‌کرد.

بعد از آن انتخاب مسعود رجوی در هنگام معرفی شورای رهبری در 14مرداد 72 به مجاهدان ارتش آزادی گفت: ”وقتی که نهایتاً شما تصویب کردید بال و پر گشودن سیمرغ رو و با شور و استقبال زیاد کف می‌زدین، یک بار دیگه من صدای در هم شکستن استخونهای خمینی رو و آتش گرفتن رگ و ریشه‌ش رو دیدم و شنیدم. شما چطور، شمام شنیدین؟“

اکنون به‌خوبی روشن است که اگر توطئه هفده ژوئن، توسط آخوندها علیه مریم رجوی هدایت شد، اگر رژیم آخوندی سرمایه‌های ملت ایران را به تاراج تاجران خون و نفت داد، هدف، نجات دادن رژیم آخوندی از ندای این زن بود.

آن هنگام البته برای آخوندها توطئه کردن علیه مریم دیر شده بود. چرا که پیام مریم بقدر کافی به دلها و جانهای ایرانی نفوذ کرده است که برای دفاع از او جانهای خویش را سپر کنند و با آتش دلهایشان، از او که اکنون تبلور آرمان آزادی مردم ایران شده است دفاع کنند.
   
اینک آیا ما در پایان نبرد نور و ظلمت ایران امروز هستیم؟ شواهد می‌گویند که بهار مقاومت گل داد و غنچه داد، و زمستان در حال شکستن و رفتن است. مریم در رأس جبهه مقاومت ایران، با مبارزه‌ای بی‌امان خود برای مقاومت و مردم ایران پیروزیهای بزرگ را محقق کرد، انقلاب او در تمامی این سالها بقای مقاومت مجاهدین را تضمین کر و الهام‌بخش بزرگ پایداری مجاهدان اشرف و اشرف‌نشانان در سراسر عالم شد، همچنین عزم او در هدایت کارزارهای بزرگ، نام مجاهدین را از دو فهرست تروریستی اروپا و آمریکا بیرون کشید، و حقانیت مجاهد خلق را در عالم به ثبت داد. کاری که همگان آن را امکان ناپذیر می‌دانستند. و اکنون نیز با گشوده شدن چشم‌اندازهای جدید برای سرنگونی رژیم ولایت‌فقیه، و پیروزی نهایی مردم ایران، مریم هم‌چنان می‌رود تا آرزوهای ایران و ایرانی را برآورده کند:

و مریم هم‌چنان راه را می‌پیماید
 مریم رجوی در گردهمایی ایرانیان در ویلپنت پاریس. تیرماه 91: «بگذارید بار دیگر تصریح کنم که هدف این جنبش، به دست گرفتن قدرت به هر قیمت، نبوده و نیست.هدف ما، تضمین آزادی و دموکراسی، به هر قیمت است.و هم‌چنان که بارها گفته‌ایم، همین که در مزار شهیدانمان در خاوران باشیم، برای ما کافی است.

هدف ما یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت است که در آن، همه ادیان و مذاهب، از حق مساوی برخوردارند. و برنامه ما در این سه کلمه خلاصه می‌شود: آزادی، دموکراسی و برابری.

پس ای هموطنان!زنان آزاده ایران، معلمان، دانشگاهیان، دانشجویان، دانش آموزان!کارگران و زحمتکشانی که با فشار فزاینده گرانی و محرومیتها و تحمیلهای ارتجاعی روبه‌رو هستید،
و ای جوانان دلیر ایران!

زمان، زمان برخاستن است.
رو در روی استبداد مذهبی، شما از قویترین پشتوانه، و نیروی جبرشکن مقاومت رهایی‌بخش برخوردارید،

همه شما را فرا می‌خوانم که برای آزادی مردم و میهن اسیر، به‌پا خیزید.

کلید پیشروی، همانا کلمه «آزادی» است، آری آزادی، خجسته آزادی

و در پایان باید افزود: «نوری که به‌تدریج برای ایران یک سحر روشن را در چشم‌انداز افق نمایان می‌کند، به یک سوگند بسیار محکم و جدی نیز پشتوانه دارد سوگندی که تحقق پیروزی نور و پایان دادن به ظلمت آسمان مردم ایران است:

مسعود رجوی: 26شهریور1372، نشست بزرگ مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی‌بخش: «شما، شما رزم‌آوران آزادی و مجاهدان آزادی‌ستان، آیا از امروز وظیفه بزرگ، خطیر و تاریخی خودتان را تک به تک، درک می‌کنید؟

بایستی امانت بزرگ ملت ایران، رئیس‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران را با چنگ و ناخن و دندان هم که شده به تهران برسانید».


