Saturday, October 3, 2015

يك عكس ، جوان ايراني و عشق به آزادي


بهنام :  اووووو نيگا چه عكس بزرگي از مريم رجوي زدن!! عجب جرأتي داشته طرف !!  ولي ميگما ااا اين همه ريسك كردن اونم به خاطر ده دقيقه ؟ كه چي بشه ، جون تو ده دقيقه بيشتر اينجا نمي مونه ، الان يه مشت جوجه بسيجي ميريزن و جمعش مي كنن!!!
محمدرضا : حرفت درسته هاااا الان ميريزن جمع ميكنن، ولي خدا وكيلي وقتي اين عكس رو ديدي چه احساسي داشتي؟
بهنام :   خب... احساسم... از اينكه يكي پيدا شده چنين ريسكي كرده  خوشم اومد، اينكه يك نفري توي همين شهري كه من دارم توش راه ميرم بوده كه دل اين كار رو داشته ،يكي كه مثل من يه طور ديگه فكر ميكنه ، يكي كه اونم مثل من  آزادي ميخواد و ميخواد اين آخوندا برن... حس كردم تنها نيستم ، يه همدل ، يه همفكر ... نميدونم ...  ولي ببين من هيچوقت از اين بي كله بازيها در نميارم چون ممكنه وقتي بخوام اين  عكس رو بزنم دستگير شم.
محمدرضا : ببين بهنام ، به نظرت اون كسي كه اين كار رو كرده  به خطر دستگيري و هزارتا چيز ديگه فكرنكرده؟ هزار بار دچار ترديد نشده ....
بهنام :   نميدونم والا... حتما كه فكرش رو كرده... ولي خب ....
محمدرضا : ميدوني به نظرم اون كسي كه اين ريسك رو كرده، قبل از  اينكه به اين فكر كنه دستگير ميشه يانه، به اين فكر كرده كه اين كارش چه تاثيري ميتونه روي بقيه داشته باشه.... به اين فكر كرده كه بالاخره من يك انسان صاحب اختيار و آگاهي هستم ، كسي هستم كه خودم ميتونم براي زندگي خودم تصميم بگيرم ، من كسي هستم كه به شرايط و جبر موجود ميتونم نه بگم ، و همين تفاوت من با ساير موجوداته... وقتي از در و ديوار بهت ميخوان بگن بشين سر جات هيچ راهي نداري ، بايد جلوي همين حكومت با تمامي كثافت و رذالتش سر خم كني ، ولي تو ميگي نه!  من كسي هستم كه حرفم رو ، خواسته ام رو كه نابودي توئه ، فرياد ميزنم . من كسي هستم كه عكس اون كسي كه دوستش دارم رو روي ديوار ميزنم، كسي كه فكر ميكنم و معتقدم اونه كه من رو و ايران من رو نجات ميده...

  


  
حالا فك كن هركسي مثل من و تو الان اين عكس رو مي بينه به اين فكر مي كنه كه در اين اختناق كساني هستند كه حاضرند چنين ريسكي را بكنند و حرفشون رو حتي براي ده دقيقه روي ديوار بذارن. كسانيكه از توي اين خيابون رد ميشن و بعد اينكه اين بنر اينجا بوده رو براي دوستان و خانواده اشون تعريف ميكنند ، كساني كه توي اون ساختمونهاي اطراف زندگي ميكنند و از ديدن اين عكس صفا ميكنن...
ته خط اينه كه اين طلسم ساختگي اختناق رو به سخره ميگيرن و راس نظام رو به چالش مي كشن و در مقابل ولايت فقيه زن ستيزو مشتي دايناسور عمامه به سركه ميگن زن بايد بشينه گوشه خونه، عكس يك زن كه رهبري يك جنبش اپوزسيون رو در دست داره ،  بزرگ روي ديوار ميزنن!!
ببين رژيم ادعا ميكنه هيچ مقاومتي وجود نداره پاسخ همه چيز در درون همين رژيمه، خارج   از اين اگر حرفي بزني جوابش سركوب و زندانه،  اما وقتي در مقابل اين همه سركوب، كسي كه اين كار رو كرده حرفش به من و تو اينه، راه حل ديگه اي هم هست، خارج از اين رژيم وهمه متحدينش ... مقاومتي وجود داره، فقط كافيه ما هم نگاه كنيم و از شيوه هاي درست بتونيم مخالفتمون رو اعلام كنيم، ريسك پذير باشيم، اما حساب شده قدم برداريم كه ضربه بزنيم و ضربه نخوريم.

 

 من مطمئنم الان فيلمهاي همين بنري كه اينجا زده شده تو اينترنت پر شده و خواهد شد....
قبول داري؟
           
اگه قبول داري توهم آستين بالا بزن يك كاري كن، نيازي نيست بريم يك بنر به اين بزرگي بزنيم، ميتونيم  با يك ماژيك،يا هر وسيله ديگه اي صدايي باشيم كه حرفمون رو بزنيم و رو در روي رژيم بايستيم و  بگيم ما تو رو نميخواهيم و ما اين قدرت و شجاعت رو داريم كه رو در روي تو به هر شيوه اي بايستيم و روي تو رو كم كنيم.

