Showing posts with label ايران. Show all posts
Showing posts with label ايران. Show all posts

Wednesday, October 7, 2015

واقعيت حادثه منا چي بود؟ آيا سعودي مقصر بود؟

 نزديك به دو هفته از فاجعه منا در مكه مي گذرد، بعنوان يك جوان ايراني در لابلاي خبرگزاريها و صفحات فيس بوك و اينترنت و هزار رسانه ديگر دنبال واقعيت مي گشتم كه بالاخره بايد با كي دعوا كرد؟؟ خلاصه تقصير  بر گردن كيست؟ چه كسي باعث شد اينهمه زائران خانه خدا كشته شوند؟ آيا واقعا اين يك حادثه بود؟ يا دستي در پشت پرده است ؟ در ميان خبرگزاريهاي رژيم كه مي گشتم مستمر و مستمر فحاشي و ناسزاگويي برعليه عربستان بود و تيتر هايي از قبيل دستهای خبیث در جنایت منا و پاسدار جعفري كه حرفهاي خامنه را تكرار كرده و گفته بود «سپاه همه ظرفیتهای ممکن برای واکنش سریع و خشن ایران در راستای تحقق اراده رهبر را… آماده کرده و در انتظار اجرای دستوریم».و اصلا حرفهاي خود خامنه كه تماما رجز خواني بر عليه عربستان و يك طوري بادكردن مهره ها و پاسداران زوار دررفته و خلاصه اينكه ما در مقابل عربستان مي ايستيم و ... 
وقتي در ميان رسانه هاي بين المللي و عربي و صحبتهاي مقامات عربستان مي گرديم صحنه طور ديگري مي شود وتماما صحبت از خويشتنداري و پيدا كردن عاملان حادثه و اينكه گفته بودند كساني كه به عربستان و ساير كشورهاي عربي مثل سوريه و لبنان سلاح و بحران و مرگ صادر مي كنند حق گريه كردن براي زائران خانه خدا را ندارند( به مصداق:خود مي كشي حافظ را، خود تعزيه مي داري!!)
حالا شما قضاوت كنيد يك شهروند ايراني وقتي فقط در روز 12 مهر تعداد 17 روزنامه و خبرگزاري را نگاه كند و بشنود كه مي گويند بايد در مقابل عربستان چنين و چنان كرد و مقصر هستند و جلويشان مي ايستيم و كوتاه نمي آييم و سپاه پاسداران آماده انتقام است ، منتظر فرمان است و .... حتما كه به ذهنش مي زند كه وااااااي عربستان عجب جاني بزرگي است اين همه  سال در نزديكي ما بود و ما خبر نداشتيم! پس بياييد در هر نوشته اي كه نوشتيم يادمان نرود آخرش هم يكبار به سعودي لعنت بفرستيم!! پس بياييد يك جنگ ديگري بر عليه عربستان راه بيندازيم، بياييد فلش تمام ننگ و نفرين ها را به سمت عربستان بگيريم كه شيطان بزرگ شماره دو پيدا شد !!!
 