يك عكس ، جوان ايراني و عشق به آزادي


بهنام :  اووووو نيگا چه عكس بزرگي از مريم رجوي زدن!! عجب جرأتي داشته طرف !!  ولي ميگما ااا اين همه ريسك كردن اونم به خاطر ده دقيقه ؟ كه چي بشه ، جون تو ده دقيقه بيشتر اينجا نمي مونه ، الان يه مشت جوجه بسيجي ميريزن و جمعش مي كنن!!!
محمدرضا : حرفت درسته هاااا الان ميريزن جمع ميكنن، ولي خدا وكيلي وقتي اين عكس رو ديدي چه احساسي داشتي؟
بهنام :   خب... احساسم... از اينكه يكي پيدا شده چنين ريسكي كرده  خوشم اومد، اينكه يك نفري توي همين شهري كه من دارم توش راه ميرم بوده كه دل اين كار رو داشته ،يكي كه مثل من يه طور ديگه فكر ميكنه ، يكي كه اونم مثل من  آزادي ميخواد و ميخواد اين آخوندا برن... حس كردم تنها نيستم ، يه همدل ، يه همفكر ... نميدونم ...  ولي ببين من هيچوقت از اين بي كله بازيها در نميارم چون ممكنه وقتي بخوام اين  عكس رو بزنم دستگير شم.
محمدرضا : ببين بهنام ، به نظرت اون كسي كه اين كار رو كرده  به خطر دستگيري و هزارتا چيز ديگه فكرنكرده؟ هزار بار دچار ترديد نشده ....
بهنام :   نميدونم والا... حتما كه فكرش رو كرده... ولي خب ....
محمدرضا : ميدوني به نظرم اون كسي كه اين ريسك رو كرده، قبل از  اينكه به اين فكر كنه دستگير ميشه يانه، به اين فكر كرده كه اين كارش چه تاثيري ميتونه روي بقيه داشته باشه.... به اين فكر كرده كه بالاخره من يك انسان صاحب اختيار و آگاهي هستم ، كسي هستم كه خودم ميتونم براي زندگي خودم تصميم بگيرم ، من كسي هستم كه به شرايط و جبر موجود ميتونم نه بگم ، و همين تفاوت من با ساير موجوداته... وقتي از در و ديوار بهت ميخوان بگن بشين سر جات هيچ راهي نداري ، بايد جلوي همين حكومت با تمامي كثافت و رذالتش سر خم كني ، ولي تو ميگي نه!  من كسي هستم كه حرفم رو ، خواسته ام رو كه نابودي توئه ، فرياد ميزنم . من كسي هستم كه عكس اون كسي كه دوستش دارم رو روي ديوار ميزنم، كسي كه فكر ميكنم و معتقدم اونه كه من رو و ايران من رو نجات ميده...

  


  
حالا فك كن هركسي مثل من و تو الان اين عكس رو مي بينه به اين فكر مي كنه كه در اين اختناق كساني هستند كه حاضرند چنين ريسكي را بكنند و حرفشون رو حتي براي ده دقيقه روي ديوار بذارن. كسانيكه از توي اين خيابون رد ميشن و بعد اينكه اين بنر اينجا بوده رو براي دوستان و خانواده اشون تعريف ميكنند ، كساني كه توي اون ساختمونهاي اطراف زندگي ميكنند و از ديدن اين عكس صفا ميكنن...
ته خط اينه كه اين طلسم ساختگي اختناق رو به سخره ميگيرن و راس نظام رو به چالش مي كشن و در مقابل ولايت فقيه زن ستيزو مشتي دايناسور عمامه به سركه ميگن زن بايد بشينه گوشه خونه، عكس يك زن كه رهبري يك جنبش اپوزسيون رو در دست داره ،  بزرگ روي ديوار ميزنن!!
ببين رژيم ادعا ميكنه هيچ مقاومتي وجود نداره پاسخ همه چيز در درون همين رژيمه، خارج   از اين اگر حرفي بزني جوابش سركوب و زندانه،  اما وقتي در مقابل اين همه سركوب، كسي كه اين كار رو كرده حرفش به من و تو اينه، راه حل ديگه اي هم هست، خارج از اين رژيم وهمه متحدينش ... مقاومتي وجود داره، فقط كافيه ما هم نگاه كنيم و از شيوه هاي درست بتونيم مخالفتمون رو اعلام كنيم، ريسك پذير باشيم، اما حساب شده قدم برداريم كه ضربه بزنيم و ضربه نخوريم.