خصوصا الان كه ايام مهرگان و سالگرد 30 مهر، روزي است كه مريم رجوي به عنوان رياست جمهوري مقاومت ايران توسط شوراي ملي مقاومت انتخاب شده ، بهترين موقعيته كه همين مناسبت رو جشن بگيريم و به همه نشون بديم كه ايران ما بي كس و كار نيست ، ايران ما مريمي داره كه داره بخاطرش شبانه روز زحمت ميكشه  ، تمامي جهان رو بسيج كرده و ايرانيها رو گرد هم آورده تا با همبستگي خودشون صداي محكمي بشن در برابر اين رژيم ، زني كه در برابر اين رژيم زن ستيز ايستاده و ميخواد كه به تمام زنان و مردان ايران هم شجاعت اين ايستادگي رو بده... ما هم براي زدن يه توپوزي به اين رژيم و دايناسوراش عكسها و  اسم مريم رجوي رو هر جايي كه تونستيم بلند ميكنيم و سالروز سي مهر رو گرامي ميداريم.

Friday, October 2, 2015

پيدا شدن مارمولك در قوطي رب گوجه مربوط به كارخانه سفير


ببينيد چگونه با زندگي مردم بازي مي كنند وقتي هم خريدار با شركت سفير تماس مي گيرد و موضوع را اطلاع مي دهد به او مي گويند :” شما هم ممکنه توغذای خونتون مو بیفته حالا تو این همه تولیدات ما اینم یه اتفاقه”
در حالي كه مارمولك به شدت خطرناكه و سم سيانور دارد 


ب











Monday, September 28, 2015

ایران - یک زن باردار در نیشابور خود را به آتش کشید


 ساعت ۱۱ صبح جمعه ۲۰ شهریور در نیشابور یک زن ۲۹ ساله به نام حوا با ریختن بنزین روی خودش دست به خودسوزی زده و شوهر ۳۰ ساله و پسر خردسالشان نیز که قصد کمک به وی را داشتند دچار سوختگی شدید شدند. شدت سوختگی مادر باردار زیاد و حالش وخیم است.
 زن باردار در روز حادثه مقداری بنزین به روی خود ریخته و در برابر دید‌گان ناباور همسر و پسر کوچکش خودش را به آتش می‌کشد.


نوشته روزنامه حکومتی خراسان

لازم به ذکر است این روزها بر اثر فشارهای طاقت‌فرسای اقتصادی و اجتماعی در حکومت آخوندی موارد خودسوزی افزایش یافته است.


Sunday, September 27, 2015

روزی که شعار مرگ بر خمینی،برای نخستین بار در ایران طنین‌افکن شد

پنجم مهر ۱۳۶۰ –۲۷سپتامبر۱۹۸۱ 
پنجم مهر سال ۱۳۶۰ برای اولین بار میلیشیای مجاهد خلق شعار مرگ بر خمینی را به میان تودههای مردم برد 
در این روز واحدهای میلیشیای مجاهد خلق, در نقاط مختلف تهران به خیابانها ریختند و شعار مرگ بر خمینی را به میان توده‌های مردم بردند و بت خمینی دجال را که زمانی عکس خود را در ماه نشان میداد، شکستند 



به‌یمن پاکبازی بی‌نظیر مجاهدین و میلیشیای قهرمان, تصویر کریهترین و خونریزترین دیکتاتور معاصر در چهره منحوس خمینی به مردم ایران نشان داده شد.
 ۵مهر، محل بروز فریاد خشم آلود ملت ایران بود که از گلوی فرزندان دلاورش، خیانت عیان خمینی به انقلاب و آرمان آزادی واستقلال مردم را محکوم می‌کرد 
آن روز صدها رزمنده جان‌برکف و میلیشیای پاکباز مجاهد، با جسارتی ستودنی در خیابانها رودرروی پاسداران مسلح خمینی خروشیدند و با شعار مرگ بر خمینی، زنده باد آزادی, سنگفرش خیابانها را با خون خود رنگین کردند 

Friday, September 25, 2015

ایران این زیباترین وطن .....


میهنی می سازیم
«که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است»
نام این میهن آزاد شده
ایران است
نام این میهن آزاد شده
ایران است.




پیام خانم مریم رجوی به‌مناسبت آغاز سال تحصیلی ۹۵ - ۹۴

روزگار حاکمیت اجبار و جهل و ارتجاع مغلوب آزادی و حقیقت خواهد شد



فرزندان آگاه و پرشور ایران، 
دانش‌آموزان و دانشجویان عزیز، 
معلمان، استادان، فرهنگیان و دانشگاهیان شریف! 
به‌مناسبت آغاز سال تحصیلی به شما سازندگان آینده درود می‌فرستم. امیدوارم که سالی پربار با پیشروی در مسیر آزادی و رهایی مردم و میهنتان در پیش داشته باشید.
باشد که در این سال تحصیلی هم مثل سال گذشته، تظاهرات سراسری معلمان آزاده بالا و بالاتر بگیرد و همه هموطنان معترض و به‌جان‌ آمده به‌ویژه دانش‌آموزان و دانشجویان و کارگران و پرستاران، دست در دست آنان به پاخیزند.
فعالیت مدارس و دانشگاهها امسال، در حالی آغاز می‌شود که عقب‌نشینی رژیم از برنامه ساخت بمب اتمی، تمامیت نظام حاکم را دچار ضعف و تنش کرده، شکستهای سیاسی و اقتصادی آخوندهای حاکم و ناتوانی آنها در مهار بحران، همه جا آشکار شده و اعتراضهای حق‌طلبانه مردم گسترش یافته است.