اما بالاخره واقعيت چيست ؟
 به نظر شما اصلي ترين خصوصيت بارز اين رژيم چيست ؟
 بله درست است: دجاليت.
 دجاليت يعني چي ؟ به يك ديكشنري در اينتر نت مراجعه كردم و نوشتم ”دجال”، مي دانيد چه جوابي داد :
دجال يعني : بسیار دروغگو. 2 - فریب دهنده . 3 - شخصی که می گویند پیش از حضور مهدی موعود پیدا می شود و بسیاری از مردم فریبش را می خورند 
چقدر جالب و دقيق گفته، دجال يعني همين، يعني كسي كه همه جا مغلطه مي كند، همه را به اشتباه مي اندازد كه كار خودش را بكند، همه را گول مي زند كه خط خودش را پيش ببرد، 
 ولي از آنجاييكه بر حق نيست و از آنجاييكه خلاف مسير تكامل حركت مي كند، هميشه بالاخره دستش رو مي شود.
 خيلي جالب است، درست يك هفته بعد ببينيد كه خودشان چطوري دستهاي خونين خودشان را بر ملا مي كنند و حقايق را پيش روي خبرگزاريها مي گذارند: 
روز یکشنبه 12مهر 94 العربیه در پایگاه اینترنتی خود نوشت: در زمانی که تجاوز و تعدی رژیم ایران توسط مقامهای سیاسی و نظامی این رژیم علیه عربستان سعودی بالا گرفته و ولی‌فقیه این رژیم در اولین شرارتهایش مسئولیت حادثه دردناک مکه را که در آن صدها تن قربانی شدند متوجه عربستان سعودی کرد، یک دیپلومات جدا شده رژیم ایران فاش ساخت که شش تن از افسران سپاه پاسداران حادثه منا را ایجاد کردند. وی رژیم تهران را متهم کرد که طرح این حادثه را با هدف کشتار بیشترین تعداد حجاج و تظاهراتی بزرگ با اعمال خشونت‌آمیز تهیه کرده بود.
فرزاد فرهنگیان دیپلومات جدا شده رژیم ایران گفت: قبل از فرا رسیدن موسم حج هشدار داده بود که رژیم خامنه‌ای در زمان حج قصد دارد دست به‌عملیات تروریستی بزند.
او اضافه کرد بعد از حادثه از طرف رژیم ایران اظهاراتی شنیده شد که خارج از عرف دیپلوماتیک بود.
فرهنگیان قبل از جدا شدن از رژیم به‌عنوان مستشار وزارت‌خارجه عمل می‌کرد، سپس به سفارت رژیم ایران در دبی و بغداد و مغرب و یمن رفت و آخرین مسؤلیتش نفر دوم سفارت رژیم ایران در بلژیک بود.
او می‌گوید تحقیقات به‌عمل آمده نشان می‌دهد حادثه منا تروریستی بوده و رژیم ایران در آن دست داشته است. او می‌گوید در میان حجاج 5هزار پاسدار وجود داشتند و طرح این بود که بیشترین تعداد قربانی از این حادثه گرفته شود و به تظاهرات و اعمال خشونت‌آمیز بعد از آن دامن زده شود ولی سرعت کنترل دستگاههای امنیتی عربستان سعودی این طرح را با شکست روبه‌رو کرد
پس براي همين به اين رژيم مي گويند ”دجال” ، يعني كسي كه آنقدر فريب بزرگي مي دهد كه همه را به اشتباه بيندازد و كار خودش را بكند، بقول قديمي ها كه مي گفتند تفرقه بينداز و حكومت كن!!  اصلا خامنه اي و همه مهره هاي رژيم همين كاره هستند، براي باد كردن و سرپا نگه داشتن مهره ها و پاسداران خودشان كاري نمي توانند بكنند جز اينكه به همين رجزخوانيها بپردازند. آنها مجبورند كاري كنند كه ما بجاي لعنت بر خامنه اي و مرگ بر اصل ولايت فقيه گفتن ، بگوييم مرگ بر سعودي!! آخه داستان منا چه ربطي دارد به سعودي؟ هيچ آدم عاقلي نمي آيد چند ميليون زائر به كشورش بياورد اينهمه طرح و بسيج امنيتي بدهد صدها هزار نيروي حفاظتي بگذارد، بعد يكسري را به دست خودش بكشد! 
 بايد به خامنه اي و رژيمش گفت رژيمتان پوسيده است و ماجوانان ديگر گول عوام فريبي شما ر انمي خوريم ، حالا هرچي مي خواهيد جسد و كفن وسط خيابانها پهن كنيد، جز بر ننگ و نفرين ابدي براي خودتان چيزي دريافت  نخواهيد كرد. بعد از 37 سال اگر بازهم گول شما را بخوريم كه ديگر جوان ايراني نيستيم، و بقول همان مقام سعودي ما هم به شما مي گوييم شما كه ده تا ده تا جوانان را به چوبه دار مي سپاريد ، شما كه معلمين مارا دستگير و اعدام مي كنيد ، شما كه زندانيان را زجر كش مي كنيد ، شما كه در عرض 2 سال با يك رئيس جمهور دزد و دروغگو 2000 نفر از بهترين دوستان و هموطنان مارا كشتيد، شما لطفا براي حجاج مكه كه خودتان آنها را كشتيد اشك تمساح نريزيد ، شما قبل از هركس به حال خودتان گريه كنيد كه طلايتان ديگر خريداري ندارد و رژيمتان چند صباحي ديگر سر كار نخواهد بود.


Saturday, September 19, 2015

ايران- اعتراف دادستان ارتجاع در استان البرز به شکنجه معلولان در کرج


سه‌شنبه 24شهریور 94 هشت روز پس از انتشار گزارش شکنجه معلولان با غل و زنجیر در یک مرکز نگهداری معلولان جسمی و ذهنی، دادستان ارتجاع در استان البرز بر اثر فشار افکار عمومی مجبور شد ضرب و جرح ۲۰ معلول و همچنین نگهداری معلولان با استفاده از طناب و زنجیر در این مرکز را تأیید کند.
مزدور شاه‌کرمی به دروغ مدعی شد شواهدی مبنی بر استفاده از سگ برای شکنجه معلولان پیدا نشده است.