 

 من مطمئنم الان فيلمهاي همين بنري كه اينجا زده شده تو اينترنت پر شده و خواهد شد....
قبول داري؟
           
اگه قبول داري توهم آستين بالا بزن يك كاري كن، نيازي نيست بريم يك بنر به اين بزرگي بزنيم، ميتونيم  با يك ماژيك،يا هر وسيله ديگه اي صدايي باشيم كه حرفمون رو بزنيم و رو در روي رژيم بايستيم و  بگيم ما تو رو نميخواهيم و ما اين قدرت و شجاعت رو داريم كه رو در روي تو به هر شيوه اي بايستيم و روي تو رو كم كنيم.

خصوصا الان كه ايام مهرگان و سالگرد 30 مهر، روزي است كه مريم رجوي به عنوان رياست جمهوري مقاومت ايران توسط شوراي ملي مقاومت انتخاب شده ، بهترين موقعيته كه همين مناسبت رو جشن بگيريم و به همه نشون بديم كه ايران ما بي كس و كار نيست ، ايران ما مريمي داره كه داره بخاطرش شبانه روز زحمت ميكشه  ، تمامي جهان رو بسيج كرده و ايرانيها رو گرد هم آورده تا با همبستگي خودشون صداي محكمي بشن در برابر اين رژيم ، زني كه در برابر اين رژيم زن ستيز ايستاده و ميخواد كه به تمام زنان و مردان ايران هم شجاعت اين ايستادگي رو بده... ما هم براي زدن يه توپوزي به اين رژيم و دايناسوراش عكسها و  اسم مريم رجوي رو هر جايي كه تونستيم بلند ميكنيم و سالروز سي مهر رو گرامي ميداريم.

Friday, October 2, 2015

پيدا شدن مارمولك در قوطي رب گوجه مربوط به كارخانه سفير


ببينيد چگونه با زندگي مردم بازي مي كنند وقتي هم خريدار با شركت سفير تماس مي گيرد و موضوع را اطلاع مي دهد به او مي گويند :” شما هم ممکنه توغذای خونتون مو بیفته حالا تو این همه تولیدات ما اینم یه اتفاقه”
در حالي كه مارمولك به شدت خطرناكه و سم سيانور دارد 


ب











Monday, September 28, 2015

ایران - یک زن باردار در نیشابور خود را به آتش کشید


 ساعت ۱۱ صبح جمعه ۲۰ شهریور در نیشابور یک زن ۲۹ ساله به نام حوا با ریختن بنزین روی خودش دست به خودسوزی زده و شوهر ۳۰ ساله و پسر خردسالشان نیز که قصد کمک به وی را داشتند دچار سوختگی شدید شدند. شدت سوختگی مادر باردار زیاد و حالش وخیم است.
 زن باردار در روز حادثه مقداری بنزین به روی خود ریخته و در برابر دید‌گان ناباور همسر و پسر کوچکش خودش را به آتش می‌کشد.


نوشته روزنامه حکومتی خراسان

لازم به ذکر است این روزها بر اثر فشارهای طاقت‌فرسای اقتصادی و اجتماعی در حکومت آخوندی موارد خودسوزی افزایش یافته است.


Sunday, September 27, 2015

روزی که شعار مرگ بر خمینی،برای نخستین بار در ایران طنین‌افکن شد

پنجم مهر ۱۳۶۰ –۲۷سپتامبر۱۹۸۱ 
پنجم مهر سال ۱۳۶۰ برای اولین بار میلیشیای مجاهد خلق شعار مرگ بر خمینی را به میان تودههای مردم برد 
در این روز واحدهای میلیشیای مجاهد خلق, در نقاط مختلف تهران به خیابانها ریختند و شعار مرگ بر خمینی را به میان توده‌های مردم بردند و بت خمینی دجال را که زمانی عکس خود را در ماه نشان میداد، شکستند 



به‌یمن پاکبازی بی‌نظیر مجاهدین و میلیشیای قهرمان, تصویر کریهترین و خونریزترین دیکتاتور معاصر در چهره منحوس خمینی به مردم ایران نشان داده شد.
 ۵مهر، محل بروز فریاد خشم آلود ملت ایران بود که از گلوی فرزندان دلاورش، خیانت عیان خمینی به انقلاب و آرمان آزادی واستقلال مردم را محکوم می‌کرد 
آن روز صدها رزمنده جان‌برکف و میلیشیای پاکباز مجاهد، با جسارتی ستودنی در خیابانها رودرروی پاسداران مسلح خمینی خروشیدند و با شعار مرگ بر خمینی، زنده باد آزادی, سنگفرش خیابانها را با خون خود رنگین کردند 

Friday, September 25, 2015

ایران این زیباترین وطن .....