رژیمی که سالهای سال، همه‌چیز را تحت‌الشعاع ساختن بمب هسته‌یی و دخالت و تروریسم در منطقه قرار داده و عمده ثروت و درآمدی را که باید صرف توسعه حقیقی ایران می‌شد، در تنور سیاستهای ولایت‌فقیه به هدر داده است، اکنون با اعتراض و ایستادگی مردم ایران و به‌خصوص اعتراضهای گسترده معلمان مواجه شده است.
بله، اعتراض به خفقان حاکم بر مدرسه و دانشگاه، 
اعتراض به عقب‌ماندگی و انحطاط آموزش و پرورش و آموزش عالی، 
و اعتراض به تحقیر و تبعیض و سرکوب معلمان و استادان.

هموطنان عزیز، 
در شرایطی که پی‌درپی دزدیهای چند میلیاردی آخوندهای حاکم برملا می‌شود. کلاس درس کودکان ما در مناطق محروم یا چادر و کپر است یا اتاقهای مخروبه. و بچه‌ها به‌جای صندلی و نیمکت روی حلبی می‌نشینند.
بچه‌های آبادان در گرمای طاقت‌فرسا در کانتینرهای آهنی درس می‌خوانند.
در سقز در منطقه‌یی با هفتاد روستا، حتی یک مدرسه وجود ندارد. و دختربچه‌ها آرزویشان این است که مشق بنویسند.

در سیستان و بلوچستان، 100هزار دانش‌آموز، معلم ندارند.
در تهران، بسیاری از کلا‌سها آن‌قدر فشرده و متراکم است که نفس کشیدن را مشکل کرده است.
بسیاری از مدارس آن‌قدر فرسوده‌اند که هر روز می‌تواند بلایی مثل شین‌آباد پیرانشهر بر سر بچه‌ها بیاورد. 
در آذربایجان غربی کلاسهای صدها مدرسه در کانکسها برگزار می‌شود.
در خراسان شمالی هزاران دختر و پسر دانش‌آموز در آستانه ترک تحصیلند.
در چهارمحال و بختیاری در برخی مناطق به‌خاطر نبودن معلمان زن، دختران امکان درس خواندن را از دست‌ داده‌اند.
در حومه‌های فقرزده شهرهای بزرگ که 18 میلیون جمعیت را در خود جا داده، کم نیستند شهرکهایی حتی یک دبستان و دبیرستان هم ندارند.
هر سال دست‌کم یک‌چهارم دانش‌آموزان ایران ناچار به ترک تحصیل می‌شوند و عده‌یی از آنها به کودکان کار اضافه می‌شوند که جمعیتشان امروز بین ۲ تا ۵ میلیون نفر است.
در سالهای اخیر آخوند روحانی بسیاری مدارس روستایی را برچیده است تا در بودجه صرفه‌جویی کند.
بودجه آموزش و پرورش در سال جاری نزدیک به 26هزار میلیارد تومان است. در مقابل بودجه نظامی، امنیتی و صدور تروریسم در همین سال بیش از 70هزار میلیارد تومان است. 
خصوصی‌سازی آموزش در ایران، که دولت آخوند روحانی در پی گسترش آن است، آموزش را وسیله تجارت کرده است. این سیاست مثل خصوصی‌سازی بنگاههای اقتصادی فقط نابسامانی و پس‌رفت هر چه بیشتر به بار آورده است. عمده هزینه مدرسه‌ها را به دوش خانواده‌های فقیر انداخته‌اند، هشتاد درصد دانشجویان کشور ناچار شده‌اند در دوره‌های شهریه‌یی تحصیل کنند. کیفیت آموزش آشکارا تنزل کرده و سطح زندگی معلمان و استادان سقوط کرده است.
بدتر ‌شدن وضعیت آموزش ‌و پرورش نتیجه سیاست آگاهانه‌یی است که به دستور خامنه‌ای تحت عنوان تحول آموزش‌ و پرورش از سال 90 به اجرا درآمده است. این تحول یک سیاست عمیقاً ارتجاعی و فاشیستی است که هم‌اکنون توسط دولت روحانی پیگیری می‌شود و نتیجه آن سلطه حوزه قم بر محیطهای آموزشی از طریق فرستادن چند هزار آخوند به مدارس، همچنین تلاش برای تزریق ایدئولوژی زن‌ستیزی به مدارس و نیز تجاری کردن هر چه بیشتر آموزش ‌و پرورش است. اما جامعه فرهنگیان به‌ویژه معلمان شریف در برابر این سیاست به مقاومت برخاسته‌اند. 