در همین حال خبرگزاری حکومتی مهر، روز ۱۶ شهریور بدون ذکر نام خبر داده بود که یکی از مراکز نگهداری معلولان در استان البرز، چند ماه قبل به‌دلیل اثبات شکنجه و اذیت و آزار معلولان و همچنین گزارش بازرسان درباره مواردی چون ضرب و شتم، سگ درمانی و زنجیر درمانی پلمب شده است.

Saturday, August 29, 2015

تجربه يك زورآزمايي


قبل از هر صحبتي بايد يك درود، تقديمِ معلمان هموطن خودمان  بكنيم كه الحق و والانصاف يك درسِ درست و حسابي به آخوندهاي زهرخورده دادند...يعني اين قدر سفت و سخت  پاي خواسته هايشان ايستادند؛ تا اين كه آخوندها مجبور شدند واپس بتمرگند و خواستة آنها را اجابت كنند.
موسوي لاريگاني در 28مرداد 94 در مجلس ارتجاع مي گويد: « چند روزه كه اين خانم هايي كه ناموس من و شما هستند در كنار خيابون خوابيده اند بخاطر همين بحثي كه الان در آموزش و پرورش يك تعدادي از بازنشستگان رو مشغول به كار كردند»
بله وقتي يك چنين سرو صداهايي از درون مجلسِ وحوش بلند مي شود، معني اش اين است كه قضيه جدي شده و آخوندها از ترسشان مجبور شدند كه  به دست و پا بيافتند و يك تقلايي بكنند....تجربة اين زورآزمايي اين بود كه هرچي مردم بيشتر ايستادند و متحدتر شدند؛ آخوندها بيشتر وارفتند و پيچ و مهره هاشون شُل تر شد حالا، باز هم به مجلسِ وحوش آخوندي سري بزنيم و ببينيم كارِ «دل واپس!»ها و «دلآرام!» ها به كجا كشيده است: 
مهردادبذرپاش، عضو مجلس ارتجاع: « مردم از ما سوال ميكنند مجلس ايران خوابه؟ و شما هنوز موضوع برجام رو پيگيري نكرديد؟ قطعا بايد دولت موضوع مهم برجام رو نكنه خدا نكرده امروز بعد از سالهاي سال دوستان عزيز توجه بكنند اون قرارداد تركمانچاي، اونروزي كه بسته شده ننگين نبود بعد از سالها اومدند گفتند قرارداد ننگين تركمنچاي , نكنه خدا نكرده باز ما توجه نكنيم بگند قرارداد ننگين...»
بله!....اين جماعتِ دلواپس، دَم گرفته اند كه آقا اين برجامِ زهرماري يك چيزي آن طرف قرارداد تركمانچاي هست و حرفشان هم اين است كه خامنه اي در روضه خونيِ آخرش يك اما و اگري سر توافقنامه درآورده و بايد مجلسِ آخوندي هم مثلِ كنگرة آمريكا، اين توافقنامة كذايي رو بررسي كند:
آخوند رسايي در مجلس ارتجاع مي گويد:  «من حرفم اين است كه حاج آقا!  اگر اين بازي برد برد هست چرا مي ترسند از پشت تريبون مجلس مطرح بشه؟ چرا ترجمه ارائه نميشه ؟ چرا لايحه ارائه نميشه ؟ چرا كسي از مجلس حرفي نميزنه ؟ نگراني رهبري مبني بر اينكه با توافقنامه نفوذ داره صورت ميگيره چيه؟»
حالا اصلِ قضيه چيست؟!...اصلِ قضيه اين است كه كار از كار گذشته است و آن طرفي كه بايد زهر بخوره، زهر را خورده است و حالا اين زهره عبور كرده از گلوي خامنه اي، ديگر به «جام» برنمي گردد. از اينجا به بعد دعوا سرِ لحافِ ملا است و نه جامِ زهر! جماعت رفسنجاني- روحاني مي گويند كه برويم براي آويزان شدن به غرب و خوردن جامِ زهرهاي بعدي و جماعت خامنه اي  هم مي گويند كه  از اين خبرها نيست....همين ميزاني كه خورديم براي ما بس است!
حالا براي فهم بهتر، به يادداشت روزنامه كيهان خامنه اي در 27 مرداد 94 توجه كنيد:  بعید نیست نظام جمهوری اسلامی بخاطر مصالحی این «سیلی نقد» را بخاطر آن «حلوای نسیه» بپذیرد و در پرونده‌ای با آثار نسبتاً محدود با شرایط کنار بیاید و آن را لطمه جدی برای امنیت و منافع خود نبیند. حالا سؤال این است که در پرونده‌های منطقه‌ای که از یک سو با امنیت و تمامیت ارضی و عمق منطقه‌ای ما ارتباط پیدا می‌کند و دارای آثار طولانی مدت است و ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و... را شامل می‌شوند، ایران چگونه می‌تواند کنار بیاید؟.
ملاحظه مي كنيد! خودشان خيلي شفاف ميگويند؛ بابا حالا يك سيليِ نقدي تو بحثِ اتمي خورديم. ديگر قرار نيست كه اين سيلي تبديل به سيل و رگباري از مشت هاي زنجيره اي بشود! تازه هنوز حلواي نسيه اي هم در كار نيست...هرچي هست وعدة سر خرمن است. بنابراين هم تاخت و تازِ منطقه اي ادامه دارد و هم قيچيِ كاريِ باندِ رفسنجاني ...بفرماييد اين هم يك نمونه از جديدترين چشمه هايشان:
عليرضا سليمي ، مجلس ارتجاع: «امروز اين درخت تناور از جانب سه گروه مورد تاخت و تاز واقع شده است:الف - خوش باوران رفاه طلبي كه با الف باي مبارزه آشنا نيستند, هنر اينان صرفا فرش قرمز پهن كردن در زير پاي نحس بيگانه بوده است / ب - وادادگان سياسي و افراد خسته از مبارزه كه گردن خود را براي حلقه گذاري استعمار باريك كرده اند
البته ما كه تو اين آخوندها، آخوند گردنِ باريك نديديم!. همه شون از دم «كلفت گردن»  هستند / بگذريم مي بينيد كه در درون نظام، بكوب، بكوبِ.... به قول امام جمعه نمره موقت خامنه اي در تهران هرچه مشت توكلة هم بكوبين، النهايه برنده اش مردم و مقاومت خواهند بود.
برگرفته از موشكاف – سيماي آزادي
موفق باشيد - كمپين براي آزادي ايران