میهنی می سازیم
«که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است»
نام این میهن آزاد شده
ایران است
نام این میهن آزاد شده
ایران است.




پیام خانم مریم رجوی به‌مناسبت آغاز سال تحصیلی ۹۵ - ۹۴

روزگار حاکمیت اجبار و جهل و ارتجاع مغلوب آزادی و حقیقت خواهد شد



فرزندان آگاه و پرشور ایران، 
دانش‌آموزان و دانشجویان عزیز، 
معلمان، استادان، فرهنگیان و دانشگاهیان شریف! 
به‌مناسبت آغاز سال تحصیلی به شما سازندگان آینده درود می‌فرستم. امیدوارم که سالی پربار با پیشروی در مسیر آزادی و رهایی مردم و میهنتان در پیش داشته باشید.
باشد که در این سال تحصیلی هم مثل سال گذشته، تظاهرات سراسری معلمان آزاده بالا و بالاتر بگیرد و همه هموطنان معترض و به‌جان‌ آمده به‌ویژه دانش‌آموزان و دانشجویان و کارگران و پرستاران، دست در دست آنان به پاخیزند.
فعالیت مدارس و دانشگاهها امسال، در حالی آغاز می‌شود که عقب‌نشینی رژیم از برنامه ساخت بمب اتمی، تمامیت نظام حاکم را دچار ضعف و تنش کرده، شکستهای سیاسی و اقتصادی آخوندهای حاکم و ناتوانی آنها در مهار بحران، همه جا آشکار شده و اعتراضهای حق‌طلبانه مردم گسترش یافته است.

رژیمی که سالهای سال، همه‌چیز را تحت‌الشعاع ساختن بمب هسته‌یی و دخالت و تروریسم در منطقه قرار داده و عمده ثروت و درآمدی را که باید صرف توسعه حقیقی ایران می‌شد، در تنور سیاستهای ولایت‌فقیه به هدر داده است، اکنون با اعتراض و ایستادگی مردم ایران و به‌خصوص اعتراضهای گسترده معلمان مواجه شده است.
بله، اعتراض به خفقان حاکم بر مدرسه و دانشگاه، 
اعتراض به عقب‌ماندگی و انحطاط آموزش و پرورش و آموزش عالی، 
و اعتراض به تحقیر و تبعیض و سرکوب معلمان و استادان.

هموطنان عزیز، 
در شرایطی که پی‌درپی دزدیهای چند میلیاردی آخوندهای حاکم برملا می‌شود. کلاس درس کودکان ما در مناطق محروم یا چادر و کپر است یا اتاقهای مخروبه. و بچه‌ها به‌جای صندلی و نیمکت روی حلبی می‌نشینند.
بچه‌های آبادان در گرمای طاقت‌فرسا در کانتینرهای آهنی درس می‌خوانند.
در سقز در منطقه‌یی با هفتاد روستا، حتی یک مدرسه وجود ندارد. و دختربچه‌ها آرزویشان این است که مشق بنویسند.