دانشجویان عزیز! 
امروز خواستهای جوشان شما برای آزادی و برخورداری از یک محیط آموزشی دموکراتیک با استبداد قرون‌وسطایی حاکم در تعارض قرار گرفته است.
اختناق حاکم که دانشگاهها را از هر طرف به بند کشیده، باید درهم‌شکسته شود.
تفتیشها، سرکوبها و آزارها از سوی نهادهای امنیتی به‌خصوص حراست، و نمایندگیهای ولی‌فقیه و بسیج، حقیرتر از آن است که اراده شما برای آزادی را به زنجیر بکشد.
باید آخوندهای حاکم را به چالش کشید که چرا بخش عمده‌یی از بودجه دانشگاهها، صرف سرکوب و خفقان حاکم بر آن می‌شود؟ چرا از خوابگاهها گرفته تا کارگاهها و آزمایشگاهها یا سلف‌سرویس و سایر امور رفاهی، سال به سال بیشتر دچار کمبود و خرابی و عقبگرد می‌شوند؟
چرا بودجه مهمترین‌ دانشگاههای کشور شامل دانشگاه تهران، دانشگاههای شیراز، اصفهان، تبریز، و دانشگاههای شریف و امیرکبیر و علم و صنعت از بودجه‌یی که دولت روحانی به حوزه‌های آخوندی اختصاص داده، کمتر است؟ 
چرا فارغ‌التحصیلان شغلی متناسب با دانش و تخصص خود ندارند یا اصلاً شغلی پیدا نمی‌کنند؟ چرا عده‌یی از آنها به مسافرکشی یا مشاغل نظیر آن رو آورده‌اند. و آخوندها چه بلایی بر سر دانشگاهیان ایران آورده‌اند که امروز برخی لیسانسیه‌های بیکار در میان کارتن‌خوابها هستند.
با این همه، مطمئناً روزگار حاکمیت اجبار و جهل و ارتجاع دوام نخواهد آورد و مغلوب آزادی و حقیقت خواهد شد.

هموطنان عزیز، 
جنبش شجاعانه معلمان که سال گذشته در بیش از ۹۰ شهر بروز یافت و پنج رشته تظاهرات بزرگ و سراسری به‌پا کرد، از یک سو اراده تحسین برانگیز خواهران و برادران آموزگار ما برای ایستادگی در برابر استبداد و فقر و نابرابری را نشان داد و از سوی دیگر اساسی‌ترین عملکردها و خطوط ولایت‌فقیه در آموزش‌وپرورش را به چالش کشید.
مهمترین خواستهای معلمان که بارها در خلال تظاهرات یا انتشار اطلاعیه‌های آنها اعلام شد، به‌روشنی بر هم زدن نظام استبدادی و غارتگرانه حاکم بر آموزش‌وپرورش را هدف قرار داده است. یعنی:
آزادی معلمان زندانی
رسمیت یافتن حق اعتراضات صنفی فرهنگیان
تأمین حقوق‌دانش‌آموزان
آزادی فعالیت کانونهای صنفی
مشارکت معلمان در ساختار آموزشی
برقراری نظام آموزش رایگان
و رفع تبعیض و نابرابری نسبت به معلمان
روشن است که آموزگاران به‌پاخاسته، خواستها‌یی را مطرح کرده‌اند که در کشش یک تظاهرات مسالمت‌آمیز و صنفی است. با این حال استبداد حاکم یارای نزدیک شدن به هیچ‌یک از همین خواستها را ندارد و آن را با موجودیت پوسیده خود در تضاد می‌بیند.
به خواهران و برادران معلممان در سراسر ایران درود می‌فرستیم.
رفتار وحشیانه رژیم جهل و جنایت با اعتراضهای معلمان و ضرب و شتم و دستگیری آنها موجی از محکومیت و انزجار بر انگیخت. 
صحنه‌ها و تصاویر اعتراضات شجاعانه معلمان و شعارها و دستنوشته‌های پرمعنای آنها که می‌گویند: «ما از فرق می‌نالیم نه از فقر»، ”خط فقر 3میلیون، حقوق ما یک میلیون “، ”حرمت معلم زیر پای تورم و گرانی “، حمایت و تحسین عموم هموطنانمان را به‌دنبال داشت.
ایستادگی معلمان و فراخوانهای پی‌درپی آنها به ادامه اعتراضات، نشان داد که این همبستگی و اراده حق‌طلبی از تبعیض و ستم حاکم، بسا قویتر است.
راستی چرا در میهن ما که دارای غنی‌ترین فرهنگ و تمدن و سنتهای تعلیم و تربیت است، معلمان تحقیر می‌شوند؟ 
چرا در کشوری با این همه منابع سرشار نفت و گاز، سه چهارم معلمان زیر خط فقرند و فریاد می‌زنند: ”معلم نان ندارد، معلم مسکن ندارد معلم قرض دارد“.
چرا بسیاری از آنها در شیفت دوم کاریشان به مشاغلی مثل مسافرکشی و حتی دستفروشی رو آورده‌اند و فریاد می‌زنند ”کارد به استخوان رسیده - تبعیض و بی‌عدالتی تا کی “؟ 
چرا معلمان پیش دبستانی ناچار می‌شوند برای مطالبه حقوقشان همراه با کودکان خردسال خود شبها در مقابل مجلس رژیم تحصن کنند؟ 
چرا معلمان را آن قدر تحت فشار گذاشته‌اند که تنها در استان خوزستان، ۷۰۰۰معلم شریف به امان آمده و خواستار کناره‌گیری می‌شوند.
و چرا آن معلم بازنشسته در سنقر، چنان کارد به استخوانش می‌رسد که در ساختمان فرمانداری خود را به آتش می‌کشد؟ 