Friday, August 21, 2015

تحليل از شرايط فعلي رژيم و وظايف خودمان:

دلواپسان وطرفداران باند خامنه‌ای نگرانی اصلی‌شان از توافق اتمي، ترس از عواقب آن یعنی ترس از سرنگونی نظام است. زیرا آنها معتقدند که پذیرش توافق وین به‌ مثابه جام زهر برای نظام است واز قبل هم هشدارمی‌دادند که باند رفسنجانی-روحانی تلاش دارند نظام را زهرخور کنند و تبعات زهرخور شدن نظام هم تضعیف و سرنگونی آن است.
روزنامه کیهان خامنه‌ای نیزدر سرمقاله 12مرداد 94 با عنوان ”‌آن سوی توافق وین” با تأکید بر این‌که اجرای توافق وین و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، رژیم را «‌تحقیر» و «‌تضعیف» می‌کند، و «‌براندازی» آن دیگر نیازی به «‌حمله و جنگ مستقیم» ندارد. به تن‌دادن رژیم به براندازی نرم از طریق پذیرش این قطعنامه و سرکشیدن جام زهر اشاره می‌کند.
كيهان خامنه اي از اين توافق اتمي، كه توي آن پايه هاي نظام ولايت نشانه گيري شده است راضي نيست. تنها راه عبور، پاسخ نه به كليت برجام و رد كامل آن است خودش رسما ميگويد : برخي مفاد توافق اصول و مباني نظام را نشانه رفته. و در صورت اجرا فاجعه آفرين است. 
 شریعتمداری در سرمقاله کیهان با تأکید بر این‌که «‌پذیرش توافق وین، می‌تواند ایران را در عرصه توان نظامی و دفاعی به کشوری ضعیف و دست‌چندم تبدیل کند»، نوشته است: ”آیا در صورت پذیرش توافق وین و اجرای مفاد این توافق جمهوری اسلامی ایران اصلی‌ترین پایه‌های اقتدار خود را از دست نمی‌دهد؟!همين بندها و مواد است كه دغدغه رهبر انقلاب و همه دلسوزان را در پي داشته ” و آيا توان نظامی جمهوری اسلامی ایران را که امروزه زبانزد همه مراکز استراتژیک جهان است، تحلیل نمی‌برد و به سمت صفر میل نمی‌دهد؟
از طرفي هم انتخابات مجلس و خبرگان رژيم كه محل زورآزمايي باندهاي آنست در اسفند آينده است. خبرگان براي 8سال است. خامنه اي 76 ساله است و مريض است و خبرگان تعيين كننده است. چون بايد خامنه اي را كفن و دفن كند و نفر بعدي را انتخاب كند. 
غرب هم دنبال استحاله رژيم از طريق پس زدن ولي فقيه و بالا كشيدن باند رقيب(رفسنجاني)  است. 