در سیستان و بلوچستان، 100هزار دانش‌آموز، معلم ندارند.
در تهران، بسیاری از کلا‌سها آن‌قدر فشرده و متراکم است که نفس کشیدن را مشکل کرده است.
بسیاری از مدارس آن‌قدر فرسوده‌اند که هر روز می‌تواند بلایی مثل شین‌آباد پیرانشهر بر سر بچه‌ها بیاورد. 
در آذربایجان غربی کلاسهای صدها مدرسه در کانکسها برگزار می‌شود.
در خراسان شمالی هزاران دختر و پسر دانش‌آموز در آستانه ترک تحصیلند.
در چهارمحال و بختیاری در برخی مناطق به‌خاطر نبودن معلمان زن، دختران امکان درس خواندن را از دست‌ داده‌اند.
در حومه‌های فقرزده شهرهای بزرگ که 18 میلیون جمعیت را در خود جا داده، کم نیستند شهرکهایی حتی یک دبستان و دبیرستان هم ندارند.
هر سال دست‌کم یک‌چهارم دانش‌آموزان ایران ناچار به ترک تحصیل می‌شوند و عده‌یی از آنها به کودکان کار اضافه می‌شوند که جمعیتشان امروز بین ۲ تا ۵ میلیون نفر است.
در سالهای اخیر آخوند روحانی بسیاری مدارس روستایی را برچیده است تا در بودجه صرفه‌جویی کند.
بودجه آموزش و پرورش در سال جاری نزدیک به 26هزار میلیارد تومان است. در مقابل بودجه نظامی، امنیتی و صدور تروریسم در همین سال بیش از 70هزار میلیارد تومان است. 
خصوصی‌سازی آموزش در ایران، که دولت آخوند روحانی در پی گسترش آن است، آموزش را وسیله تجارت کرده است. این سیاست مثل خصوصی‌سازی بنگاههای اقتصادی فقط نابسامانی و پس‌رفت هر چه بیشتر به بار آورده است. عمده هزینه مدرسه‌ها را به دوش خانواده‌های فقیر انداخته‌اند، هشتاد درصد دانشجویان کشور ناچار شده‌اند در دوره‌های شهریه‌یی تحصیل کنند. کیفیت آموزش آشکارا تنزل کرده و سطح زندگی معلمان و استادان سقوط کرده است.
بدتر ‌شدن وضعیت آموزش ‌و پرورش نتیجه سیاست آگاهانه‌یی است که به دستور خامنه‌ای تحت عنوان تحول آموزش‌ و پرورش از سال 90 به اجرا درآمده است. این تحول یک سیاست عمیقاً ارتجاعی و فاشیستی است که هم‌اکنون توسط دولت روحانی پیگیری می‌شود و نتیجه آن سلطه حوزه قم بر محیطهای آموزشی از طریق فرستادن چند هزار آخوند به مدارس، همچنین تلاش برای تزریق ایدئولوژی زن‌ستیزی به مدارس و نیز تجاری کردن هر چه بیشتر آموزش ‌و پرورش است. اما جامعه فرهنگیان به‌ویژه معلمان شریف در برابر این سیاست به مقاومت برخاسته‌اند. 

دانشجویان عزیز! 
امروز خواستهای جوشان شما برای آزادی و برخورداری از یک محیط آموزشی دموکراتیک با استبداد قرون‌وسطایی حاکم در تعارض قرار گرفته است.
اختناق حاکم که دانشگاهها را از هر طرف به بند کشیده، باید درهم‌شکسته شود.
تفتیشها، سرکوبها و آزارها از سوی نهادهای امنیتی به‌خصوص حراست، و نمایندگیهای ولی‌فقیه و بسیج، حقیرتر از آن است که اراده شما برای آزادی را به زنجیر بکشد.
باید آخوندهای حاکم را به چالش کشید که چرا بخش عمده‌یی از بودجه دانشگاهها، صرف سرکوب و خفقان حاکم بر آن می‌شود؟ چرا از خوابگاهها گرفته تا کارگاهها و آزمایشگاهها یا سلف‌سرویس و سایر امور رفاهی، سال به سال بیشتر دچار کمبود و خرابی و عقبگرد می‌شوند؟
چرا بودجه مهمترین‌ دانشگاههای کشور شامل دانشگاه تهران، دانشگاههای شیراز، اصفهان، تبریز، و دانشگاههای شریف و امیرکبیر و علم و صنعت از بودجه‌یی که دولت روحانی به حوزه‌های آخوندی اختصاص داده، کمتر است؟ 
چرا فارغ‌التحصیلان شغلی متناسب با دانش و تخصص خود ندارند یا اصلاً شغلی پیدا نمی‌کنند؟ چرا عده‌یی از آنها به مسافرکشی یا مشاغل نظیر آن رو آورده‌اند. و آخوندها چه بلایی بر سر دانشگاهیان ایران آورده‌اند که امروز برخی لیسانسیه‌های بیکار در میان کارتن‌خوابها هستند.
با این همه، مطمئناً روزگار حاکمیت اجبار و جهل و ارتجاع دوام نخواهد آورد و مغلوب آزادی و حقیقت خواهد شد.