معلمان آزاده! 
به شما زنان و مردان دلیر در سراسر ایران درود می‌فرستم که زیر این همه  فشار و سختی، خود آموزگار ایستادگی و اعتراض شده‌اید.
به شما درود می‌فرستم که پرچم حق‌طلبی و آزادیخواهی را در دهها شهر ایران به اهتزاز درآوردید.
در برابر آخوندها و عوامل آنها که کمترین توجهی به فریادهای شما نمی‌کنند، مهمترین کار باز هم اعتراض است.
اگر از داراییهای توقیف شده پس از رفع تحریمها پولی آزا‌د می‌شود باید صرف رفاه شما شود. 
اجازه ندهید دارایی مردم ایران بیش از این برای جنگ در سوریه و عراق و یمن خرج شود.
محروم کردن شما از حداقل معیشت و مسکن و بیمه و درمان باید به پایان برسد
و نادیده گرفتن منزلت والای شما باید متوقف شود.
فرهنگیان و دانشگاهیان ایران، 
تعارض میان دانش‌آموزان، دانشجویان، فارغ‌التحصیلان، معلمان و استادان و به‌طور کلی نسل آگاه و تحصیلکرده با رژیم حاکم، کمتر زمانی به‌شدت و حدت امروز بوده است.
4 میلیون دانشجو، میلیونها فارغ‌التحصیل و 13 میلیون دانش‌آموز و بیش از یک میلیون معلم و استاد، راه و رسم و زندگی و جامعه‌یی را می‌خواهند که هم‌جنسی و شباهتی با اوضاع تحت حاکمیت آخوندها ندارد. در واقع ارتشی از جوانان تحصیلکرده پدیده آمده که از آگاهی و دانش و تخصص بالایی برخوردارند، اما نقش و سهمی در سیاست و اقتصاد کشور خود ندارند و با رژیم فاسد و مستبد حاکم به تعارض رسیده‌اند.
نسل دانش‌آموز و دانشجو از تحمیل و اجبار به ستوه آمده است. تشنه نوجویی است، شیفته دانش و تکنولوژی و پیشرفت است و با هر چیزی که رنگی از رژیم حاکم دارد سر ستیز دارد. شرط اول پیشرفت و نو شدن، البته آزادی است. شرط اول، انتخاب آزادانه است، شرط اول، احترام به عقیده و انتخاب هر نوجوان و جوان ایرانی است.
آری، این یک نسل پرسشگر است که می‌خواهد چون و چرا کند. می‌خواهد خودش انتخاب‌کننده باشد، می‌خواهد خودش برگزیند که چه زندگی و راه و رسمی در پیش بگیرد، چه رشته تحصیلی یا شغلی داشته باشد و برای چه هدفهایی تلاش کند. اما مهم‌ترین و والاترین انتخابش آزادی است. و همین انتخاب است که مایه بی‌ثباتی دائمی رژیم ولایت‌فقیه شده است.

فرهنگیان و دانشگاهیان ایران، 
نشانه‌های بسیاری، که هر روز بر شمار آن افزوده می‌شود، فریاد می‌زند که دوران تازه‌یی در حال طلوع است.
هم‌چنان که رهبر مقاومت مسعود رجوی گفته است: «اکنون دیگر از یک نقطه عطف در سرنوشت این رژیم گذشته‌ایم. … ما با یک دشمن زهر خورده و کیفا ضعیف‌تر روبه‌رو هستیم و این چیزی قابل پوشاندن و واژگونه نمایی نیست و به سرعت در میدان عمل به اثبات می‌رسد».
رژیم حاکم به‌رغم جنایتهای هر روزه‌اش به دوران پایانی خود رسیده است و حالا دوران قد برافراشتن جنبش آزادی ایران از زیر خاکستر سرکوبهاست و شما جوانان آگاه و آزاده ایران در صف مقدم این جنبش قرار دارید.
بر شماست که علیه تسلیم و ترس و انفعال که رژیم حاکم آن را ترویج می‌کند، شورش کنید.
خاموشی و سکوت، پذیرش وضع موجود، تن‌دادن به اجبار و ارعاب، تسلیم شدن به انتخاب میان بد و بدتر، همه و همه الگوی تحمیل شده ولایت‌فقیه است که باید آن را از بنیاد به هم زد.
اراده و خلاقیت تک‌تک شما، قدرت همبستگی‌تان و نیروی عظیمی که در عشق شما به آزادی نهفته است، همان چیزی است که رژیم حاکم با تمام قوا آن را پنهان و انکار می‌کند. حال آن که کلید تغییر در دست شما مردم ایران است. امروز روز اتحاد معلم، کارگر و پرستار است.