واقعيت اين است كه رژيم در يمن شكست خورده و پوزه اش به خاك ماليده شده، مقاومت مردمي در يمن از جنوب تا شمال در مسير صنعا هست.
خامنه اي و بشار اسد در سوريه پشت سر هم ضربه ميخورند، بشار  الان 25 تا 30درصد خاك سوريه را دارد بالفعل پذيرفته كه سوريه تجزيه و دو كشور شود براي اينكه خودش در قدرت بماند. آش اينقدر شور است كه حتي روس ها هم كه سفت و سخت پشت آنها بودند، مقداري شل شدند و فقط به خاطر رژيم است كه با مبادلات اقتصادي كه از كيسه مردم ايران دارند، هنوز پشت بشار اسد هستند. عمق استراتژي رژيم در يمن و سوريه دارد فروميريزد. خود ولايتي  گفته : اصلاً چه كسي گفت كه عراق و سوريه و يمن و لبنان عمق استراتژي ما است. ما اصلاً چنين حرفي نزديم
از طرف ديگه شمخاني گفته: اگر در عراق كشته ندهيم بايد در تهران بدهيم.
ستون فقرات رژيم در عراق است، همان داستان ژئوپوليتيك منطقه كه مجاهدين ساليان است گفته اند. بعد از زهر خوردن رژيم از نقطه عطف گذشته ايم و ديگر اين تشبثات فايده اي ندارد. 
نتيجه: 
بحران و موقعيت انقلابي، دوران طلايي كه مقاومت و مردم ايران ساليان به خاطرش فدا و پرداخت كردند. زمان عليه رژيم است و شتابان پيش ميرود. تهديد كم بها دادن به اين شرايط و نقش خودمان است.
مالكي ميخ هشت ساله رژيم در عراق بود و خيلي روي او سرمايه گذاري كرده بود. ولي حتي آمريكا كه خودش او را سر كار اورده بود، قالي را از زير پايش ميكشد. بعد از زهرخوردن خطر مقاومت ايران (سازمان مجاهدين) براي رژيم خيلي بيشتر شده و كيفيت عوض كرده. البته رژيم بچه نيست. در تبليغات خودش و مزدورانش، توي سر مجاهدين  ميزنند. بايد هم بزنند. 
بطور مثال در گردهمايي خرداد ماه در پاريس، مقاومت ايران  بايد جان بكند و پول در بياورد وقتي چنين لشكر كشي ميكندبا بيش از 100هزار شركت كننده و بيش از 600 شخصيت سنگين وزن بين المللي، رژيم خوب ميفهمد. واويلا اگر در محيط و ملا اجتماعي خودش قرار بگيرد و در خاك خودش باشد. چون خارج از ايران خاك دشمن است و لابي هاي رژيم كه با دلارهاي نفتي معامله ميكنند، والا اين همه توطئه عليه مجاهدين را نداشتيم 
خامنه اي، احمدي نژاد را دوباره به عنوان يك طرف سياسي رو مياورد و مطرح ميكند تا پاچه رفسنجاني را بگيرد. رفسنجاني هم در تير و مرداد كه هنوز خيلي تا اسفند مانده، خودش را براي خبرگان كانديد كرده. 
كه يك سيخ اساسي به پهلوي ولي فقيه است. دفعه پيش رفسنجاني را به خاطر80 سالگي از رياست جمهوري خذف كردند. واقعيت اينكه دوران مفت خوري از جنگ تمام شده. دوران 8ساله احمدي نژاد و 8ساله مالكي تمام شده. خوش خوشان خامنه اي تمام شده و بقيه اش به ما بستگي دارد.
هر يك نفر از اين مقاومت  براي رژيم، نه يك بمب ساعتي، نه يك كاميون انفجاري، بلكه جرقه انبار باروت است. ما كه نميدانيم و نبايد بدانيم كه چه ميشود.ما بايد به وظايف خودمان عمل كنيم، ما بايد آماده و هشيار باشيم و از هر فرصتي در هر مكان و در هر زمان استفاده كنيم و به بدنه پوسيده اين رژيم ضربه بزنيم تا از پاي در بيفتد.