هموطنان عزیز، 
جنبش شجاعانه معلمان که سال گذشته در بیش از ۹۰ شهر بروز یافت و پنج رشته تظاهرات بزرگ و سراسری به‌پا کرد، از یک سو اراده تحسین برانگیز خواهران و برادران آموزگار ما برای ایستادگی در برابر استبداد و فقر و نابرابری را نشان داد و از سوی دیگر اساسی‌ترین عملکردها و خطوط ولایت‌فقیه در آموزش‌وپرورش را به چالش کشید.
مهمترین خواستهای معلمان که بارها در خلال تظاهرات یا انتشار اطلاعیه‌های آنها اعلام شد، به‌روشنی بر هم زدن نظام استبدادی و غارتگرانه حاکم بر آموزش‌وپرورش را هدف قرار داده است. یعنی:
آزادی معلمان زندانی
رسمیت یافتن حق اعتراضات صنفی فرهنگیان
تأمین حقوق‌دانش‌آموزان
آزادی فعالیت کانونهای صنفی
مشارکت معلمان در ساختار آموزشی
برقراری نظام آموزش رایگان
و رفع تبعیض و نابرابری نسبت به معلمان
روشن است که آموزگاران به‌پاخاسته، خواستها‌یی را مطرح کرده‌اند که در کشش یک تظاهرات مسالمت‌آمیز و صنفی است. با این حال استبداد حاکم یارای نزدیک شدن به هیچ‌یک از همین خواستها را ندارد و آن را با موجودیت پوسیده خود در تضاد می‌بیند.
به خواهران و برادران معلممان در سراسر ایران درود می‌فرستیم.
رفتار وحشیانه رژیم جهل و جنایت با اعتراضهای معلمان و ضرب و شتم و دستگیری آنها موجی از محکومیت و انزجار بر انگیخت. 
صحنه‌ها و تصاویر اعتراضات شجاعانه معلمان و شعارها و دستنوشته‌های پرمعنای آنها که می‌گویند: «ما از فرق می‌نالیم نه از فقر»، ”خط فقر 3میلیون، حقوق ما یک میلیون “، ”حرمت معلم زیر پای تورم و گرانی “، حمایت و تحسین عموم هموطنانمان را به‌دنبال داشت.
ایستادگی معلمان و فراخوانهای پی‌درپی آنها به ادامه اعتراضات، نشان داد که این همبستگی و اراده حق‌طلبی از تبعیض و ستم حاکم، بسا قویتر است.
راستی چرا در میهن ما که دارای غنی‌ترین فرهنگ و تمدن و سنتهای تعلیم و تربیت است، معلمان تحقیر می‌شوند؟ 
چرا در کشوری با این همه منابع سرشار نفت و گاز، سه چهارم معلمان زیر خط فقرند و فریاد می‌زنند: ”معلم نان ندارد، معلم مسکن ندارد معلم قرض دارد“.
چرا بسیاری از آنها در شیفت دوم کاریشان به مشاغلی مثل مسافرکشی و حتی دستفروشی رو آورده‌اند و فریاد می‌زنند ”کارد به استخوان رسیده - تبعیض و بی‌عدالتی تا کی “؟ 
چرا معلمان پیش دبستانی ناچار می‌شوند برای مطالبه حقوقشان همراه با کودکان خردسال خود شبها در مقابل مجلس رژیم تحصن کنند؟ 
چرا معلمان را آن قدر تحت فشار گذاشته‌اند که تنها در استان خوزستان، ۷۰۰۰معلم شریف به امان آمده و خواستار کناره‌گیری می‌شوند.
و چرا آن معلم بازنشسته در سنقر، چنان کارد به استخوانش می‌رسد که در ساختمان فرمانداری خود را به آتش می‌کشد؟ 

معلمان آزاده! 
به شما زنان و مردان دلیر در سراسر ایران درود می‌فرستم که زیر این همه  فشار و سختی، خود آموزگار ایستادگی و اعتراض شده‌اید.
به شما درود می‌فرستم که پرچم حق‌طلبی و آزادیخواهی را در دهها شهر ایران به اهتزاز درآوردید.
در برابر آخوندها و عوامل آنها که کمترین توجهی به فریادهای شما نمی‌کنند، مهمترین کار باز هم اعتراض است.
اگر از داراییهای توقیف شده پس از رفع تحریمها پولی آزا‌د می‌شود باید صرف رفاه شما شود. 
اجازه ندهید دارایی مردم ایران بیش از این برای جنگ در سوریه و عراق و یمن خرج شود.
محروم کردن شما از حداقل معیشت و مسکن و بیمه و درمان باید به پایان برسد
و نادیده گرفتن منزلت والای شما باید متوقف شود.
فرهنگیان و دانشگاهیان ایران، 
تعارض میان دانش‌آموزان، دانشجویان، فارغ‌التحصیلان، معلمان و استادان و به‌طور کلی نسل آگاه و تحصیلکرده با رژیم حاکم، کمتر زمانی به‌شدت و حدت امروز بوده است.
4 میلیون دانشجو، میلیونها فارغ‌التحصیل و 13 میلیون دانش‌آموز و بیش از یک میلیون معلم و استاد، راه و رسم و زندگی و جامعه‌یی را می‌خواهند که هم‌جنسی و شباهتی با اوضاع تحت حاکمیت آخوندها ندارد. در واقع ارتشی از جوانان تحصیلکرده پدیده آمده که از آگاهی و دانش و تخصص بالایی برخوردارند، اما نقش و سهمی در سیاست و اقتصاد کشور خود ندارند و با رژیم فاسد و مستبد حاکم به تعارض رسیده‌اند.
نسل دانش‌آموز و دانشجو از تحمیل و اجبار به ستوه آمده است. تشنه نوجویی است، شیفته دانش و تکنولوژی و پیشرفت است و با هر چیزی که رنگی از رژیم حاکم دارد سر ستیز دارد. شرط اول پیشرفت و نو شدن، البته آزادی است. شرط اول، انتخاب آزادانه است، شرط اول، احترام به عقیده و انتخاب هر نوجوان و جوان ایرانی است.
آری، این یک نسل پرسشگر است که می‌خواهد چون و چرا کند. می‌خواهد خودش انتخاب‌کننده باشد، می‌خواهد خودش برگزیند که چه زندگی و راه و رسمی در پیش بگیرد، چه رشته تحصیلی یا شغلی داشته باشد و برای چه هدفهایی تلاش کند. اما مهم‌ترین و والاترین انتخابش آزادی است. و همین انتخاب است که مایه بی‌ثباتی دائمی رژیم ولایت‌فقیه شده است.