جوانان و نوجوانان دلیر ایران! 
شما ادامه مسیری هستید که از آن پیشتازان مجاهد و مبارز به‌پا خاستند. سازمان مجاهدین خلق ایران که حالا پنجاه ساله شده از میان شما جوانان آگاه برخاسته است.
شما الگوهای درخشانی در تاریخ میهنتان دارید که توانسته‌اند در سخت‌ترین اوضاع بن‌بستها را بشکنند.
و همین امروز قهرمانان پایداری ـ از مجاهدان آزادی در لیبرتی تا زندانیان سیاسی در سراسر ایران و شهیدانی هم‌چون شاهرخ زمانی ـ را پیش روی خود دارید که راه روشن فردا را نشان می‌دهند.
از این پس تحولات بسیاری به زیان رژیم در راه است. هر یک از آنها را به فرصتی برای اعتراض و مبارزه تبدیل کنید.
به یاری معلمان به‌پاخاسته برخیزید و سایر هموطنان را برانگیزید که به این جنبش بپیوندند.
برای ایجاد انجمنها و تشکلهای صنفی، و هر زمینه‌یی که مبارزه جمعی شما را امکان‌پذیر کنید، بکوشید.
امروز باید همه اقشار ملت ما دست در دست هم برای کسب آزادی متحد و همدل و همزبان شوند.


هموطنان عزیز، 
ایران فردا یک آموزش‌ و پرورش پیشرفته نیاز دارد که برای همه فرزندان ایران رایگان و الزامی است. آموزش و پرورشی که از هر گونه انقیاد سیاسی و فرهنگی رها شده و شهروندان را به مشارکت سیاسی بر می‌انگیزد.
هم‌چنین، یک آموزش عالی دموکراتیک بر اساس استقلال مؤسسات آموزش عالی و به‌رسمیت شناختن آزادی آکادمیک.
یک نظام ورزشی فراگیر که اصل اساسی آن دسترسی رایگان و بدون تبعیض جوانان و نوجوانان شهر و روستا به انواع امکانات ورزشی است که فعالیت آزادانه و برابر دختران و زنان سراسر کشور در عرصه‌های گوناگون ورزشی را فراهم می‌سازد.
ما می‌گوییم وجود ملیتهای ستمزده، نیروی بزرگ و مؤثری برای سرنگونی رژیم و کسب آزادی است، پس باید شخصیت چند فرهنگی و چند زبانی ایران را غنیمت شمرد.


هموطنان ما که از ملیتها و فرهنگها و زبانهای گوناگون برخوردارند، باید بتوانند به‌طور برابر در تصمیمهای ملی مشارکت کنند، باید بتوانند هویت فرهن

گی و دینی و زبانی خود را حفظ کنند، و باید بتوانند به زبان مادری خود سخن بگویند، کار و تحصیل کنند و آن را اشاعه دهند.
ما بر آنیم که اختناق و سانسور را در همه اشکال آن از میان برداریم. این شاهراهی است به سوی یک نظام دموکراتیک.
ما برآنیم که از بیان آزادانه و فعالیت بدون محدودیت، شرایط انتخاب آزادانه را فراهم سازیم و مشارکت سیاسی را شکوفا کنیم.
بگذارید دروازه‌های جهان و تمام دانش و اطلاعات آن به روی جوانان ایرانی گشوده شود.
ما بر برابری همه مردم ایران تأکید داریم؛ 
برابری همگان در انتخاب کردن و انتخاب شدن، 
برابری زن و مرد در همه حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و خانوادگی
و برخورداری همگان از فرصتهای برابر در آموزش‌وپرورش، آموزش عالی، اشتغال و کسب و کار.
بله، ما در پی نظم تازه‌یی هستیم، بر اساس آزادی و دموکراسی و برابری.
نیروی این تحول بزرگ، شما جوانان آگاه و آزاده ایرانید و همه شما را برای برپایی ایران آزاد و دموکراتیک فرا می‌خوانم.
سلام بر دانش‌آموزان و دانشجویان
سلام بر معلمان و استادان
سلام بر آزادی

Monday, September 21, 2015

شاهین جعفری، قهرمان پرتاب وزنه آسیا دستفروشی می‌کند

  قهرمان ۱۹ ساله پرتاب وزنه جوانان آسیا که در مسابقات قهرمانی آسیا در چین تایپه مدال نقره گرفت از یک سال پیش تا کنون در بازار تهران دستفروشی می​کند.



شاهین جعفری که در سال ۱۳۹۱ موفق به جابه‌جایی رکورد پرتاب وزنه ایران شده در ارتباط با محرومیت و فقری که اکنون دست به گریبان آن است می‌گوید:
 نه تنها هیچ پاداش و یا حمایتی از او صورت نمی‌گیرد بلکه بعد از مسابقات آسیایی که مچ پایش آسیب دید فدراسیون دو و میدانی حتی حاضر نشد نامه‌یی به فدراسیون پزشکی ورزشی ارسال کند تا بتواند به​ طور رایگان مصدومیتش را درمان کند.