Thursday, August 20, 2015

به سران رژيم مي گوييم : ما همين جا زير گوش شما هستيم

از15 شهريور 1344 تا 15 شهريور 1394 پنجاه سال نبرد بي وقفه با دو ديكتاتوري شاه و خميني عليرغم تمامي فراز و نشيب ها ....
ترديدي نيست كه اين نيم قرن نبرد با دو ديكتاتوري بخصوص 37 سال نبرد با ديكتاتوري خون ريز آخوندي، سازمان ما را به گفته رهبر مقاومت به يك ”گنجينه ملي” تبديل كرده است.  گنجينه اي كه تجارب نهفته در آن سرمايه اصلي مردم ما براي رسيدن به ايراني آزاد و آباد است.
ميدانيد كه تمامي شخصيت هاي برجسته سياسي و متتخصصين امور ايران و خاورميانه از آمريكا  و كانادا و اروپا بر نقش بي جايگزين و كليدي مقاومت ايران ، بخصوص حضور يك آلترناتيو سياسي با برنامه هاي مشخص براي ايران آينده تاكيد دارند.  
در اين مرحله و در اين برهه زماني كه همه چيز روشن است و به خوبي طي اين 37 سال سره از ناسره جدا شده و دوراهي حق و باطل براي هركس بيش از هميشه روشن و عيان شده است، و اين جنگ سخت و تن به تن مي رود تا در واپسين ايام خود به سود مردم و مقاومت ايران مغلوبه شود، ديگر شركت به هر نحوي در مبارزه بر عليه اين رژيم و دست به دست هم دادن براي سرنگوني آن يك امر اختياري و مستحب  نيست، بلكه يك ضرورت است ، هر جوان ايراني بايد وظيفه مبرم و تاريخي كه بر عهده دارد را درك كرده و خودش را در برابر اين سوال كليدي قرار دهد كه آيا براي رسيدن به آزادي وظيفه اي برعهده دارم  يا نه ؟ آيا مي توانم باري از مقاومت بر عليه ديكتاتوري را هرچند كوچك بر دوش بكشم يا محكوم به سكوت و در كنار گود ماندن هستم؟ آيا در فرداي آزادي ايران در مقابل دوستان و خانواده ام و در مقابل مردمم  با سر بلند مي گويم كه در روزگاري كه ديو تنوره مي كشيد و مقاومت مي درخشيد در كنار مقاومت ايستادگي كردم و يا با سرافكندگي بايد به كناري بروم و جوابي براي گفتن نداشته باشم؟ و آيا وقتي به من مي گويند ايران كه يك آلترناتيو شناخته شده با قدمت 50 سال نبرد داشت، تو چرا در كنارش نبودي ؟ سرم به زير است يا با سر بلند ميگويم كه بله منهم دست در دست همين سازمان ايستادگي و مقاومت كردم و صدايم را با صداي مقاومت ايران در آميختم.
پس از همه شما مي خواهيم تا به داشتن مقاومتي با 50 سال قدمت تاريخي از افتخار و انقلاب به خود بباليد ، سرتان را بالا بگيريد و دستتان را دست اين مقاومت بدهيد، باهم زنجير شويد و نگذاريد گرد سكوت و ذلت و ياس و غم و اندوه از آنگونه كه خواسته اين رژيم است بر شما بنشيند.
از اينرو در آستانه 50 امين سالگرد تاسيس سازمانمان ، سازماني كه لحظه اي و ثانيه اي علم ايستادگي در برابر ظلم را بر زمين نگذاشته ، سازماني كه 50 سال افتخار و سرفرازي را با مقاومت و صبر و ظفر در آميخته ، همه باهم گراميداشت سالگرد 50 سالگي سازمان را هر چه باشكوه تر به كوري چشم رژيم دزد و فاسد و مردم كش حاكم بر ايران در هر كوي و برزن ، در هر كوچه و ميدان و پارك و خيابان كه مي توانيم برگزار كنيم و فيلمهاي آنرا در همه سايتها و رسانه ها و محيط هاي اجتماعي در معرض ديد ميليون ها ايراني بگذاريم، تا لرزه وحشت را بر اندام اين جانيان و آدم كش ها بيندازيم و آنها بدانند اين اصلي ترين دشمنشان  نه در آنسوي آبها بلكه همينجا زير چشم و گوش خودشان است ، در تهران، در اصفهان، در لرستان،تبريز و رشت  و مازنداران و  در مشهد، وووو در همه جا ، در هركجا كه رژيم فضاي رعب و وحشت را حاكم كرده است ، در هركجا كه رژيم مي خواهد غم و اندوه خانه ها را در نوردد، جوانان با شور و شوق وصف ناپذير حضور اين سازمان قدرت مند را با قدمتي 50 ساله از ايستادگي و مقاومت در مقابل وحشتي ترين ديكتاتوري قرن گرامي ميدارند.
و چقدر وقتي كه هركدام از سران رژيم صحنه اي از اين حركتها را كه فيلم آن درهمه محيط هاي اجتماعي پخش خواهد شد ببينند به خودشان خواهند پيچيد و بي شك لرزه سرنگوني را حس خواهند كرد.
از همه جوانان مي خواهيم كه با ماكزيمم توان در اين مهم همراه ما باشند. با پخش آرم سازمان در همه جا، نور اميد را به دلها بتابانندو عكس و فيلمهاي اين حركتها  را در همه جا منعكس كنند. تا همه باهم يك صدا به سران رژيم بگوييم كه راه دور نرويد، خطتان را در سوريه و يمن نبنديد،  ما همينجا هستيم ! زير گوش شما، منتظر باشيد همين روزها كاخ هاي يزيدي شما با دستان پر توان و روحيه هاي پرشور ما فرو خواهد ريخت. 
50 ساله شدن مقاومت و سازمانمان بر همه جوانان و مردم شجاع و انقلابي ايران مبارك باد.