فرهنگیان و دانشگاهیان ایران، 
نشانه‌های بسیاری، که هر روز بر شمار آن افزوده می‌شود، فریاد می‌زند که دوران تازه‌یی در حال طلوع است.
هم‌چنان که رهبر مقاومت مسعود رجوی گفته است: «اکنون دیگر از یک نقطه عطف در سرنوشت این رژیم گذشته‌ایم. … ما با یک دشمن زهر خورده و کیفا ضعیف‌تر روبه‌رو هستیم و این چیزی قابل پوشاندن و واژگونه نمایی نیست و به سرعت در میدان عمل به اثبات می‌رسد».
رژیم حاکم به‌رغم جنایتهای هر روزه‌اش به دوران پایانی خود رسیده است و حالا دوران قد برافراشتن جنبش آزادی ایران از زیر خاکستر سرکوبهاست و شما جوانان آگاه و آزاده ایران در صف مقدم این جنبش قرار دارید.
بر شماست که علیه تسلیم و ترس و انفعال که رژیم حاکم آن را ترویج می‌کند، شورش کنید.
خاموشی و سکوت، پذیرش وضع موجود، تن‌دادن به اجبار و ارعاب، تسلیم شدن به انتخاب میان بد و بدتر، همه و همه الگوی تحمیل شده ولایت‌فقیه است که باید آن را از بنیاد به هم زد.
اراده و خلاقیت تک‌تک شما، قدرت همبستگی‌تان و نیروی عظیمی که در عشق شما به آزادی نهفته است، همان چیزی است که رژیم حاکم با تمام قوا آن را پنهان و انکار می‌کند. حال آن که کلید تغییر در دست شما مردم ایران است. امروز روز اتحاد معلم، کارگر و پرستار است.

جوانان و نوجوانان دلیر ایران! 
شما ادامه مسیری هستید که از آن پیشتازان مجاهد و مبارز به‌پا خاستند. سازمان مجاهدین خلق ایران که حالا پنجاه ساله شده از میان شما جوانان آگاه برخاسته است.
شما الگوهای درخشانی در تاریخ میهنتان دارید که توانسته‌اند در سخت‌ترین اوضاع بن‌بستها را بشکنند.
و همین امروز قهرمانان پایداری ـ از مجاهدان آزادی در لیبرتی تا زندانیان سیاسی در سراسر ایران و شهیدانی هم‌چون شاهرخ زمانی ـ را پیش روی خود دارید که راه روشن فردا را نشان می‌دهند.
از این پس تحولات بسیاری به زیان رژیم در راه است. هر یک از آنها را به فرصتی برای اعتراض و مبارزه تبدیل کنید.
به یاری معلمان به‌پاخاسته برخیزید و سایر هموطنان را برانگیزید که به این جنبش بپیوندند.
برای ایجاد انجمنها و تشکلهای صنفی، و هر زمینه‌یی که مبارزه جمعی شما را امکان‌پذیر کنید، بکوشید.
امروز باید همه اقشار ملت ما دست در دست هم برای کسب آزادی متحد و همدل و همزبان شوند.