او می‌گوید: البته من تنها قهرمان ورزشی ایران نیستم که به‌دلیل حمایت نشدن از سوی فدراسیون​های ورزشی برای تأمین هزینه زندگی و تمرینات به دستفروشی روی آورده‌ام، در سالهای گذشته نیز سرنوشت شماری از ورزشکاران و قهرمانان 
ایرانی به دستفروشی و حتی کارتن​ خوابی ختم شده است. 


به‌عنوان نمونه فرشاد درکه، ورزشکاری که در سومین فستیوال هنرهای رزمی در سال ۲۰۱۲ به مقام قهرمانی رسیده بود، مدت​ها کارتن خواب شده بود و یا امید ستایش​پور​ قهرمان پاورلیفتینگ ایران، مجتبی مرادی، قهرمان کشتی آزاد ایران، صادق پاکدامن عضو تیم ملی نجات غریق ایران و سجاد پیرآقا یارچمن، قهرمان پارالمپیک از جمله ورزشکاران ایرانی هستند که اگر ‌چه در عرصه بین ​المللی موفق به کسب مدال​های رنگارنگ شده​ اند اما در حال دستفروشی در کنار خیابان هستند.

سی مهر در ايران چه روزي است ؟

ما نسل سوم و چهارمي هايي كه دراواخر دهه پنجاه و در دهه هاي شصت و هفتاد به دنيا آمديم ، در كشورمان حاكميتي جز ولايت فقيه و مشتي آخوند و پاسدار كه بر مسند قدرت بودند نديديم. ما كساني بوديم كه هيچ كداممان نقشي در انتخاب اين سيستم نداشته ايم. اگر هر انتخاباتي هم برگزار شده ، اگر هر كانديدايي جلوي رويمان بوده ، تنها و تنها يكي از عوامل و عناصر همين نظام بوده و كسي بوده كه از فيلتر شوراي نگهبان رد شده و لازمه به قدرت رسيدنش التزام قلبي و عملي به ولايت فقيه بوده.



احزاب سياسي هم كه به عنوان  اپوزيسيون در ايران فعاليت مي كنند، رسما ميگويند، موافقان خارج از نظام هستند!!
اما به واقع در ايراني با  بيش از 7000 سال تمدن، مي شود گفت كه مقاومتي وجود ندارد؟
سوالي كه همواره به ذهن هر ايراني و به طور خاص تأكيد ميكنم يك جوان ايراني خطور ميكند اين است كه پس يعني هيچ راهي نيست؟ يعني ايران هيچ كس را ندارد؟ آن كسي كه ميتواند اين كشور ويران شده به دست اين ضحاك زمان را  نجات داده و آزادي را به آن بازگرداند كيست؟ 
 زادگاه بابك در مقابل امپراطوري مأمون، سرزمين ستارخان ها و باقرخانها چطور مي شود كه مقاومتي در آن وجود نداشته باشد....


يك نگاهي به تاريخ ايران نشان ميدهد هرجا ظلمي بوده مقاومتي بوده، از رئيس علي دلواري در بوشهر، تا آريو برزن در غرب، تا ميرزا كوچك خان در شمال!!
اما دستگاه ديكتاتوري حاكم بر ايران در اين ساليان حتي ما را از تاريخ و فرهنگ واقعي خودمان دور كرده است.
حرف نو كجاست؟ پاسخ دردهاي مردم چيست؟ 

در امتداد حاكميت سي و هفت ساله ولايت فقيه ، مقاومتي چشم گير و خيره كننده وجود دارد. كساني از همان سال 57 در برابر اين جنايتكاران ايستادند و تا همين  امروز همچنان ايستادگي كرده و كوتاه نيامدند و بهاي آن را هم با خون خود و گذشتن از همه چيز و همه كس خود دادند.
مقاومتي كه در اين 37 ساله با همه چيز خود در يك نبرد تمام عيار با رژيم بود و اين رژيم با شيطان سازي و صرف هزينه هاي گزاف از جيب مردم ايران تلاش كرده تا به طور خاص ما جوانان را از شناخت حقيقي آن باز دارد
اما به واسطه قدرت پرداخت و فداي اين مقاومت، از تمام فراز و نشيبهاي اين ساليان گذشت و امروز تبديل به يك اپوزيسيون مطرح در مقابل رژيم ولايت فقيه شده است.
اما موضوع اصلي كه اين اپوزيسيون را از ساير احزاب رنگ و لعاب دار سياسي جدا مي كند، رهبري مريم رجوي است 
 زني كه در مقابل ارتجاع زن ستيز آخوندي ايستاده و كارزار سرنگوني رژيم  را پيش مي برد.
زني كه با قدرت و شجاعتي بي نظير سكان اين مقاومت را در دست گرفته و از ايران آزاد فردا چنين ميگويد:

نظرگاه مريم رجوي براي ايران فردا
اين ديدگاه دقيقا رو در روي ديدگاه عقب مانده و متحجرانه اي است كه زن را به پستوهاي خانه مي كشاند درمقابل او ميگويد كه زن بايد در عرصه كار و سياست و مبارزه و .. فعال باشد و تنها نگاهي به نقش برجسته زنان در  اين مقاومت گوياي اين مدعاست كه اين نه يك حرف و شعار بلكه يك پراتيك انجام شده و به موفقيت رسيده است.
اين زن كسي  است كه مقاومت ايران او را به عنوان رئيس جمهور دوران انتقال حاكميت به مردم ايران انتخاب كرده.چون سمبل رويارويي با نظرگاه مرتجع و قرون وسطايي رژيم است.