با وحشي تر از سگ هار چطور بايد مقابله كرد؟

روزي سگ هاري دنبال يك جوان كرده  و قصد دارد او را به هر قيمت از هم پاره كند ، جوان بيچاره هم با سرعت مي دويد و كمك كمك گويان تلاش مي كرد كه جانش را از دست سگ هار حفظ كند. عاقبت سگ كه سرعتش خيلي بالا بود جوان را گرفت و چيزي از او باقي نگذاشت، در كوچه بعدي سگ  هار با جوان ديگري مواجه شد و قصد داشت او را نيز مثل جوان اول طعمه خودش بكند،  لذا غرغر كنان قصد حمله كرد و حالت حمله به خود گرفت ، اما اين جوان با شجاعت تمام به جاي اينكه پا به فرار بگذارد، همانطور كه به سگ نگاه مي كرد، روي زمين نشست تا سنگي بردارد و سگ را با آن عقب براند، سگ از ترس سنگ خوردن دو پاداشت و دوپاي ديگر هر قرض گرفت و با سرعت فرار كرد. 
حالا اين داستان را داشته باشيد حكايت ما مردم ايران است ، در مقابل اين رژيم كه روزانه اعدام مي كند و مي گيرد و مي كشد ، اگر هر قدر بترسيم و فرار كنيم او وحشي تر مي شود و هرچي بيشتر و باسرعت بالاتر به ما حمله مي كند، مي داند كه طعمه اش ترسيده و راه چاره اي جز فرار ندارد، پس مي تواند با سرعت بالاتري به وحشي گريش ادامه بدهد ، ولي اگر مثل آن جواب دوم ، قيمت يك لحظه  شجاعت را بدهيم و چشم در چشم سگ هار بجاي فرار كردن و ترس ، سنگي برداريم آنوقت است كه بادكنك و دود و دم سگ بيچاره خالي مي شود و وحشي تر از سگ هار يعني يك چيزي مثل پاسدارها و بسيجي ها هم كه باشد پا به فرار مي گذارد.  
اين را مردم خودمان بارها و بارها تجربه كرده اند ، همين روزها را نگاه كنيد ، وقتي در مقابل اسيد پاشي كوتاه نيامديم ، انها عقب كشيدند ، وقتي مردم مهاباد در مقابل تجاوز به ناموسشان كوتاه نيامدند ، آنها عقب كشيدند ، وقتي ياران و دوستان استاد طاهراي خسته نمي شوند اين حكومت است كه خسته مي شود ، وقتي در مقابل خواستها و اعتراضات كوتاه نمي آييم آنها هستند كه مجبورند به خواسته ما تن بدهند . 
بياييدنگاهي به كل منطقه بيندازيم: مردم سوريه 4 سال ايستادند ، قيمت دادند ، جنگيدند وجهان را به حمايت مجبور كردند و اين رژيم اسد است كه رو به زوال است و حالا ديگر عمرش رو به پايان است ، در يمن و عراق و فلسطين هم همين مساله اثبات شده است، وقتي مردم مي ايستند ، ديكتاتور هر قدر هم كه طول بكشد بالاخره رفتني است.
پس، جوان ايراني كه قدمت مبارزات حق طلبانه اش در منطقه از همه كشورها بيشتر است  و قيام 88 الگوي همه كشورهاي بپاخاسته است ، هرگز نبايد در مقابل وحشي گري هاي رژيم از ترس جان فرار كند و نمي كند ، جوان ايراني همان است كه مثل سياوش و مثل آرش و مثل حنيف نژاد و احمد رضايي ، مثل كيانوش و صبا  و وووو مي ايستد و دژخيم را به زانو در مياورد. همان است كه هرگز بر روي زانوانش زندگي نمي كند و ايستاده مردن را برميگزيند.
اين روزها كه به سالگرد 50 سالگي سازمان مجاهدين خلق ايران ، سازماني كه 50 سال است براي آزادي خلق و ميهن از چنگال اين ديو صفتان لحظه اي از پرداخت قيمت فروگذار نكرده است نزديك مي شويم ، همه بايد خوب بدانيم كه وقتي ديو تنوره مي كشد و ظلم بيداد مي كند ، رمز ماندگاري و اعتلا كلمه فدا است . پس هركس بايد سهمي و قسمتي از اين نبرد براي آزادي را به دوش بكشد ، هركس به اندازه توان و وسع خودش ، اگر هركس به اين فكر كند كه اگر سگ منرا بگيرد ديگر چيزي از من نمي ماند ، بداند كه دارد شهر را به گله اي از سگها واگذار مي كند!! تا نه تنها او  بلكه تمام دوستان و خانواده اش را هم تكه پاره كند !! 
پس بياييد همه باهم راه و رسم ايستادگي را در پيش بگيريم و بجاي فرار اولين سنگ را به سمت سگ هار بزنيم، حالا اين سنگ حتي اگر يك سنگ ريزه هم باشد و حتي فقط حالت سنگ زدن و روحيه تهاجمي باشد، بازهم حمله به دشمن است و فرقش با فرار كردن دو دنياست .
جالب اينكه سگ هار فقط از حالت تهاجمي جوان دومي فرار كرد،  چرا كه هيچ سنگي براي زدن روي زمين نبود!!
كمپين براي آزادي ايران