هموطنان عزیز، 
ایران فردا یک آموزش‌ و پرورش پیشرفته نیاز دارد که برای همه فرزندان ایران رایگان و الزامی است. آموزش و پرورشی که از هر گونه انقیاد سیاسی و فرهنگی رها شده و شهروندان را به مشارکت سیاسی بر می‌انگیزد.
هم‌چنین، یک آموزش عالی دموکراتیک بر اساس استقلال مؤسسات آموزش عالی و به‌رسمیت شناختن آزادی آکادمیک.
یک نظام ورزشی فراگیر که اصل اساسی آن دسترسی رایگان و بدون تبعیض جوانان و نوجوانان شهر و روستا به انواع امکانات ورزشی است که فعالیت آزادانه و برابر دختران و زنان سراسر کشور در عرصه‌های گوناگون ورزشی را فراهم می‌سازد.
ما می‌گوییم وجود ملیتهای ستمزده، نیروی بزرگ و مؤثری برای سرنگونی رژیم و کسب آزادی است، پس باید شخصیت چند فرهنگی و چند زبانی ایران را غنیمت شمرد.


هموطنان ما که از ملیتها و فرهنگها و زبانهای گوناگون برخوردارند، باید بتوانند به‌طور برابر در تصمیمهای ملی مشارکت کنند، باید بتوانند هویت فرهن

گی و دینی و زبانی خود را حفظ کنند، و باید بتوانند به زبان مادری خود سخن بگویند، کار و تحصیل کنند و آن را اشاعه دهند.
ما بر آنیم که اختناق و سانسور را در همه اشکال آن از میان برداریم. این شاهراهی است به سوی یک نظام دموکراتیک.
ما برآنیم که از بیان آزادانه و فعالیت بدون محدودیت، شرایط انتخاب آزادانه را فراهم سازیم و مشارکت سیاسی را شکوفا کنیم.
بگذارید دروازه‌های جهان و تمام دانش و اطلاعات آن به روی جوانان ایرانی گشوده شود.
ما بر برابری همه مردم ایران تأکید داریم؛ 
برابری همگان در انتخاب کردن و انتخاب شدن، 
برابری زن و مرد در همه حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی
و برخورداری همگان از فرصتهای برابر در آموزش‌وپرورش، آموزش عالی، اشتغال و کسب و کار.
بله، ما در پی نظم تازه‌یی هستیم، بر اساس آزادی و دموکراسی و برابری.
نیروی این تحول بزرگ، شما جوانان آگاه و آزاده ایرانید و همه شما را برای برپایی ایران آزاد و دموکراتیک فرا می‌خوانم.
سلام بر دانش‌آموزان و دانشجویان
سلام بر معلمان و استادان
سلام بر آزادی

Monday, September 21, 2015

شاهین جعفری، قهرمان پرتاب وزنه آسیا دستفروشی می‌کند

  قهرمان ۱۹ ساله پرتاب وزنه جوانان آسیا که در مسابقات قهرمانی آسیا در چین تایپه مدال نقره گرفت از یک سال پیش تا کنون در بازار تهران دستفروشی می​کند.



شاهین جعفری که در سال ۱۳۹۱ موفق به جابه‌جایی رکورد پرتاب وزنه ایران شده در ارتباط با محرومیت و فقری که اکنون دست به گریبان آن است می‌گوید:
 نه تنها هیچ پاداش و یا حمایتی از او صورت نمی‌گیرد بلکه بعد از مسابقات آسیایی که مچ پایش آسیب دید فدراسیون دو و میدانی حتی حاضر نشد نامه‌یی به فدراسیون پزشکی ورزشی ارسال کند تا بتواند به​ طور رایگان مصدومیتش را درمان کند.

او می‌گوید: البته من تنها قهرمان ورزشی ایران نیستم که به‌دلیل حمایت نشدن از سوی فدراسیون​های ورزشی برای تأمین هزینه زندگی و تمرینات به دستفروشی روی آورده‌ام، در سالهای گذشته نیز سرنوشت شماری از ورزشکاران و قهرمانان 
ایرانی به دستفروشی و حتی کارتن​ خوابی ختم شده است. 


به‌عنوان نمونه فرشاد درکه، ورزشکاری که در سومین فستیوال هنرهای رزمی در سال ۲۰۱۲ به مقام قهرمانی رسیده بود، مدت​ها کارتن خواب شده بود و یا امید ستایش​پور​ قهرمان پاورلیفتینگ ایران، مجتبی مرادی، قهرمان کشتی آزاد ایران، صادق پاکدامن عضو تیم ملی نجات غریق ایران و سجاد پیرآقا یارچمن، قهرمان پارالمپیک از جمله ورزشکاران ایرانی هستند که اگر ‌چه در عرصه بین ​المللی موفق به کسب مدال​های رنگارنگ شده​ اند اما در حال دستفروشی در کنار خیابان هستند.