جالب اينجاست كه نه تنها مردم ايران بلكه چشم هر انسان آگاه و مترقي را اين حقيقت ميگيرد چنانچه در صحبتهاي اين شخصيتهاي برجسته سياسي از اقصي نقاط جهان هنگامي كه به رهبري مريم رجوي و به نيروي عظيم ناشي از برابري در مقاومت ايران ميرسند اينگونه ميگويند

 نگاهی به کارنامه سالیان گذشته، نشان می‌دهد که انتخاب خانم مریم رجوی به‌عنوان رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران در روز 30 مهر سال 1372 و پيشتر از آن به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدين خلق ايران در 26 مهر سال 68، انتخابی فقط برای آن مقطع یا انتخابی تنها برای فردای بعد از سرنگونی و دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران نبود؛ بلکه انتخابی برای امروز هم بود. برای پیشبرد مقاومت و محقق کردن امر سرنگونی استبداد ننگين ولایت‌فقیه. در عین‌حال، این اندیشه، مواضع، دیدگاهها و برنامه‌ها، رنگی از آینده نیز دارند. رنگی از فردا! فردایی روشن! پس گرامي باد 26 و 30 مهر هر سال !

میهنی می‌سازیم
که در آن قانونی
برتر از خواسته مردم نیست
میهنی می‌سازیم
که در آن چوبه‌دار،
نیست جز خاطره‌یی تلخ و فراموش شده
هیبت جراثقال
می‌دهد باز
ز سازندگی شهر پیام
میهنی می‌سازیم
که در آن لغو شده
حکم شوم اعدام...
مشق هر روزه فرداها با خط درشت
در همه کوچه و برزن اینست:
نه به شلاق و شکنجه
نه به جراحی گلخند و تبسم
نه به سرکوبی مردم
نه به ویرانگری هسته‌یی و بمب اتم
قلب این خاک فقط کانون
انفجار شادی است
حق مفروض و مسلم تنها
همه جا آزادی است
میهنی می‌سازیم
که در آن وسعت خورشید به‌اندازه چشمان سحرخیزان است
نام این میهن آزاد شده
ایران است
نام این میهن آزاد شده
ایران است.
مریم رجوی- گردهمایی بزرگ ایرانیان- پاریس- 6تیر 1393

Saturday, September 19, 2015

در بهار اجتماع، زیباترین فصل، نامش آزادی است

بهار، زیباترین فصل و شکوفاترین فصل طبیعت است. اما در بهار اجتماع، زیباترین فصل، نامش آزادی است. فصلی که با انقلاب محقق می‌شود. 
بهار اجتماعی با رنج و تلاش و فدا میسر می‌شود. با پرپر شدن گلهای جامعه، در مواجهه با زمستان سخت دیکتاتوری. 
مگر می‌شود بهار را از آمدن باز داشت. و نسیم را از وزیدن. مگر می‌شود مانع روییدن لاله‌ها شد.



معرفی مريم رجوی، به عنوان رئيس جمهور برگزيده دوران انتقال



در تاريخ 6شهريور ۱۳۷۲، شورای ملی مقاومت ايران در اجلاس رسمی خود، مريم رجوی را به عنوان رئيس جمهور مقاومت ايران در دوران انتقال انتخاب کرد. اين انتخاب در روز 30مهر همان سال اعلان عمومی گرديد. انتخاب يک زن به عنوان رئيس جمهور منتخب مقاومت، از يک سو هم چون موشکی استراتژيک به قلب ايدئولوژی زن ستيز نظام ولايت فقيه اصابت کرد و از سوی ديگر مقاومت ايران را در همهٴ زمينه های سياسی، اجتماعی و ايدئولوژيک، به طور کيفی جهش داد.  




ايران- اعتراف دادستان ارتجاع در استان البرز به شکنجه معلولان در کرج


سه‌شنبه 24شهریور 94 هشت روز پس از انتشار گزارش شکنجه معلولان با غل و زنجیر در یک مرکز نگهداری معلولان جسمی و ذهنی، دادستان ارتجاع در استان البرز بر اثر فشار افکار عمومی مجبور شد ضرب و جرح ۲۰ معلول و همچنین نگهداری معلولان با استفاده از طناب و زنجیر در این مرکز را تأیید کند.
مزدور شاه‌کرمی به دروغ مدعی شد شواهدی مبنی بر استفاده از سگ برای شکنجه معلولان پیدا نشده است.

در همین حال خبرگزاری حکومتی مهر، روز ۱۶ شهریور بدون ذکر نام خبر داده بود که یکی از مراکز نگهداری معلولان در استان البرز، چند ماه قبل به‌دلیل اثبات شکنجه و اذیت و آزار معلولان و همچنین گزارش بازرسان درباره مواردی چون ضرب و شتم، سگ درمانی و زنجیر درمانی پلمب شده است.