Wednesday, July 8, 2015

تحريمهاي موشكي عليه رژيم ايران لغو نخواهد شد

به گزارش خبرگزاری رویتر یک مقام بلندپایه آمریکایی اعلام کرد تحریمهای اعمال شده بر برنامه موشکها ی بالستیکی رژیم ایران و فروش تسلیحات به آن، در توافق اتمی احتمالی، لغو نخواهند شد.
این مقام بلندپایه افزود مذاکرات میان رژیم ایران و گروه 1+5، پیشرفت مورد انتظار برای دستیابی به توافق اتمی را به همراه نداشته است.
یکی از اختلافات موجود در مذاکرات، مسأله تحریمهای سازمان ملل‌متحد علیه برنامه موشکهای بالستیکی رژیم ایران و تحریم وسیعتر تسلیحاتی می‌باشد که سال 2010 در شورای امنیت به تصویب رسیده است. یک دیپلومات غربی در این باره به خبرگزاری رویتر گفته بود: ما هیچ تمایلی برای لغو تحریمهای موشکی رژیم ایران نداریم.



Tuesday, July 7, 2015

دزدي هاي نجومي، پرونده‌های عجیب و غریب در ايران

دزدي هاي سازمانيافته دولتي امروز در ايران، آن سوي فقر و تنگدستي روزافزوني است كه دامان اقشار مختلف جامعه را در بر گرفته است. كودكاني كه در كوچه و خيابانهاي فقر، پرپر ميشوند و زندگيهايي كه بر باد ميرود. و اين درحالي است كه جيبهاي آقايان و آقازاده ها، هر روز از دسترنج ملتي پر ميشود كه زير بار فقر له شده اند. 


Monday, July 6, 2015

مخارج سنگين پروژه هاي اتمي ايران، از كجا تأمين ميشود؟

ليستي از قيمت هاي سرسام آور ميوه و ساير اقلام ضروري، آن هم در ماه رمضان، توجه هر خواننده اي را به خود جلب ميكند، در ايران روي درياي نفت، وضعیت گرانی مواد غذایی و از طرفی بیکاری و نداشتن درآمد سرپرست خانوارها، به افزایش روزافزون ارتش گرسنگان انجامیده و نشان از وضعیت انفجاری جامعه را دارد كه دير يا زود بر سر نظام ولایت‌فقیه آوار خواهد شد. نظامي كه نان را از سر سفره مردم ربوده و آن را خرج اتمي، براي حفظ بقاي خودش كرده تا بلكه چند روزي بيشتر سر سر كار باقي بماند. با نگاهي گذرا به وضعيت در هم شكسته اقتصادي در ايران، به پاسخ بسيار روشني ميرسيم، هزينه اي كه بايد صرف آباداني ايران، رفاه مردم و دانشگاهها و مدارس و مراكز درماني و .....بشود، در اين ساليان به كجا رفته؟
البته  این ليست كه مشاهده ميكنيد، قیمتها و برآورد هزینه خانوارها در شرایطی محاسبه شده است که هر سرپرست خانوار بتواند حقوق ماهیانه خود را بموقع دریافت کند. در حالی‌که ما هر روز شاهد اعتراضات و اعتصاب کارگران، معلمان، پرستاران و کارمندان و بازنشستگانی هستیم که حقوق چندین ماهه خود را دریافت نکرده‌اند، به اين ليست توجه كنيد: